رفتن به محتوای اصلی
(بدون عنوان)

(بدون عنوان)

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

زندگی در طبقه سوم بیمارستان
اتاق یازده و یک
ریشه بیمار در حال رشد
اتاقی سرد با پرستارانی گرم
آن شب بارانی
کودکانی که مرده بودند
به دور کودکم جمع شدن
و من ترسیده بودم
و قبری سفید پشت در اتاق سبز شده بود
و من مدام مگس ها را دور می کردم
و صداهای ناهنجار روزمره را، از گوشهای کودکم
و به فکر لالایی های مردم بومی ام بودم
به مادرم
به زایمان های پی در پی اش ...
زندگی در باران
پشت پنجره اتاقم جریان داشت
و نوار قلب زمان همچنان عادی
تمام نگرانی های من
آرام خوابیده بود گوشه ای
و من خودم را حل می کردم
آرام آرام در قهوه ای تلخ

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس