رفتن به محتوای اصلی
روز سعدی

روز سعدی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:
هر کو نظری دارد با یار کمان‌ابرو...
**********************
وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

گه نعره زدی بلبل، گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم، از یاد برفت آن‌ها

ای مهر تو در دل‌ها، وی مُهر تو بر لب‌ها
وی شور تو در سرها، وی سِرّ تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم، عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته‌نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

آن را که چنین دردی از پای دراندازد
باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها

گر در طلبت، رنجی، ما را برسد، شاید
چون عشقِ حرم باشد، سهل است بیابان‌ها

هر تیر که در کیش است، گر بر دل ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جمله‌ قربان‌ها

هر کو نظری دارد با یار کمان‌ابرو
باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها

گویند مگو «سعدی»، چندین سخن از عشقش
می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها
*************************************
مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله، سعدی شیرازی (قرن هفتم هـ.ق)

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس