رفتن به محتوای اصلی
کوه ها می بلعند

کوه ها می بلعند

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

شاید در دامنه های این کوه، پشت پنجره یی، به قامتش
چشم دوخته بودی و ایستاده گیش را می ستودی. سطرهای کتابت را تکرار می کردی، "کوه
های سر به فلک کشیدۀ افغانستان"، " کوه های دشمن شکن افغانستان"،
تو مطمئن بودی دل کوه بزرگ است، اما از گرسنه گیش نمی دانستی. دل گرسنۀ کوه هم از
ترس تو نمی فهمید؛ اما ناگهان تو بخشی از پایه های کوه شدی، کوه تو را بلعید تا به
تو ثابت کند که در برابر ایستاده گی تو هیچ است، آن همه حرف در کتابت دروغ است.
کوه ها گرسنه اند، دشمن و دوست نمی شناسند.

می دانم، می دانم، تو آنجا هنوز نفس می کشی،
شاید نفس می کشیدی؛ اما وقتی دستانی بر دامن گستردۀ کوه گره شدند و برایت بهشت
آرزو کردند، تو دانستی سهمت از "کوه های سر به فلک کشیدۀ افغانستان" فقط
بخشی از آن کوه شدن است؛ تا دیگران در
برابرش عکس یادگاری بگیرند.

کوه های سرزمینم، نگهبانانش را می بلعند. این
سرزمین سالهاست مردمش را می بلعد. 

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس