با والی بادغیس هم قطارشدیم ورفتیم که کلینکی را افتتاح کنیم . والی میخواست سخنرانی اش را شروع کند که اولین هاوان افتاد واسط یک ده درصد متری مسجد . فکرکردیم اردوی ملی به استقبال ما ازخود توپ درکردن ولی سه ثانیه بعد دومی خورد به په دیوارمسجد وسومی که خورد باد وگردخاکش مرا گرفت و چره اش ناصررا . دربرابرچشمانم جان داد . چقدرآسان کشته شد .....
گلوله باران هم شدیم !
Poems for the Hazara
The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.
Order Now