رفتن به محتوای اصلی
آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

همه میدانیم که اکثریت نزدیک به اتفاق دانشمندان ، پژوهشگران و روشنفکران مان به این باوراند ویا چنان وانمود میکنند که گویا زبان پدیده ییست هویت ساز ، ارجمند و مقدس . اما آیا این باور یک باور درست و سزاوار پذیرش هست ویا اینکه میتوان آنرا به دیدۀ شک نگریسته و مورد نقد و بررسی قرارداد. ما در این نوشتاربه گونه یی بسیار فشرده سعی خواهیم کرد تا این باور کلیشه یی و همه گانی را به چالش کشیده نادرستی و مردود بودن آنرا آشکار سازیم

در این راستا پیش از همه باید یاد آور شد که گنجینۀ اسناد ومدارک باستانی یی که تا کنون در سراسر کرۀ زمین به دست آمده است گواهی میدهد که بشراین زنده جان هوشمند ازهمان نخستین ایام زنده گانی خویش به حیث انسان ، همواره به گونه یی گروهی میزیسته است که این خود ایجاب مینماید تا افراد گروه در مراوده وپیوند و تفاهم متقابل به سر برده وهمدیگر را از خواسته ها و توقعات خویش آگاه سازند. این آگاه سازی در مراحل آغازین خویش بی گمان به وسیلۀ ایما ها و اشارات واصواتی که بیانگر خواستها و احساسات درونی آنان بوده است صورت میگرفته است ، تا اینکه کتله ها و گله های بشری آهسته آهسته دریک پروسۀ هزاران ساله و با به کارگیر مغز اندیشمند و آفرینشگر خویش به ایجاد وآفرینش نشانه های آوایی یاصوتی یی که بیانگر خواستها ، احساسات و اندیشه های ایشان بوده است مؤفق شده وسرانجام به آنچه که امروز به نام زبان یاد میشود و مورد بررسی ما نیز قرار دارد دست یافته اند.

زبان این شگفت انگیز ترین و پیچیده ترین محصول تکامل تدریجی مغز واندیشۀ بشر واین بزرگترین ابداع و اختراع ودست آورد فکرانسان ، عبارت است از یک نظام یا سیستم ویا شبکۀ قراردادی ، إکتسابی و اجتماعی و متشکل از نشانه ها وسمبولهای آوایی یا صوتی که افراد یک گروه ویا یک کتلۀ زبانی و بالتبع أفراد بشردر سراسر جهان با به کارگیری آن از اندیشه ها وخواستهای همدیگر آگاهی می یابند .
از آنچه گفته آمد میتوان استنباط کرد که زبان شبکه ییست از نشانه های آوایی که انسان پس از ولادت و زیست باهمی با سائر افراد جامعه آنرا می آموزد و به کار میگیرد ، پس میتوان حکم نمود که زبان پدیده ییست إکتسابی و آموختنی و نه فطری و ازلی که همراه با انسان زاده شود ، لذا با در نظر داشت این امر مسَلَّم و این واقعیت آشکار میتوان گفت که این نظام و این شبکۀ درهم پیچیدۀ گروهی همانگونه که در بالا نیز یاد آورشدیم ،محصول یک روند طولانی چندین هزار ساله است که طی آن بشر آهسته آهسته با به کارگیری أعضای آوایی و گویشی خویش و بدون شک با تقلید از آوازهای طبیعی ، عناصر اولیۀ این نظام را که همان نشانه ها و سمبولهای آوایی یا واژه های زبان میباشد إختراع وایجاد نموده و با پیوند دادن و پهلوی هم قراردادن واژه ها در قالب جمله ها وعبارتها توانسته است اندیشه ها وخواسته های خود را با بقیۀ أفراد گروه خویش درمیان گذارد.ونه آنگونه که فلاسفه وداشمندان آیدیالیست و ماوراؤالطبیعی وبیضه داران و متولیان أدیان و باورهای خرافاتی با اتکاء و استناد بر کتابهای به زعم خودشان " مقدس " خویش مدعی آنند که گویا "خداوند" زبان را در همان نخستین روز پیدایش آدم به وی آموخت و او نیز بلا فاصله به مکالمه پرداخته ونه تنها با خودِ "خداوند" بلکه با حیوانات نیزإفهام و تفهیم نموده است ، مثلاً در بند یازدهمِ یَسنه – هات سی و یکم اوستا ، کتاب مقدس زرتشتیان آمده است :
أی مَزدا !
آنگاه که تو در آغاز، تن و « دینِ » مارا بیافریدی و از منش خویش ، مارا خرد بخشیدی ، آنگاه که جان مارا تن پدید آوردی، آنگاه که مارا نیروی کارورزی و گفتار راهنما ارزانی داشتی، از ماخواستی که هرکس باورخویش رابه آزاد کامی بپذیرد.
همچنان در آیت نوزدهمِ بابِ دوُّمِ سِفرِ پیدایشِ تورات آمده است :
« و خداوند خدا هرحیوان صحرا و هرپرندۀ آسمان را از زمین سرشت و نزد آدم آورد تا ببیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذی حیات را خواندهمان نام او شد.»
با یک نگاه گذرا به این آیت تورات وبا چشم پوشی از اشکالات منطقی و دیدگاه خرافاتی و خرد ناپذیری که در آن نهفته است ، میبینم که آدم و خدایش در نامگذاریهای خویش ازمحدودۀ نامگذاری موجودات زنده پافراتر نگداشته اند ومزید برآن ، این آدم بوده است که پس ازپیدایش خویش و با برخورداری از آزادی درگزینش نامها ، این موجودات را نامگذاری کرده است، نه اینکه خدا واژه ها را قبل از خلقت آدم ایجاد نموده و پس از آنکه وی را از گِل سرشت آنرا برایش آموزانده باشد ؛ یعنی تورات ایجاد و پیدایش زبان را در مرحلۀ مابعد خلت آدم قرار میدهد.
و اما محمد در کتاب قرآن به گونه یی بسیار ساده اندیشانه و خرد ناپسندانه آورده است که الله ظاهراً در غیاب ملائک نامهای تمام آنچه راکه در جهان موجود است ایجاد نموده آنگاه همه را به آدم آموخت و اورا یاری داد تا امتحانی را که طی آن "خدا" خودش آدم و ملائک را دربرابرهم قرار داده بود، پیروزمندانه سپری نموده ملائک را خجل و شرمسار گرداند، چنانکه آیتهای 31 - 33 سورۀ البقرة حاکی از آن است:
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿31﴾ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿32﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿33﴾
ترجمه :
و [خدا] همه نامها را به آدم آموزاند ‏سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و گفت اگر راست ‏گوي هستيد از اسامى اينها به من خبر دهيد 31 گفتند : منزهى تو ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‏اى هيچ دانشى نيست تويى داناى حكيم 32 [خدا] گفت : اى آدم ايشان را از اسامى آنان خبر ده و چون [آدم] ايشان را از نامهای آنها آگاه گردانید [خدا] گفت : آيا به شما نگفته ام كه من نهفتۀ آسمانها و زمين را مى‏دانم و آنچه را آشكار مى‏كنيد و آنچه را پنهان مى نمودیدمى‏دانم ؟! 33
درطول تاریخ انسانها ، نهادها و نظامهای استفاده جو و ستمگر همواره کوشیده اند تا از زبان همانند ابزاری جهت فریب توده های ملیونی مردم و به کارگیری نیروی بازوو توانمندی های فزیکی و معنوی آنان دربرپانگهداشتن حاکمیت ستمگرانۀ خویش بالای خود همین توده ها و غارت و چپاول دارایی ها وحقوق حقۀ آنان استفاده نموده آنرا پدیده یی مقدس و هویت بخش ودر بساموارد چنانکه گفته آمد آسمانی وخدایی وغیره وغیره جازده و کوشیده اند با حقه بازیها ونیرنگهای ویژۀ خویش مردم را که هنوز با کمال تأسف درلجنزاری از نا آگاهی وخود بیگانه گی محض به سر میبرند ، تحت شعارهای به ظاهرآراسته و زیبایی چون « زبان مان هویت مان » ، «زبان مان شرف وعزت مان » ، « زبان مان تاریخ گذشته و آیندۀ مان » ... بسیج و ازنیرو و رأی آنان در جهت تحکیم و گسترش تسلط و حاکمیت خویش بالای خود همین مردمان از خود بیگانه و نا آگاه استفاده نمایند. دراین میان نقش روشنفکران ناروشن وسطحی نگر و نیمه سواد که متأ سفانه بیشتر از نود درصد افراد این قشر را در افغانستان تشکیل میدهند بسیار برجسته و تعیین کننده است، چه این گروه ازخود راضی و برج عاج نشین از هیچگونه سعی وتلاش و فلسفه بافی و دلیل تراشی در جهت مشروعیت بخشیدن و نهادینه ساختن پندارها و توهمات ناسیونالیستی و خرافاتی و دین باورانه و آنهم تحت شعارهای میان تهی و فریبنده یی چون احترام به عقائد مردم وفرهنگ ملت ودفاع از ارزشها وافتخارات ملی وغیره وغیره ، دریغ نفرموده و در این راه از هر ملا و آخوند و واعظ ومحتسب و چماق به دستِ امربالمعروف ونهی عن المنکر پیشی جسته و با صدها گونه تبختر وفضل فروشی و عوام فریبی های روشنفکرانه و خودنمایی های مزورانه ،میکوشند تاخویشتن را به حیث عناصر آگاه ، حق به جانب ، ارجمند وواجب الإحترام بالای توده ها و مردمان بیچاره و ساده دل کشور تحمیل نمایند. پس به حق میتوان گفت که : عجب آشفته بازاریست برپا !.. آری ، این به اصطلاح روشنفکر ان به جای روشنگری و بیدارسازی مردم وتاختن علیه باورها و پندار های پوچ و خرافاتی و پوسیده یی چون وطنپرستی و ملت گرایی و تعصبات زبانی ومذهبی و قومی و منطقوی وغیره که اربابان زر و زور قرنهاست با به کارگیری از آن توده های مظلوم و نا آگاه را هویت کاذب بخشیده و آنان را دربرابرهم قرار میدهند و دارو ندار شان را به یغما میبرند ، آنرا هرچه بیشتر قدسیت و حقانیت بخشیده و در حقیقت به جای رفع موانع و مُعَوِّقات ، خود سدراه تحقق آرمانهای واقعی توده های ملیونی مردم میشوند.
مقدس شمردن وبرتر پنداشتن یک زبان به خودی خود خوار شمردن و ناچیز پنداشتن زبانهای دیگر جهان درمجموع و یا کم ازکم زبانهای مردمانی را که درمجاورت و در پیوند نزدیک با گوینده گان زبان مقدس و برتر ویا تحت تسلط آنان به سر میبرند، درپی داشته و کتله های زبانی را در برابر هم قرار میدهد و باعث ایجاد خصومت و دشمنی بیهوده وفرسایشی میان آنان میشود.
از آنچه گفته آمد میتوان استنتاج نمود که زبانهای تکامل یافتۀ امروزی محصول و نتیجۀ سعی وتلاش چندین هزار سالۀ انسانها میباشد که در بستر یک فرایند دراز و گسترده از زایش وفرسایش واژه ها و یا همان نشانه های آوایی صورت پذیرفته است. لذا زبان هرگز یک پد یدۀ ازلی و ابدی نبوده و همواره دستخوش تغییر و دگرگونی بوده و هست و خواهد بود ، چنانکه به گواهی تاریخ تا اکنون صدها وبلکه هزاران زبان در روی زمین زاده شده تکامل یافته و نابودمنقرظ شده و جای خود را به لهجه ها وگویشهای تازه یی داده است که ازآن زاده شده وبه مقام زبانهای مستقل ارتقایافته است و یا برعکس، از اشتراک وآمیزش دو یا چند زبان ، زبان واحدی پدید آمده وبه کاربرده شده است،و امروزه به چشم سر می بینم که این فرایند کماکان ادامه داشته وبه یمن تکنولوژی مدرن ارتباطات همه گانی کنونی ، سرعت هرچه بیشتری نیز یافته است ، پس در آینده نیز، نسلهای بعدی شاهد مردن و زایش زبانها فراوانی خواهند بود تا آنکه به یک زبان واحد دست یافته و به مثابۀ یک کتلۀ واحد ویک خانوادۀ زبانی واحد و یگانه و در یک فضای مملو از صفا و صمیمیت باهم زیست نمایند وبا تأکید میتوان گفت که آنان هنگام مطالعۀ تاریخ، بالای اجداد نادان و متعصب خویش به شمول ما و شما که اینقدر در جهالت و نادانی و تعصبات ملی و زبانی و غیره وغیره به سر میبریم از ته دل خواهند خندید.
واین درحالیست که همه ادیان جهان به ویژه کتابهای به اصطلاح مقدس اوستا و تورات و قرآن در ناهمگونی و ضدیت کامل با واقعیت آشکار و ملموس ، زبانهای مربوطۀ خویش( اوستایی ، عبری و عربی ) را ابدی و ازلی وهویت سازو مقدس و تغییر نا پذیر اعلام داشته و کوتاه نگری و دگم اندیشی خدایان و پیامبران خویش ودنباله روی کورکورانۀ پیروان شان از این آموزه های جاهلانه ونابخردانه را به نمایش میگذارند. حال اینکه بر مبنای آنچه که در بالا یاد آورشدیم ، زبان تنها وسیله و ابزاری برای افهام و تفهیم میان انسانها بوده و در جوهر اصلی خویش از هیچگونه ازلیت ،ابدیت ، تقدس و هویت بخشی یی برخوردارنیست و آنانی که همچو صفاتی را برایش داده وآنرابه مثابۀ ویژه گی های اصلی و جوهری زبان جازده و نهادینه ساخته اند ، یا در هاله یی از جهالت ونادانی به سرمیبرند ویا هدف و مرامی جزنیرنگ وفریب و استفاده جویی نداشته و ندارند.
پایان
azizyasin78@yahoo.com

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

20 دیدگاه
ناشناس

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

آقای عزیزیاسین درود برشما!
بالاخره ازین فلسفه بافی تان چه نتیجه ایی باید گرفت. خودت این مقاله را به کدام زبان نوشته ایی ومخاطبان این زبان تان کی ها اند؟ آیا میتوانید همین مقاله را بزبان پشتو باهمین کیفیت بنویسید وطرفدارانی درمیان پشتونها بیابید؟
بلاخره معلوم نشد که درکشوریکه شما درآن زاده شده اید زبان نوشتاری وادبی باشنده گان این سرزمین باید چه باشد؟
آنطوریکه خود معترف استید:
(از آنچه گفته آمد میتوان استنتاج نمود که زبانهای تکامل یافتۀ امروزی محصول و نتیجۀ سعی وتلاش چندین هزار سالۀ انسانها میباشد که در بستر یک فرایند دراز و گسترده از زایش وفرسایش واژه ها و یا همان نشانه های آوایی صورت پذیرفته است)
حال اگر شخصیتی مانند محمود طرزی بنیانگذار ژورنالیزم اوغانی به بهانهء اکثریت بودن یک قوم دیگر ; محصولات چندین هزارسالهء یک نسل را بخواهد ازبین ببرد ومیان زبانها خط فاصل ایجاد کند وبعد اخلاف قومی وقبیلوی شان مانند سردار محمدداوود برای ترویج زبان قومی شان کورس های آموزش اجباری را بالای مامورین دفاتر بوجود آورد تکلیف متکلمان غیرازین زبان چیست؟
بالاخره ظالم ومظلوم درین نوشتهء علمی وفلسفی تان درافغانستان معلوم نشد .
نشود که جنابعالی نیز ازهمان اوغانهای نیمه متمدن باشید که اکنون بنام کمونیزم وانترناسیونالیزم وضدیت با مزخرفات دینی آب درآسیاب فاشیسم اوغانی میریزید.
بااحترام
پرویز بهمن

قرآنیار
آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی یخزی الکافرین مثل عزیزیاسین المرتد ویعلی کلمته فی کل زمان ومکان
ستایش آن پروردگار بزرگی را که کفار عنود مثل عزیز یاسین را رسوا وخجالت میسازد وکلمه اش را درهرزمان ومکان بلند می سازد
آقای پرویز بهمن!
شاید شما مسلمان باشید ولی بازهم من شما را توصیه به حق وتوصیه به مطالعه دررابطه به اسلام وقرآن می نمایم . راه حل تمام معضلات اجتماعی کشورما چه ازنظر زبانی وچه قومی دراسلام عزیز نهفته است.
اگر با سعهء صدر وبدون تعصب وغرض ورزی با آن برخوردنمائیم
ببنید اول
حتی دربارهء نوشتن وکتابت این ذات الله است که میفرماید که انسان را کتابت ونوشتن آموخته است
واولین آیهء قرآن درمورد خواندن ونوشتن نازل شده است
إقرأ باسم ربک الذی خلق
خلق الانسان من علق
إقرأ وربک الاکرم
الذی علم بالقلم
علم الانسان مالم یعلم
ترجمه
بخوان بنام پروردگارت که آفرید
آفرید انسان را ازخون بسته
بخوان و رب تو نهایت کریم است
آنکه آموختاند بوسیلهء قلم
آموختاند انسان را آنچه که نمیدانست
خالق کون ومکان انسان را تعلیم داده است آنجا که قرآن میفرماید :
الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان.
رحمن قرآن را آموختاند انسانرا آفرید واورا بیان آموخت.
جای دیگری قرآن درباره نقش رسل وزبان چنین میفرماید:
وما ارسلنا من رسول الا بلسانه قومه
ما نفرستادیم هیچ فرستاده ایی را مگر به زبان همان قوم.
جای دیگری قرآن میفرماید
لکل اجل کتاب
درهروقتی کتابی بوده است
جای دیگر میفرماید:
وإن من امه إلا خلا فیها نذیر
هیچ امتی نبوده است که خالی ازبیم دهنده ای بوده باشد
قرآن درمورد اختلاف زبانها درآیه ای دیگری چنین میفرماید
ومن آیاته خلق السماوات والارض واختلاف ألسنتکم وألوانکم
ازنشانه های قدرت الهی یکی هم پیدایش آسمانها وزمین وتفاوتهای زبانی میان شما ورنگهای مختلف شماست.
آقای بهمن!
شما این کافرعنود را بگذارید که ازشدت خشم به قول قرآن دستهایش را بگزد.
هیچگاهی تاریکی بر نور غلبه حاصل نمیکند.سرانجام نور برتاریکی چیره میشود. خوب شد که شما نیز به یکی ازموارد متناقض این نوشته إشاره نموده اید. ولی به نظرمن سراسر این مقاله جز عقده گشایی های کور چیز دیگری نیست این مقالات را نه کسی علمی میداند ونه هم فلسفی.
ما درتاریخ امروزی اززبانها مرده وزنده مثالهای زیادی داریم که این آقا اصلا به آن تماس نگرفته است.
زبانها لاتین وسانسکریت ازجمله زبانهای مرده اند ولی درتمام زبانهای دنیا واژه ها وکلمات آن تقسیم گردیده است. استاد ذاکر نائیک پژوهشگر رشته مقارنهء ادیان درهندوستان معتقد است که زبان ویدا وریگویدا زبان سانسکریت است اگر این زبان دوباره احیا شود آنگاه کار متولیان دین بودایی وهندویزم ازرونق می افتد زیرا دراصل متون این کتاب انسانهای آن دوران مامور بوده اند تا خداوند یگانه پرستش کنند نه بت ها را
ولی این آقای دیوانه اینجا چرندیاتی را سرهم بندی کرده است ومیخواهد ازخود یک چهرهء فیلسوف به نمایش بگذارد

جمیل
آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

آقای قرآنیار!
قرار در فشانی شما اولین چیزیکه در قرآن ذکر گردیده کتابت ونوشتن به پیامبر اسلام است ، ولی قرن ها قبل از پیابر اسلام فیلسوفان ومتفکرین در یونان، روم، مصر، هند وچین وجودداشتند که آثار بمراتب ارجدار تر ووالاتر نسبت به قرآن به جهان بشریت عرضه کردند که تحول وترقی بشریت را موجب گردید. مدنیت وپیشرفتهای محیر العقول کنونی بشریت زاده ای فکر، اندیشه وادراک و تعقل آنهاست نه قرآن عربی واحادیث ساختگی فرقه های گوناگون اسلام. آیا گفته میتوانید که آن دانشمندان ومتفکرین را کی کتابت و نوشتن آموخت؟ بت پرستی هندوها را به نکوهش گونه متذکر شده ای، بین پرستش خانه ای مکعبی به نام بیت الحرام یا کعبه وبت های اهل هنود وبودائی فرق چیست، هردو از خاک ساخته شده اند. مسلمانی اگر کعبه پرستیست .... پرستاران بت را طعنه از چیست.

قرآنیار
آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

جمیل جان!
از آثار قدیم یونان باستان نام برده ایی میشود بپرسم که نظرفلاسفهء یونان باستان دربارهء زن با دید اسلام نسبت به زن ازهم چه تفاوت دارند؟ کدام یک با معیارهای تمدن امروز وفق بیشتر دارد؟

یمولوی
آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

بدون شک فلسفه یونان باستان که فلسفه قدیم اش هم خوانند به مراتب انسانی تر وملایم تر نسبت به زن میباشد درمقایسه به برداشت دشمنانه وسراپاخشونت گراوسرکوبگر دین اسلام .شما ازاقلیدس وهراکلیتوس وانکساگوراس وپروتاگوراس شروع کنید وبرسید تابه افلاطون وسقراط وارسطو و.....هرگز آن دید ناانسانی یکه اسلام ناب محمدی درباره زن دارد راسراغ نمیتوانید .پس خود مراجعه کنید به تاریخ فلسفه تابدانید که دین شما فقط یک دین مردانه وعربی است که زن دران انکارشده است .

قرآنیار
آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

خیلی خوب!
میشود دیدگاه افلاطور وارسطو را راجع به زن تشریح نمائید؟

ناشناس
آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

آقایان مولوی وقرآنیار!
درک من ازتبادل پیامها میان شما هردو با اصل مقالهء آقای عزیز یاسین هیچ ارتباط ندارد. موضوع مقاله؛ بحث زبان است نه زن وموقف زن ازدیدگاه دین وفلاسفه
بااحترام
پرویز بهمن

عزبزیاسین

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

با پوزش از همه خوننده گان عزیز خواهشمندم در سطر چهارم پاراگراف ماقبل آخر مقاله کلمهء « انقراظ » را به « انقراض » تعویض ومطالعه فرمایند.
تشکر
عزیز یاسین

بمولوی

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

پرویز بهمن !
شنیده اید که میگویند : ده کجا ودرختها کجا؟
نوشته علمی -تحقیقی آقای بیدارروی موضوع وزمینه دیگری دورمیزند که ربطی به مطلب مطروحه خودت نداردکه خیلی بیمورددرهمه پدیده ها ردپای دشمن ودشمنان رامیجوید.
آقای قیران یار!
وقتیکه به لاطایلات تو وامثالهم میبینم ,شمارایادگار دوره سنگ مییابم که درپستو های از آرشیف جای مناسبی دارید که هم امروز وهم فردا آدم های باتمدن به شما نگاه کنند وروی شما تحقیق کنند ,مگر شما از موش های آزمایشگاه ها کم ارزش ترید؟ که نیستید!

ناشناس

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

آقای یمولوی ویا یکی ازطرفداران عزیزیاسین درود برشما !
من به دعوای شما وآقای قرآنیار کاری ندارم ولی این مقاله نزد من مسایلی برای بحث وفحص دارد که باید آنرا نویسندهء مقاله تشریچ نماید. وی مسأله ء زبان را تنها اززوایهء دین به بررسی نگرفته بلکه به مواردی راجع به نقش زبان درحیات اجتماعی امروزی نیز تماس گرفته است بدون شک این مطالب به توضیحات بیشتر نیاز دارد لطفا این چملات را بخوانید
(مقدس شمردن وبرتر پنداشتن یک زبان به خودی خود خوار شمردن و ناچیز پنداشتن زبانهای دیگر جهان درمجموع و یا کم ازکم زبانهای مردمانی را که درمجاورت و در پیوند نزدیک با گوینده گان زبان مقدس و برتر ویا تحت تسلط آنان به سر میبرند، درپی داشته و کتله های زبانی را در برابر هم قرار میدهد و باعث ایجاد خصومت و دشمنی بیهوده وفرسایشی میان آنان میشود.)
این حکم عام است که شامل هرکسی میشود. ولی پرسش من ازایشان این است که درافغانستان که ایشان این مقاله را به آن زبان نوشته اند هیچکسی دعوا ندارد که زبان برتر ومقدس زبان فارسی است. ولی واقعیت این است که زبان فارسی زبان بین الاقوامی میان طوایف مختلف این کشور بوده است. ولی حاکمان پشتون به این بهانه که ملت پشتون یا افغان باشنده گان اصلی این مرز بوم استند خواهان آن بوده اند که زبان پشتو جایگزین زبان فارسی شود. وآن هم نه به دلیل مقدس بودن بلکه به این دلیل که ملت افغان ویا پشتون زنده باقی بماند پشتونها بقای ملت خویش را دربقای زبان خویش می بینند.علاوه برآن این زبان در دوایر دولتی نیز باید بحیث زبان رسمی پذیرفته شود. فرد اول کشور باید بیانیه های رسمی خودش را به زبان پشتو ایراد کند. سرود ملی این کشور باید پشتو باشد. زبان پشتو درزنده گی مدرن امروزی ازدید پشتونها زبان محکوم بوده است باوجودیکه نظر به ادعای خود پشتونها ازنظر نفوس هم نسبت به سایراقوام اکثریت مطلق را دارا بوده است.
حال ازنصیحت بزرگوارانهء آقای عزیزیاسین که باید ‍کتله های بشری بخاطر زبان باهم خصومت نورزند ووقت خودشان بیجا وبی مورد درمسایل پیش افتاده ای چون زبان ضایع نسازند که بدون شک مرادشان افغانستان می باشد کدام اقوام وگوینده گان چه زبانی می باشند؟
عزیزیاسین:عجب آشفته بازاریست برپا !.. آری ، این به اصطلاح روشنفکر ان به جای روشنگری و بیدارسازی مردم وتاختن علیه باورها و پندار های پوچ و خرافاتی و پوسیده یی چون وطنپرستی و ملت گرایی و تعصبات زبانی ومذهبی و قومی و منطقوی وغیره که اربابان زر و زور قرنهاست با به کارگیری از آن توده های مظلوم و نا آگاه را هویت کاذب بخشیده و آنان را دربرابرهم قرار میدهند و دارو ندار شان را به یغما میبرند ، آنرا هرچه بیشتر قدسیت و حقانیت بخشیده و در حقیقت به جای رفع موانع و مُعَوِّقات ، خود سدراه تحقق آرمانهای واقعی توده های ملیونی مردم میشوند.)
مخاطب این جملات کی ها اند؟چه کسانی تعصبات زبانی را دامن می زنند وراه حل برای ازبین بردن این تعصبات چیست؟ چنانچه درپیام اولی نوشتم که مطابق فرمودهء خود آقای عزیزیاسین که هرزبان تکامل یافته فرایند هزاران سال کار وکوشش بشریت بوده که بالاخره نسل اندرنسل دربستره تکامل زبانهای مختلف باهم یکی شده اند یکی ازبین رفته دیگری جایش را گرفته است.
درحالیکه درافغانستان یک قوه قهریه میخواهد یک زبان تکامل یافته را به زور ازمیدان خارج کند تکلیف متکلمان این زبان چیست؟
درآخرخدمت شما باید عرض کنم که ازجمله کسانی هستم که عادت دارم که هرنظریه را کورکورانه قبول نمی کنم شما دل تان که مرا هربرچسپی که میزنید
بااحترام
پرویزبهمن

بیسواد

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

عزیز یاسین فیلسوف صاحب دلاک الاصل (یعنی دلاک و کیسه مال)
باز تو نجس از کجا پیدا شدی، لعنت خدا و رسول در این ماه مبارک رمضان برتو باد! برایت گفته بودم اگر پیدایت کردم اولین شخص خواهم بود که ترا مردار کنم، مگر دلاک چالاک هستی خود را در گیر نمیدهی! خیر یک روز سبقت را میدهم.

ناشناس

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

ستایش علی
جناب بهمن سلام،
نمی خواهم جای عزیز یاسین گرامی پای بحث با شما بنشینم، بویژه اینکه هرگاه هدف از بحث بزری کینه و سم پاشی در میان مردم باشد، از آن بیزارم. اما پرسشهای را که شما اینجا مطرح ساخته اید پرسشهای مشروع میدانم و بحث روی آن را، هرگاه بحث برای بحث نبوده باشد، مفید می شمارم. با این آرزو فشردهء ازدیدگاهم را پیرامون پرسشهای تان با شما و خواننده های گرامی شریک می سازم.
با عزیز یاسین ارجمند هم نظرم که هیچ زبانی مقدس و جهنمی، شرین و تلخ بوده نمی تواند. زبان با بار ارزشی و پرچسب های ارزشی ناگذیر پای مقایسهء زبانها را به میان میکشد. با این حال هرگاه ما ادعا کنیم که زبان ما شرین ترین زبان است، در قدم نخست این یک ادعای غیر علمی است. زیرا با هیچ سنجه ای قابل رد و ثبوت نیست. ادعای را که نه توانیم ثبوت و یا رد کنیم پایهء علمی ندارد. مهمتر از آن اینکه، هرگاه ادعا کنیم زبان ما مقدس و شرین ترین زبان است باید زبانهای نا مقدس و کمتر شرین، حتا تلخ و بد مزه و جود داشته باشند که در مقایسه با آنها زبان ما مقدس و شرین ترین بوده بتواند. در غیر آن ادعای ما بی معنا است و کم ترین حاصل این ادعا می تواند تحقیر و اهانت به زبانهای دیگران باشد؛ کاریکه شایسته نه خواهد بود. میدانم که شما نیز این نکته را پذیرفته اید اما مایلید مشخص گردد که کیها زبان شان را برتر از زبان دیگران میدانند. درپاسخ باید گفت، هم برخی از پشتو زبانها و هم برخی از دری زبانها ادعای برتری زبان شان را دارند. هرگاه بخواهم مشخص تر حرف بزنم "افغان ملتی" ها و مخالفین دری زبان نا فرجام اندیش شان، ما را به این دشواری و درد سر مواجه ساخته اند. اینکه کدام یکی از این دسته ها بیشتر به این مشکل دامن میزند بحث جداگانه ای را می طلبد.
روشن است که مخاطب ما نیز باید هردو گروهی یاد شده در بالا است، نه بیشتر و نه کمتر

ناشناس
آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

آقای ستایش علی!
من بالاخره ندانستم که شما چه گفتید مسؤول دامن زدن به تعصبات زبان قوم گرایان غیر اوغان وافغان ملتی ها می باشند؟
به نظرمن این یک پاسخ سطحی وتکراری وعوام پسند است که هم اسلامگرایان هم کمونیستهای دو آتشه بخاطرگریز ازاصل موضوع میخواهند شانه خالی کنند.
من مدعی نیستم که زبان فارسی شیرین ترین زبانها برای تمام بشر است. هرکسی وهرفردی زبانش نزدش شیرین وزیباست وبرایش حلاوت وشیرینی می بخشد. همین زبان است که فرهنگ وموسیقی دربستر آن رشد میکند. زبان پشتو برای متکلمان آن هرگز خالی ازین زیبایی ها وحلاوتها بوده نمیتواند. هرکسی زبانش نزد خودش شیرین است . درینجا اگر مرا میان نظریات قرآنیار وعزیز یاسین مخیر بگذارید وبپرسید که کدام یک به حقیقت نزدیکی دارد نزدمن دلایل قرآنیار انسانی تر و واضح تر از عزیزیاسین معلوم میشود باوجودیکه خود آقای عزیزیاسین تاکنون بمن پاسخ نداده اند.لا اقل دراسلام نظربدلایل تیوریکی قرآنیار اختلافت وتنوعات فرهنگی وقومی دردین اسلام برسمیت شناخته شده است ولی نظریات آقای عزیزیاسین به نظرمن دگم وتحکم آمیز وآمیخته بایک سلسله شعارهای توخالی معلوم میشود که درزمین واقع ضمانت اجرایی ندارد واگر داشته باشد باید ایشان به تناقضاتی که من به آنها اشاره نموده ام بپردازند. اینکه باید همه روشنفکران مسایل فارسی وپشتو را کنار بگذارند وهمه درراه بیداری توده ها دست بکار شوند وآنهارا ازقیدزنجیرهای دینخویی وخرافات نجات دهند بی آنکه ایشان متوجه شوند که این کاردرقدم اول باید بوسیله یک زبان صورت بگیرد.
شما افغان ملتی ها را مسؤول جدایی میان فارسی زبانها واوغانها دانسته اید ولی من درپیام اولی ام نوشته ام که این کار اززمان شاه امان الله به بعد آغاز شده است حتی بسیاریها به این باورند که این مفکوره حتی به زمان خوشالخان ختک وسلطنت بابریها درهند هم برمیگردد که پشتونها خواهان داشتن یک کشورمستقل براساس زبان وهویت قومی شان بوده اند. بناء اگر کمونیزم راهم کسی میخواهد برای پشتونها تشریح کند باید اول زبان پشتو را بیاموزد. به نظر من ازنظر تیوری من فرقی میان نوشتهء اقای عزیزیاسین بانوشته های ملالی نظام وسیستانی ونوری وگلبدین حکمتیار وآصف ننگ که خود پشتون تباراند ولی میان کشورهای فارسی زبان مرز قایلند تفاوت چندانی نمی بینم. فرق آنها این است که عزیزیاسین پرداختن به مسایل زبانی را یک کوشش بیجا وبیمورد میداند ورسیدن به جامعه ء بی طبقهء کمونیزم را پیشکش میکند وآنها نیز اسلام وملت گرایی را وافغانیت را اولویت میدهند وپرداختن به مسایل زبانی را امرزاید وبیهوده میدانند.
با احترام
پرویز بهمن

ناشناس

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

ستایش علی
بهمین جان، به گمانم بهتر است در همان جای که هستی راحتت بگذارند؛ تلاش برای "مکه" بردنت تلاش بیهوده و بی ثمر است.

ناشناس

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

ستایش علی
بهمن جان، به گمانم بهتر است در همان جای که هستی راحتت بگذارند؛ تلاش برای "مکه" بردنت تلاش بیهوده و بی ثمر است

عزبزیاسین
آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

ستایش علی عزیز درود بر شما
هرچند حرفتان را حسابی وبه جامیدانم بازهم صمیمانه پیشنهاد مینمایم تا اجازه دهید که یک بار به مکه بردن را بالایش تجربه نمایند زیرا گفته اند هیچ تلاشی خالی از ثمر نخواهد بود ، لذا امید است این تجربه ثمری در پی داشته باشد.
مؤفق باشید
عزیز

ناشناس

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

سلام به آقای عزیزیاسین ودیگر کابل پرسیان عزیز!
بلاخره بعدازگذشت چندین روز انتظار من ازشما یک پیامی خواندم که به نظرم ازشأن وشخصیت علمی شما بعید به نظر میخورد . تاکنون درست نمیدانم که آیا واقعا این پیام ازشماست ویا اینکه کدام فرد غیر مسؤول دیگرکه شاید ازمخالفان شما باشد بنام شما این پیام نامفهوم ودشنام گونه را اینجا گذاشته اند. اگر اجازه باشد من میخواهم بصورت واضح این پیام را برای خواننده گان تشریح کنم. من درپیام خودم عنوانی آقای ستایش علی آنچه را که میخواستم بنویسم نوشتم. بعد فرد نامعلومی ویاهم خود ستایش علی پیامی نوشته است که مخاطب اش من هستم که تلاش برای بردن من به مکه تلاش بیهوده است. معنای سخن همان شعر شاعر است که میگوید خرعیسی را گر بمکه برند
چو بیاید بازهم همان خر باشد.
ولی برای من کسیکه دشنام داده چه ستایش علی باشد ویا کس دیگر بی مفهوم است زیرا اگر وی چیزی برای نوشتن میداشت هرگر به دشنام وخرخواندن طرف مقابل رو نمی آورد ومن نیز مکلفیت ندارم که به هردشنام دهنده پاسخ بدهم
اما پیام شماامروز واقعا تعجب مرا برانگیخت که جنابعالی هم از آقای ستایش علی ضمن اینکه پیامش را تائید میکنید ولی بازهم نوشته اید که اجازه دهید تا یکبار به مکه بردن را بالایش تجربه کنند
معنای سخن اینکه هرچند بهمن خر است ولی بگذار تا مکه برود. آیا واقعا این پیام ازجناب عالی شماست ؟
بااحترام
پرویز بهمن

عزبزیاسین

آیا زبان واقعاً یک پدیدۀ مقدس و هویت ساز است؟

دوست عزیز و گرامی پرویز بهمن درودبر شما
من همین چند لحظه قبل سایت را باز کردم تا کامنت ها راببینم و متوجه شدم که کسی به نام من نوشتهء محترم ستایش علی درمورد شما را تأیید نموده است . لذا مسؤولیت خویش میدانم که در زمینه اعلان برائت نموده و از شما بابت این رویداد پوزش خواهی نمایم .
مگر این به آن معنی نیست که من استدلالهای بی پایهء شما را مورد تآیید قرار داده و از حرف خود منصرف شوم .آنچه را که من نوشته ام با اتکاء به واقعیتهای ملموس و غیر قابل انکاربوده وبه هیچ صورتی من درآوردی و عاطفی و احساساتی نیست وازهمینجاست که مورد تأیید دانشمندانی چون دوست گرامی مان ستایش علی و دیگران نیز قرار گرفته است واینکه من با آخرین کامنت ایشان( با تذکر این که من شک دارم که نوشتهء خود ایشان باشد وفکر میکنم که همان شخصی که به نام من نوشته شاید به نام او نیز نوشته باشد ) موافق نیستم هرگز به این معنی نیست که استدالهای منطقی و دانشمندانهء ایشان را که درکامنت قبلی خویش نوشته اند ، نادیده گرفته و موردتأیید قرار ندهم.
و اما درمورد استدلاهای بی پایهء شما باید عرض شود که اگر همه اش نه ، بخش أعظم آن عقده مندانه و عاطفی بوده و میتواند به خودی خود برای تأیید گفته های من و دوست گرامی مان ستایش علی به کار گرفته شود ، به این معنی که شما از موضع تأیید خصیصهء هویت سازبودن زبان به استدال پرداخته از من خواسته اید تا آنانی را که در تاریخ معاصر افغانستان در بستر ایده ها و تلاشهای برتری جویانهء نافرجام خویش خواسته اند تا زبان خودشان یعنی زبان پشتورا بالای دیگران تحمیل نمایند مورد نکوهش ودیگران را به عنوان مظلومان معصوم مورد دلجوی و نوازش قراردهم... چنانکه نوشته اید: « بالاخره ظالم ومظلوم درین نوشتهء علمی وفلسفی تان درافغانستان معلوم نشد » در این رابطه باید به عرض شما برسانم که شما یا اینکه مقاله را به دقت مطالعه نفرموده اید ویا اینکه نتوانسته اید از مسائل مطروحه در آن سردر بیاورید .. قصد من از نوشتن این مقاله آن نبوده است تا در مقام یک طرف دعوا به دفاع از خود وحمله بر غیر خود پرداخته به لجنزارتعصبات زبانی و لاطائلات زشت و جاهلانه و احمقانهء ناسیونالیستی فروبروم ، قصد من اصلاٌ این بوده است تا در جهت پایان بخشیدن به این پرخاشهای زهرآگین که بشریت را در مجموع وبه ویژه جامعهء بد بخت من و تورا به تباهی کشانیده وافراد و روشنفکران نا آگاه و ازخود بیگانهء آنرا به جان هم انداخته است ، گامی ولو کوتاه به پیش بگذاریم ... من خواسته ام تا همین « طعم شیرین زبان » را که شما آنرا گوارا میپندارید و من آنرا کشنده و زهرآگین ، إفشا نموده به همهء أطراف در گیر گوشزد نمایم که با همچوپندارهای پوچ و جاهلانه وداع گفته مسأله را بادیدی تازه ودانشمندانه و عاقلانه بسنجند. امید وارم توانسته باشم برخی از پرسشهای شماراپاسخ دهم .
إرادتمند شما
عزیز یاسین

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 20 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس