رفتن به محتوای اصلی
تا سرزمین روشن فردا، تو با منی

تا سرزمین روشن فردا، تو با منی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

واپسین مطلب سال 1391 خورشیدی

پس از واگویه آن حال خراب، تنها شعری
که شاید بتواند آرزویم را در سال پیش رو بیان کند، این است:

ديگر كسي نمانده و تنها تو با مني

رفتند
از بَرَم همه،‌اما تو با مني

بار
سفر به مقصد خورشيد بسته­ام

اين
سايه است در پي من يا تو با مني؟

در
اين كوير تشنه­ي سيراب از عطش

با
سينه­اي به وسعت دريا، تو با مني

سمت
خداست عقربه­ي چشم­هاي تو

ديگر
چه جاي قبله­نما تا تو با مني

امشب
ز كوچه مي­گذرم بي هراس تيغ

مي­دانم
اي قلندر شب­ها، تو با مني

ای هم­نورد وادی شب­های بی­کسی!

تا سرزمین روشن فردا، تو با منی

با من
بمان كه در دل اين دشت پرهراس

تنهاتر
از خدايم و تنها تو با مني


محمدرضا روزبه

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس