رفتن به محتوای اصلی
دیوارها...

دیوارها...

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

دیوارها،
این دیوارهای سر به فلک کشیده، گاه کوتاه،
گاه بلند و امتداد چشمانی که هوس عبور از
میان تمامی آجرها را دارد
.
امتداد
نگاهت می گریزد از اسارت در میان تکه
سنگهای نا منسوخ با درویشی روح جستجوگرت
...
گفته
اند نگاهت را باید بپوشانی با پوشالی کاهگلها، با خاکستری گرد و خاکها
...
نمی
دانند اما که جنین رهایی در تو هر لحظه
پرورش می یابد
.
می
دانی که این بلندیها و این کوتاهی ها، این
به نامنظم چیدنها در کنار یکدیگر، این لا
مکانی و لا زمانی هراس دارد از روح آبستن
تو
.

دیوارها،
و دستانت را بارها خراش داده ای در خشونت
آجرهای نا مفهوم، آجرهایی که هویت نخواهند
داد به آدمیان آنسوی پنجره های رنگین
....
دیوارها
و میخکوب شدن آیینه در دل سنگ و هوس
آرایش چشمانی که پشت پرده ای ضخیم پنهان
شده است از تیر نگاه دیگری
...
دیگری
و همان بیگانه آشنا، همان سترگ قضاوت
زمانه و همان دل انگیز آهنگی که امروز گوش
را می خراشاند
.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس