رییس جمهور حکومت مجاهدین و رییس شورای عالی صلح در اثر انفجار یک بمب در داخل محل سکونتش در خیابان دهم منطقه وزیر اکبر خان شهر کابل کشته شد.
عکس از گتی ایمیج، رویترز و اسوشیتد پرس
The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.
Order Now
نظرات
34 دیدگاهعکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
واقعا زعمای قبلی افغانستان به خوبی میدانستند که افغانها را نمیگذاشتند که با سواد شوند و حالا برایم کاملا هویدا شد. زیرا با سطر های که برادران در بالا تحریر نموده اند فهمیده میشود که داشتن سواد برای افغانها چی مشکلی را به وجود میآورد تحریرهای بالا از کدام بیسواد نیست همه دارای علم و فهمند اما خاک بر سراین همه این با سوادان مخصوصا سایت تفرقه انداز کابل پرس? که نه حرمت زنده ها را دارند و نه مرده های مسلمانان را و مانند یک یهودی افراطی تبلیغ بیجا و دو از کرامت انسانی منماید.
بااحترام
جواد احمد از ولایت کنر
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
salam ba hamey dostan in jay shoker ast yak monafiq kam shod za vatani ma va mordar shod
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
سلام به تمام کسانیکه درین صفحه نظریات خود را اظهار داشتند، من هم نظر خود را شریک بسازم که پروفیسر استاد برهان الدین ربانی یک شخصیت سیاسی و مطرح در کشور بود این را میپذیرم که مرحوم یکمقدار سرمایه گذاری ها شخصی کرده بود ولی این یک اصل در جامعه سرمایه داری است که سیاست مدار امروز باید سرمایه کافی داشته باشد؛ اینکه چگونه سرمایه را بدست آورده است اینرا همه میدانیم اگر هرکدام ما و شما بجای برهان الدین ربانی میبودیم یقینا که بالای سرمایه گذاری شخصی خویش کار میکردیم، ولی قابل درک اینست که آقای مرحوم ربانی اگر پول را دوست میداشت و هدفش خدمت به وطن نمیبود بعداز کنار رفتن از ریاست جمهوری باید در یکی از کشور های آرام زندگی میکرد ، این واضح است که استاد مرحوم با درک اینکه حیات شخصیت های سیاسی در افغانستان هر لحظه در خطر است باز هم در وطن خویش فعالیت های برجسته سیاسی را بخاطر اراده ملت خویش تمثیل میکرد و در کنار ملت خویش قرار داشت و مبارزه سیاسی خویشرا در برابر دشمنان انجام میداد و در نتیجه در وطن خود در کنار ملت خود به شهادت رسید.
دوستان عزیز! لطفآ نظریات منفی گرائی را در برابر هر شخصیت سیاسی کشور بس کنید وفقط لعنت بفرستید بر دشمنان کشور که فقط و فقط پاکستان است که بطور واضح نشان خود را از سر دیوار خانه من و تو بالای دروازه و کلکین خانه های ما و شما انداخت میکند و در پهلوی آن شخصیت کشی را درین کشور ما آغاز کرده است.
بعنوان آخرین نظر اینکه هیچ کشور بدون چند ملیتی نمی باشد و هیچ کشور دارای یک ملیت نیست متاسفانه پاکستان و دیگر دشمنان وطن خصومت جدی را بین ملیت ما ایجاد کرده است که امروز اگر یک شخصیت از تاجک بمیرد هزاره ، پشتون خوش میشود و اگر یک شخصیت از پشتون بمیرد دیگر ملیت خوش میشود، در حالیکه هر برادر که ازین کشور میمیرد فکر باید کرد که از فامیل وطن مرده است.
بنا نظریات منفی که درین در برابر مرحوم پروفیسر استاد برهان الدین ربانی ارائه شده است فقط و فقط ایجاد نفاق در بین ملیت های کشور و ایجاد عقده مندی در قلب ملیت هاست.
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
به جواب آقای احساس
ربانی برای این به خارج نرفت و خانه نشین نشد، زیرا آنوقت هنوز به این اندازه پول نیاندوحته بود. میلیون های بادآورده بعد از 2001 شروع شد.
دوم برای اینکه پول و قدرت جزء یکدیگراند. پول با قدرت لذت دیگری دارد و ربانی هم مانند دیگران هردو را میخواست.
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
متاسفم ازینکه ازپیام ها وقلم شما چرک نفاق میبارد.این از فقر فرهنگ وغنای جهالت شماست که بنام تاجیک و اوغو بجان هم افتادید.بیایید بجای نیش و سم نشان دادن به همدیگه بگویید که چه راهی برای بیرون رفت کشور ازین بدبختی ها سراغ دارید؟.تاجیک هزاره اغو تا هنوز برای که نان شده است؟پشتون ها 200سال این کشوررا بنام پختانه و غیره تباه کرد چه حاصلش شد؟همیالی زیر پای امریکایی ها ناموس و طن شان را میبازند.تاجیک ها در چند دوره تا اریکه قدرت را بدست گرفت جیغ ملت به اسمان هفتم رسید .اینها همه از بی فرهنگی ماست از جهالت و نکبتی ماست.اگر شعور انسانی دارید بیایید بجای شاخ بدر کرد ن کاری کنیم که این سرزمین بلادیده را نجات دهیم.درخارج یهود و مسلمان با هم روی یک دسترخوان نان میخورند.مای که تاریخ مشترک زندگی مشترک دین مشترک و خیلی مشترکات دیگر داریم از بس بی شعور تشریف داریم تا حرفی پیدا میشود نیش را بیرون میکنیم با سم به شش جهت میزنیم و با دندان پایچه تنبانهای همدیگررا میگیرم این خطاست .بیا اگر مردید از خود درایت نشان دهید نه شاخ.
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
باقی سمندر
۳۰ سنبله /شهریور سال ۱۳۹۰ خورشیدی
۲۱ ماه سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی
سلام به خوانندګان و نویسندګان در کابل پرس?
من بنوبه خویش همه تبصره ها در مورد شهادت پروفیسور برهان الدبن ربانی خواندم - من برای شما یک پارچه شعر از بارتولد برشت -شاعر نانمدار ومبارزه تسلیم ناپذیر جرمنی را مینویسم - برشت هم سرمایه را میشناخت وهم قدرت را .
برشت شعری دارد «به خاطر مرګ آنکس که برای صلح مبارزه میکرد »
باهم میخوانیم .
آنکه تسلیم نشد
نابود شده است .
وآنکه نابود شد ،
خود را تسلیم نکرده بود .
دهان هشدار دهنده
پراز خاک شد ،
و ماجرای خونین،
آغاز .
برمزار رفیق صلح
فوجسربازان پای می کوبند .
.
.
پس آیا مبارزه بی هوده بود ؟
.
.
اما مبارزی که نابود شد
به تنهایی نمی جنګید
ودشمن، هنوز
پیروز نشده است.
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
کاکاسمندرسلام! کاکاسمندر فکر نمیکنی که وقت قیام مردم غیر پشتون به ویژه تاجیکها علیه طالبان ریشدار یا ریشکل فرا رسیده باشد ؟
آخر تا کی ما دست دوستی وبرادری به طرف پشتونها دراز کنیم و آنها شمشیر از نیام بکشند وما را نابود کنند؟ طالبان یک گروه قومیست که از حمایت تمام پشتونها برخوردار اند پس مبارزه با طالبان مساویست به مبارزه با پشتونها
کاکا سمندر !بینید استاد ربانی هم مفکورة براذری اسلامی داشت هیچ نوع تعصب قومی نداشت ولی بخاطریکه تاجیک بودکشته شد
دین اسلام با وجود مقدس بودن و قدرتمند بودن نتوانست که پشتونها را کاملن مسلمان بسازد بلکه اسلام را در مناطق شان پشتونیزه کرده اند و قانون پشتونوالی یا غولوالی شان از قوانین اسلامی ارجمندتراست پس هرگونه کوشش در جهت داشتن افغانستان یکپارچه با موجودیت پشتونها ناممکن است
کوشش نکنید بیش ازاین خودرا ومردم را فریب دهید از اتحاد و اتفاق با پشتونها حرفبزنید.
احمد
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
واقعا مردک مزدور و ابلهی تمام عيار مانند باقی سمندر، يک تحفه محمدی (!) به امت اسلامی (!) است . زير تاثير اخبار روز ، هر لحظه به رنگی در می آيد!
شعر برشت را که شايد رهبر بزدل فرهنگی او ، واصف باختری، ترجمه کرده و در موردی خاص گفته شده ؛ مرثيه ای برای مرگ يک جنايتکار جنگی ، برهان الدين ربانی ، ساخته است !!
فردا اگر ژنرال دوستم به درک واصل شد ؛ حتما شعر ماياکوفسکی را در رثای او نقل خواهد کرد!
پس فردا اگر سياف ، مردار شد؛ حتما ، جلو جنازه او ، اشک ريزان روانه خواهد شد با کتاب مجعول پته خزانه محمد هوتک و چند شعر از اخون درويزه !
باقی سمندر يک لاشخور کثيف است ؛ پس از مردار شدن ربانی و محقق و دوستم و ... بازهم جويبار زندگی ، روشن است و روان و مرداب زيان را راه ديگری است...
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
پيام های که از تلويزيون دولت مستعمراتی کابل پخش ميشود، نشانه های بارزی از وار خطايی ، درماندگی و نوميدی دولت ضد ملی کرزی دارد !
وقتی ژنرال وردک با حالت ماخوليايی و درماندگی ، پيام تسليت اش را ابلاغ می کند ، گويا همين اکنون از بيمارستان روانی فرار کرده باشد ، ناگهان زير پايش را تفتيش ميکند، شايد ميترسد که برای او نيز انفجاری در کمين
است !
سياف با کلمات دروغين ربانی را می ستايد ، در حاليکه چند روز قبل اورا در يک محفل خصوصی « چپراسی کرزی»
يا « بقچه بردار امريکا » ناميده بود !
سياف به شدت از آينده اش بيم دارد!
قسيم فهيم ، به عوض تسليت ، چرند ميگويد و بسيار چرند ميگويد او گويا مردم را به « وحدت » دعوت ميکند !!
با همان وقاحتی که کرزی ، طالبان را به صلح (!) دعوت ميکند!
سياف يادش رفته که گفته بود ( کابل بايد با خون شسته شود ، زيرا « کافران !» در روی خاک آن عبور کرده اند!!)
قسيم فهيم همين ديروز چند نفر را فرستاد تا از نبيل غمين ملقب به مسکين يار (؟) به زور برچه برای قهرمان بودن مسعود فقيد، اعتراف بگيرد!
چه جنگلی امريکا و مجاهد و طالب از افغانستان، جور کرده اند!
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
سخنی چند با دشنام سرایان !
باقی سمندر
اول میزان سال۱۳۹۰خورشیدی
بیست ودوم سپتامبر سال ۲۰۱۱میلادی
سلام به خوانندګان شرافمتند کابل پرس?
سخنی چند با خانم یااقای صفا و خانم یااقای سروش!
یک تن زیر نام های مستعار «صفا » و دیګری زیرنام « سروش شکیبا » دو موضوع نوشته اند که من
نخست سخن آقای/ خانم صفا را باشما در پایان یکباردیګر بخوانش میګیرم وسخنی درباره ګفته هایش خواهم نوشت .
آقای یاخانم صفا نوشته اندکه :
«
باقی خان
نضر (نظر ) به منطق شما چون ربانی جنایتکار از طرف ای س ای کشته شد لهزا (لهذا ) باید مردم افغانستان تمام جنایات وی را فراموش کرده و برای او زار زار بگیریند. نکند که برای خود دلیلی برای تجلیل از مرگ نجیب خادیست بسازی و او را نیز شهید بخوانی چون او جانی هم توصط ( توسط )عمال ای س ای به سزای اعمال خود رسید
خون ناحق دست از دامن قاتل بر نداشت دیده باشی لکه های دامن قصاب را »
اقای /خانم صفا :
سخن در مورد محکوم کردن جنایت وجنایت کاران در یک برهه معین و درشب فردای روز صلح جهانی است . برهان الدین ربانی یک فردی بنام عصمت الله رادرخانه خود بخاطر صحبت نمودن پیرامون صلح و قطع جنګ بنابرتوصیه های چند نفرمعین پذیرفت . دونفر دیګر یکی بنام ستانیکزی و یکی بنام واحدیار با عصمت الله چند روز مهمان چند وزیر کابینه حامد کرزی بوده اند و پافشاری نموده بودند که بایست برهان الدین ربانی با عصمت الله از نزدیک ببیند ودرمورد صلح صحبت نماید . وقتی به دم دروازه خانه برهان الدین ربانی میریسند – نفرموظف ودروازه وان ومحافظ برهان الدبن ربانی خواستار تلاشی نمودن عصمت الله وهمه میګردد ولی از جانب ستانیکزی جلوګیری میګردد- استانیکزی به بهانه تیلفون بیرون میشود و انفجار رخ میدهد و برهان الدین ربانی شهید میګردد. عصمت الله خود کشی مینماید . اینکه این توطیه کار چه دستهای مرموز است – نیاز به تحقیق دارد و بایست تحقیق کردد و انهایکه توطیه قتل را سرهمبندی کرده اند – شناسایی ګردند و به پنجه قانون سپرده شوند و به مثابه طراحان قتل وجنایت کاران یخن سفید درجامعه افشا ګردند وبه کیفر اعمالشان بایست رسانیده شوند .
برهان الدین ربانی را کشتند ویاترورنمودند – بنا براحکام دینی که برهان الدین ربانی استاد علوم دینی بود- برهان الدین ربانی به شهادت رسید .
آیا شما از ترور وقتل نمودن برهان الدین ربانی چشم پوشی مینمایید بخاطریکه باوی حساب های تصفیه ناشده دارید ؟
اګر به نماینده ګی خود با دلایل سخن میګویید – بفرمایید بنویسید واسناد را در همین کابل پرس منتشر کنید .
من چه کاره ام که بنویسم برهان الدین ربانی جنایت کاربود ووی را ببخشید یا جنایت کار نبود ؟
اقا یاخانم صفا
حکم جنایت کار بودن یک انسان را محکمه صادر مینماید نه من ونه شما .این حق وصلاحیت را شما برای خود میدهید اما من بخودم اجازه نمیدهم که همدست قاتلین برهان الدین ربانی شده وقاتلین اش درجامعه افشا ننمایم و چشم براه قتل های زنجیره دیګر بنشینم .
همچنان در مورد داکتر نجیب الله برای شما به صراحت مینویسم که صدها سوالی وجود دارند که چګونه رفقای حزبی اش – برضدش با مخالفین اش کودتا کردند وخود وی برضد رفقای حزبی خود قرارګرفته بود و سرانجام کسی که درتوطیه قتل وی دست داشت بعد از انتشار کتاب به قلم رزاق مامون بنام ( راز خوابیده ــ ) از انظار عامه خود را پنهان ساخت و طراحان اصلی وقاتلین یخن سفید داکتر نجیب الله تا هنوز در سازماندهی قتل های رنجیره سهیم اند اما شما از خواب بیدار نشده اید !
بررسی قتل و اعدام دکترنجیب الله نیز مساله ای نیست که بخاطر دشمنی ویا خصومت من نسبت به وی باعث ګویا همکاری با قاتل وقاتلین وی ګردم ـ
خیر اقا یاخانم صفا !
امیدوارم روزی شفافیت وحاکمیت قانون درافغانستان بوجود بیاید و به این قتل های زنجیره ای رسیده ګی شود – در غیر آن هرکه – هرکی را کشت و از بین برد – باید بنا به دلایلی خاموشی برګزید ؟
این ممکن شیوه تفکر برخی باشد – اما من قاتلین را محکوم مینمایم ودراین راه کار مینمایم که همه افرادی را که درقتل یک انسان یا انسانها متهم اند –چه زنده اند و چه مرده باشند – مورد بررسی قرار ګیرند وحاکمیت قانون از قتل های و جنایت دیګر بتواند جلوګیری نماید .این فشرده نظرم برای صفا .
انچه در پاسخ یک پرسش دیګر نوشته ام – آنرا دوباره در پایان منتشر میسازم تا بخوانیم .
سخنی با فحاش ای بنام سروش شکیبا !
یک تن مجهول الهویه دشنام نامه نوشته است که باهم میخوانیم
سپتامبر 14:38, بوسيله ى سروش شکيبا
«واقعا مردک مزدور و ابلهی تمام عيار مانند باقی سمندر، يک تحفه محمدی (!) به امت اسلامی (!) است . زير تاثير اخبار روز ، هر لحظه به رنگی در می آيد!
شعر برشت را که شايد رهبر بزدل فرهنگی او ، واصف باختری، ترجمه کرده و در موردی خاص گفته شده ؛ مرثيه ای برای مرگ يک جنايتکار جنگی ، برهان الدين ربانی ، ساخته است !!
فردا اگر ژنرال دوستم به درک واصل شد ؛ حتما شعر ماياکوفسکی را در رثای او نقل خواهد کرد!
پس فردا اگر سياف ، مردار شد؛ حتما ، جلو جنازه او ، اشک ريزان روانه خواهد شد با کتاب مجعول پته خزانه محمد هوتک و چند شعر از اخون درويزه !
باقی سمندر يک لاشخور کثيف است ؛ پس از مردار شدن ربانی و محقق و دوستم و ... بازهم جويبار زندگی ، روشن است و روان و مرداب زيان را راه ديگری است »
دشنام هایش را دوباره با ضرب یک هزار به توان ۰۰۰ا خدمت خودش میفرستم تا حال کند یا خوشش بیاید . »
دشنام نامه چنین فحاشی مینماید :
« «واقعا مردک مزدور و ابلهی تمام عيار »
«واقعا مردک مزدور و ابلهی تمام عيار مانند باقی سمندر، يک تحفه محمدی (!) به امت اسلامی (!) است . زير تاثير اخبار روز ، هر لحظه به رنگی در می آيد »
من برای این نا سروش ونا شکیبا مینویسم که :
دشنام « مردک مزدور و ابلهی تمام عيار » هزار بار بتوان هزار نثار ګل روی سروش ونازنین خودت- عطا یت به لقایت ـ خودت سزاوار همچو دشنامها میباشی و اګر برایت زیاد است برای مشوقین واستادانت هم تقسیم نما که باتوحسادت نورزند .
هرلحظه برهان الدین ربانی کشته نمیشود ونشده است – یکبار به شهادت رسید و برای تمام اعضای خانوده اش تسلیت ګفتم واین تسلی ګفتن باعث رنجش ونارامی خودت و اطرافیانت ګردید ـ و به این ترتیب مدافع قتل وجنایت شده ای واحساس خشنودی مینمایی و چون تشنه خون ریزی میباشی – از ریختن خون برهان الدین ربانی لذت برده ای .
برهان الدین ربانی فردی بنام عصمت الله را درخانه خود پذیرفت تا با وی درموردر صلح سخن ګوید و کسی که از صلح ګپ میزد – خود را باربانی یک جا کشت .
ایاغیر از افراد مریض کدام انسان عاقلی میتواند از این جنایت آشکار وعلنی حمایت نماید ؟
اقا یاخانم سروش نوشته است که :
« شعر برشت را که شايد رهبر بزدل فرهنگی او ، واصف باختری، ترجمه کرده و در موردی خاص گفته شده ؛ مرثيه ای برای مرگ يک جنايتکار جنگی ، برهان الدين ربانی ، ساخته است »
شعر برشت را واصف باختری ترجمه نکرده است وفکر مینمایم واصف باختری همان اندازه جرات دارد که بنام خود مینویسد و زندګی مینماید و در زیرنام مستعار مجهول الهویت مانند تو خود را پنهان نکرده است . متوجه باش که وی را بزدل خواندن دلالت به فحاشی خودت مینماید و این برمیګردد به تربیه خانواده ګی وسیاسی ات ګه چه نوع تربیه شده ای که جز فحاشی ودشنام سرایی کدام حرف دیګری یاد نګرفته ای .
شعر « به خاطر مرګ آنکس که برای صلح مبارزه میکرد » سروده شده است . آیا برهان االدین ربانی بخاطر صلح کشته شد یا بخاطر جنګ ؟
کسانیکه طرفدار ادامه جنګ درافغانستان اند – در واقعیت امر طرفدار حضور نظامی ایالات متحده امریکا و ناتو وشرکایش برای سالهای دراز در افغانستان میباشند – طرفدار مداخله آشګار پاکستان و دیګران در امور داخلی افغانستان اند – طرفدار طالبان و حزب اسلامی ګلبدین و ګروه حقانی اند - برهان الدین ربانی این رادرک کرده بود و سر بکف برضد جنګ ګام ګذاشت ود ر راه صلح شهید شد .
در آخرشعر بیان میګردد.
اما مبارزی که نابود شد
به تنهایی نمی جنګید
ودشمن، هنوز
پیروز نشده است »
اګر خودت می پنداری که داعیه صلح شرافتمندانه وباعزت وبا وقار را باید فراموش کردو همیشه وصد هاسال را درجنګ سپری نمود یا افغانستان صوبه پنجم پاکستان ګردد یا به مستعمرات کوچک بین ناتو تقسیم ګردد – این را خودت ورفقا و همفکرانت کور خوانده اید.
اقا یا خانم فرشته یا سروش بازدشنام داده ونوشته است که :
« باقی سمندر يک لاشخور کثيف است ؛ پس از مردار شدن ربانی و محقق و دوستم و ... بازهم جويبار زندگی ، روشن است و روان و مرداب زيان را راه ديگری است »
به صراحت برایت مینویسم که این دشنام لاشخور کثیف ګفتنت بازهم عطای به لقایت––بازهم هزار هزار بار صفت لاشخواری تاج سرت و دوستان همفکرت که تصور مینمایید ؛ « پس از مردار شدن ربانی و محقق و دوستم و ... بازهم جويبار زندگی ، روشن است و روان و مرداب زيان را راه ديگری است »«
ودر همین جمله توطیه قتل وکشتن دوستم – محقق ودیګران را در زمره قتل های زنجیره ای اعلان مینمایید
اما آنچه درافغانستان شما خواهان میباشید – جاری ساختن جویبار خون است و به مرداب ختم میشود وشما در باتلاق اش ګنده خواهید شد . قتل های زنجیره وکشتار ها بسوی جویبار زندګی روشن روان نیست .
هوشدار!
افغانستان ومردمش زنده اند. باشهادت رسیدن برهان الدین ربانی هوشیاری مردم وشناخت شان از دشمنان رنګارنګ مردم افغانستان زیاد ترګردید نه کمتر . شما فریب جنګ افروزان را باور نمایید اما روزی پشیمان خواهید شد – امید است دیر نګردد.
درپایان نوشته درپاسخ پرسشهایی نوشته بودم که بازهم باهم میخوانیم .
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
باقی سمندر
۳۰ سنبله سال ۱۳۹۰ خورشیدی
۲۱ سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی
سلام به خوانندګان کابل پرس?
اقا یا خانم بینام ! یا نامدار که شهامت انتخاب حتی نام مستعاررانداری وبمن اتهام بسته ای!
من حتی یک لحظه هم اګر تصورنمایی - تفنګ ویا کارتوس یا اسباب آدمکشی ګروه های پرچم وخلق و حزب شان ویا شوروی و اقمارشان را بدوش نکشیده ام - اګرشرافتمند میباشی نام خودت رابنویس تابدانم که کیستی؟
انهاییکه همیشه هویت اصلی خود را پت وپنهان مینمایند و اتهام میبندند - یا ترسو میباشند یا ریګی در کفش خود دارند .
اینکه بدون نام مینویسی واتهام بسته مینمایی. اګرتوبدانی که من درکابل تاچه حدبرضد سوسیال فاشیسم رزمیده ام وهیچګاه انهارا کمونیست نخوانده ام -چون کمونیست نبودند - چشمانت از حدقه بیرون میشود
اینکه درمورد کشته شدن شصت هزار کابلی احساس همدردی مینمایی -ګپ خوب است - اما بدان که درجنګهای کابل فراکسیون های حزب وطن واحزاب هفت ګانه وهشت ګانه همه بدون استثنا سهیم بوده اند و تواز کشته شده ګان ګپ میزنی ومن قبرهای دسته جمعی وانفرادی را دیده ام و با بازماندګان - بیوه ها و کودکان یتیم و معیوبین صحبت ها داشته ام و بایست تحقیقات ګسترده ای بوجود بیاید وهمه انهاییکه مرتکب جنایت یا جنایات شده اند - با دلایل وشواهد و اسناد در محکمه یا محاکم فراخوانده شوند یا حتی بعد از مرګ شان محکمه شوند - من اعضای خانواده ام را مانند صد ها انسان دیګردرجنکهای میان تنظیم ها ازدست داده ام - اعضای خانواده ام باهزاران خانواده دیګردرجنګ های تنظیم ها اواره شدند . این طرف اصلی قضیه است واز همین رومن یکی از طرفداران طرح عدالت انتقالی بوده ام ومیباشم . نه من حق دارم خون کسی را ببخشم ونه خودت ونه هیچ کس وفردی دیګری.
هرانسانی که از اجرای عدالت طفره میرود - ضد بشریت عمل مینماید ومهم نیست که کیست ودر چه مقامی قرار دارد- دراین مورد میتوانم برایت ده ها برګ بنویسم .
اما در مورد کشته شدن پروفیسور برهان الدین ربانی در دینه روز شام یا دیروز شام
همه میدانیم که برهان الدین ربانی اززمان انتقال رسمی وعلنی قدرت برای حامد کرزی - نه رییس جمهور بود ونه کدام قوماندان - چندسال وکیل شورا بود - همه انهاییکه خواستار به محاکمه کشانیدن وی شده اند - در کجا بودند ؟ بازهم میتوانند اسناد جمع نمایند و اقدام به محکمه نمایند - فراموش ننمایید که اګر آی -آس -آی وطالبان به شما و یا هرفرد دیګرکه طرفدار برقراری عدالت میباشد - این موقع را بدهد-
مکر میتوان یکنفر را بدون محاکمه و قاضی وداد ګاه به زندان انداخت ؟
دیروز برهان الدین ربانی را کشتند و به شهادت رسانیدند - حالا برای شما وهر انسان دیګر در هرکجای دنیا سه انتحاب وجود دار-یا
۱- جنایت و قتل را محکوم نماید
۲- جنایت وقتل را تایید نماید
۳- در برابر جنایت به دلایل مختلف خاموشی برګزیند
من دربرابر جنایت وجنایت کاران ایکه برهان الدین ربانی را به شهادت رسانیده اند - هرګز خاموش نخواهم نشست. همانطوریکه در برابر قاتل ولی کرزی یا داود - داود و ده ها انسان دیګر خاموشی را برنګزیدم ونخواه ګزید .
قتل وجنایت - جنایت وقتل است وهیچګاه بخشودنی نیست . اګر امروز ربانی را کشتند - من خاموش باشم - فردا کاکا یا پدرت را بکشند - من خاموش باشم - پس فردا خودت را بکشند ومن خاموش باشم - پس من یک عنصر سیاسی آزادیخواه نیستم ونخواهم بود. انوقت هر انسان حق خواهد داشت تامرا باقی سمندر نه بلکه به هرنامی که میداند -یاد نماید .
خانم یا اقای که نامت را ننوشته ای و اتهام بسته ای
من دربرابر شوروی وکا-ګی -بی ایستاد شدم واز حق انسان وانسانیت دفاع کردم .دربرابر المان شرق وغرب ایستاد شدم واز انسان وانسانیت دفاع کردم و دربرابر ایالات متحده امریکا وناتو ومتحدین خوردوبزرګش ومداخلات آشکار و نیمه آشکارش از سی سال به اینسومینویسم وافشا مینمایم ـ ایکاش اندکی وقت پیدا نمایی و انچه را تاحال نوشته ام واز صد ها مقاله بیشتردر نشرات داخل وخارچ منتشر شده است - بخوانی -بعد خواهی دید که چه در سفته ای !
جنایت کاری وقاتلی برهان الدبن راکشته است اما طراحان قتل بازهم طرح های قتل های زنجیره ای رادارند ومن بارها هوشدار داده ام . باید برضد قاتلین و طراحان قتل های زنجیره ای بنویسیم و نجات افغانستان از اینورطه خطرناک را فراموش ننماییم - هرکدام ما میتوانیم برای نجات واستقلال وآزادی وًثبات وصلح دایمی وعدالت اجتماعی وبرابری برای افغانستان بیاندیشیم ومبارزه نماییم - بفرمایید - پیش قدم شوید و با نوشتن وانتخاب نام مستعار بنویسید
یار زنده وصحبت باقی .
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
این لعنتی ها ( مسکین یار) و امثال آن هر روز به مثل سگ بالای مردم افغانستان میتازند. تاجای که من اطلاع دارم کسی از او نخواسته که مسعود را قهرمان خطاب کند اما و نه جناب مارشال فهیم این کار کرده. وی خودش به دعوت یکی از تلویزون های شخصی با کابل آمد و از ایشان در مورد اسناد جعلی که درشبکه تلویزونی خودش به نشر میرسانده سئوال شده است که این یک امر معمول است.
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
باقی خان
نضر به منطق شما چون ربانی جنایتکار از طرف ای س ای کشته شد لهزا باید مردم افغانستان تمام جنایات وی را فراموش کرده و برای او زار زار بگیریند. نکند که برای خود دلیلی برای تجلیل از مرگ نجیب خادیست بسازی و او را نیز شهید بخوانی چون او جانی هم توصط عمال ای س ای به سزای اعمال خود رسید
خون ناحق دست از دامن قاتل بر نداشت دیده باشی لکه های دامن قصاب را
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
باقی سمندر
برای شما اقا یاخان صفا در متن بالایی مطلبی نوشتم - اګر مایل باشید دوباره مینویسم
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
Baqi Khan
اولتر از همه میخواهم برایتان اضهار نمایم که من مخالف هر نوع ترور و قتل هر انسان میباشم ولو این قتل زیر ببهانه ای صورت گیرد .زمان سلطه خلق و پرچم هزاران هموطن عزیز مارا بنام ضد انقلاب در نیمه های شب از خانه بردند و بدون کدام محکمه یاصلاحیت قانونی سربریدند. صد ها و هزاران اننسان باسواد از محصلین تا استادان دانشگاه بخاطر نجات جانشان شهر ها را ترک نموده روانه اطراف شدند. میدانی چه سرنوشتی در انتظار این انسانهای آگاه بود . میدانی این ربانی ها و سیاف ها وگلبدین ها چه بلایی بالای این انسان های هدفمند آوردند. مگر اینها به کدام محکمه محکوم شدند۰ میدانی برای انها حتی حق حرف زدن داده نمیشد.
اقای سمندر من مخالف تو نیستم بخاطرکه شما قاتلین ربانی را محکوم میکنید اما ربانی را شهید خواندن بیحرمتی عظیمی است به خون هزاران شهید راه آزادی و انسانی وطن عزیز ما.
اقای سمندر من به شما احترام ذیاد دارم وهمیشه نوشته های شما را تا حدی که وقت یاری کند میخوانم اما باید ما در واقععیت نگری خود انسان گرایی و منافع مردم و وطن را فراموش نکنیم. در مورد سوال جانی بودن ربانی مگر محکمه ای لازم داارد کدام محکمه ترکی را جنایت کر و وطنفرش ثاب کرده اما هر افغان عاقل و وطندوست میداند که وی یک خاین ملی بود. ۶۵۰۰۰ کابلیان بیگناهبه دستور کی کشته شدند و کی ریس جمهور وقت بود. ک گلبدین قاتل کابلیان را صدراعضم تعیین نمود و شما هنوز هم ثبوت میخواهید. امیدوارم بحث خود را مودبانه وو در چوکات اخلاقی نگهدارید و مرا با منتقدین دیگر تان خلط نسازید
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
Safa!!!
کابلیان اوغانیست باید کابلی ها مینوشتی !!! در این 65 هزار ربانی, مسعود , سیاف , گلبدین , دوستم ؛خان مزازی خان ...نیز شامل اند ..
اوغان در این درگیری و کشتار رول عمده و اولی را بازی کرده ه است چونکه حاکمیت را حق پدر خود دانسته با پشتیبانی خارجی ها با تاجک با هزاره با ازبک ... داخل جنگ های خونین شدند نتیجه هم خرابی و تجاوز و کشتار وچور چپاول کابل و کل ظالمستان ...
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
محترم ایماق پور:
پرسیده اید از کدام نسلی هستی؟
من از نسلی هستم که با گوشت، پوست و استخوان خود استبداد نوکران روس و روس ها لمس کرده ام شهید و زندانی داده ام. از نسلی هستم که ساختنه شدن تنظیم های پشاوری و ایرانی به شمول قهرمان! شما و رهبر تان را توسط دستگاه های استخباراتی پاکستان و ایران و انداختن شان به جان مردم هردم شهید ما که من هم فردی ازان هستم دیدم ام. من یکی از قربانیان کابل هستم شهادت بیش از شصت هزار کابلی را که با بیرحمانه ترین شیوه قصابی شده اند که شما و باقی سمندر انرانه دیده اید ونه خواهید دید وهمی لحظه هم اگر در کابل هستید نشانه های از وحشت فهرمان و رهبران تان را نه میبینیند، از نسلی هستم که فریاد زن نابینایی را از ورای رادیو بی بی سی شنیدم که با گریه می گفت: شورای نظاری ها بالای گله ای تجاوز نموده اند و اکنون حامله ام، از نسلی هستم که راکت های کور گلبدین را بر خانه های مردم بی گناه کابل دیده ام. از نسلی هستم که کوبیدن میخ های شش انچ وحدتی را بر فرق کابلیان مشاهده کرده ام. از نسلی هستم که کباب کردن کابلیان را در کانتینر توسط سیاف ها مشاهده کرده ام. از نسلی هستم وه وحشت طالبان را با تمام ابعاد آن مشاهده کرده ام. من از نسلی هستم که پوست کردن یکاولنگی ها دیدم ام، زنده به گور کردن اسیران را در دشت لیلی دیده ام، بمبارمان های محافل عروسی را دیده ام. از نسلی هستم که نمیتوانی به سادگی مانند باقی سمندر از کنار این همه وحشت ها و استبداد چشم بسته بگذرم. شعر بر تولد برشت را در پای خوکی چون برهان الدین بریزم به خاطریکه توسط طالبان کشته شده. من با "مصداق ضرب المثل مردم که گویند همین گوشت خر و همین دندان سگ" ولی می گویم ای کاش همه آنها دبه دست توانای مرده به دار زده شوند.
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
زن ات طلاق که دیده یی هزاره میخ بر فرق مردم زده , سیاف به زیر کانتینر اتش روشن کرده !!.... فاشیست کوه های سلیمان مگر نباید پاکستانی و عرب ها و اقوام ناقل تفنگ بدست تان که قاتل مردم از جمله مزاریان بودند زیر خاک میشدند !!! مگر دشت لیلی گریه کردن کار دارد , باید برای بی گناهانی که بخاطر ملیت , سمت , مذهب و ولایت اش بی گناه از مسیر راه ها از جانب گروه های پاکستانی و ایرانی ربوده و لادرک شده اند گریه کرد نه برای تفنگی های غیر مسوول .
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
باقی سمندر
پنج شنبه
۳۱ سنبله / شهریورسا ل ۱۳۹۰ خورشیدی
۲۲ سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی
سلام به خوانندګان ارجمند کابل پرس?
سلام به خانم/اقای صفا واقای قاسم و اقای وحید !
خانم /اقای صفا
از عمق قلبم باشما درموردیکه نوشته اید :
«
اولتر از همه میخواهم برایتان اضهار (اظهار ) نمایم که من مخالف هر نوع ترور و قتل هر انسان میباشم ولو این قتل زیر ببهانه ای صورت گیرد .زمان سلطه خلق و پرچم هزاران هموطن عزیز مارا بنام ضد انقلاب در نیمه های شب از خانه بردند و بدون کدام محکمه یاصلاحیت قانونی سربریدند. صد ها و هزاران اننسان باسواد از محصلین تا استادان دانشگاه بخاطر نجات جانشان شهر ها را ترک نموده روانه اطراف شدند. میدانی چه سرنوشتی در انتظار این انسانهای آگاه بود »
من باشما در همین مورد بالایی همنظرم واز نظر شما پشتیبانی مینمایم وارزو دارم که جنایت کاران محکمه ګردند
– من برضد اسدالله سروری با عده ای از متضررین دیګر و خانواده شهدا اقامه دعوا نمودیم و من به عنوان شاهد در محکمه میخواستم بروم اماخواندم ودیدم که طرفداران اسدالله سروری چه هانوشتند وچه ها کردند . بسا نخواستند تا اسدالله سروری به محکمه علنی کشانیده ګرددـ درنتیجه اسدالله سروری برای بیست سال زندان محکوم ګردید وشاید امروز وفردا به کمک همین هایی که سه روز پیش برهان الدین ربانی را ترور کردند – از زندان آزاد ګردد و درمقام رهبری حزب « ملی تنی وشرکا ... » جایګاه خود را بیابد . در زمان شوروی سابق طرفداران اسدالله سروری برای به قدرت رسانیدنش کمک میکردند تا وی به اقتدار رسانیده شود ونه نجیب الله .
امروز اوضاع افغانستان را دقیق تر مطالعه نمایید ودر می یابید که شباهت هایی میان سالهای ۱۹۹۶ میلادی وحالا وجود دارد . من با تاسف بایست بنویسم که بسا کارها یی را دیده ام ومیدانم که هیچګاه در رسانه های دیداری- شنیداری و نوشتاری شما را نمی ګزارند تا خبر شوید . ببخشید که چنین مینویسم . وقتی شما مینویسید که :
«. میدانی این ربانی ها و سیاف ها وگلبدین ها چه بلایی بالای این انسان های هدفمند آوردند. مگر اینها به کدام محکمه محکوم شدند۰ میدانی برای انها حتی حق حرف زدن داده نمیشد »
من برایشما مینویسم :
ایا میدانید یا میدانستید که :
معصوم استانکزی، دبیر شورای عالی صلح، به حامد کرزی خبر داده بود که یک نوار صوتی حامل پیام صلح به آدرس دولت افغانستان و شورای صلح به دست آنها رسیده است ؟
آیا میدانستید ومیدانید که :
نوار صوتی حاوی پیامی از شخصی به نام مولوی عنایت الله مخدوم بود که پیشنهاد ها و سوالاتی در مورد روند صلح داشت و از شورای صلح و شخص برهان الدین ربانی به نیکی و احترام یاد می کرد ؟
باور داشته باشید که هنوز بسا ګپ هایی اند که نوشته نشده اند و بسا راز هایی اند که افشا نشده اند- امیدوارم با برده باری این بحث های افغانستان را دنبال نمایید و یقینن ده ها موضوع دیګر روز بروز برایشما روشنتر خواهد ګردید.
. وقتی شما مینویسید که :
«. میدانی این ربانی ها و سیاف ها وگلبدین ها چه بلایی بالای این انسان های هدفمند آوردند. مگر اینها به کدام محکمه محکوم شدند۰ میدانی برای انها حتی حق حرف زدن داده نمیشد »
اګر بنویسم که نمیدانم ویا خود را به در بیخبری بزنم – احمق مادر زاد خواهم بود . مردم افغانستان وبویژه مردم کابل دردهای جان کدازی را تجربه نمودند ومینمایند . درکوچه – ګوچه کابل خونها جاری شد که در نوشته آقای وحید یک ګوشه آنرا میخوانیم که از کدام نسل اند ـ هیچ کسی اجازه نخواهد داشت مانع آزادی – ګفتار وبیان دیګران ګرددـ من فقط مینویسم که :
صفای نازنین – وحید جان !
با درک عمیق از احساسات شما – من با تمام قوت میکوشم که از جنګ های قومی ومذهبی وپارچه پارچه شدن افغانستان وادامه جنګ های فرسایشی و خانمانسوز و مداخله های آشکار ونیمه آشکارهمه کشورهای همسایه – دور ونزدیک تا ناتو ومتحدین تاحد توانایی جلوګیری نمایم . همین هموطن شما ( باقی – سمندر ) در ساحات کوناګون در افغانستان تلاش دارد تا ازتداوم بخشیدن به حمام خون شدن وبودن افغانستان جلوګیری نماید ـ من تاجاییکه میبینم – وباور دارم افق افغانستانی که جنګ ها ی تحمیلی وخانماسوز ولشکرکشی ها ی اشکار ونیمه آشکار بيایان برسد- چندان روشن نیست – اما با ایمان کامل برایتان مینویسم که من برضد تاریکی ها قرارداشتم وقرار دارم .اینکه شما مینویسید :.
اقای سمندر من مخالف تو نیستم بخاطرکه شما قاتلین ربانی را محکوم میکنید »
این حرف بسیار بجا است ـ هنوز برهان الدین ربانی را به خانه خاک نګذاشته اند – فردا که روزجمعه است وی را بخانه خاک ودایمی اش میګذارند – هیچ انسانی وزنده جانی نمیتواند از چنګ مرګ فرار نماید .
در افغانستان وهمه دنیا جز کلتور وفرهنګ مردم میباشد – که اګر درغم دیګران شریک نمیګردند – در کنار محفل غمګساری خانواده غمګسار و مرده دار محفل بزم ورقص وبایکوبی نیزبرپا نمیدارند – اما متاسفانه که جنک های سی ساله اخیر همه شیرازه افغانستان را چنان پاشیده است که حتی در غم خانوداه ای شریک شدن را هم جرم و جنایت می پندارند ومن بخاطر این جرم بایست بدار آویخته ګردم – خود حدبث مفصل این مریضی خانمانسوز را بخوان . من بحال این نوع مریض ها بسیار متاسفم .
طراحان اصلی قتل های زنجیری خواهان آن اند تا افغانستان را به جنګ های خونین تری بین قومی – بین مذهبی مصروف ترسازند و برای مداخلات ګوناګون خود ایادی و يایبوس ها یی بیشتری را بیابند .
من با همین ناتوانی که دارم – هرګز نخواهم ګذاشت که در افغانستان وکوچه به کوچه شهر ها و بویژه کابل ای که بیش از پنج ملیون انسان هردم شهید افغانستان از همه ولایات ودوردستهای وطن در آن پناه آورده اند وخواهان زندګی نموده درحالت غیر جنګی میباشند – بازهم همین کابل به میدان خون ریزی ها ی بیشترمبدل ګردد.
من درکابل برای بسا از افرادی که زمامداران در اریکه های قدرت اند به صراحت و باحضور شاهدان ګفته ا م که :
من از زندګی هر دختری که یکباربه انګشتان دست اش رنګ ناخون زده است – ویا درلب های خود رنګ ولب سرین زده است ومیزند طالبان وجنایت کاران رنګارنګ میخواهند وی را به جرم رنګ ناخون و یا لب سرین ترور کنند و دیګران را بجایشان میخګوب ګنند و سکوت ګورستان را برقرار سازند من از زندګی هزاران همچو دختران وزنانی – دفاع کرده ام ومیکنم . این ګپ ها در اروپا خنده آور است اما در افغانستان مکتب رفتن – نوع لباس پوشیدن – نان خوردن و راه رفتن را دیکته مینمایند ومیخواهند به رسمیت برسانند .
من از جوا نانی که بخاطر پوشیدن پطلون یا تراشیدن ریش یا آرایش موی شان محکوم به ترور ګردیده اند – دفاع مینمایم و خواهم کرد .
من نخواهم ګذاشت تا کابل بازهم بیشتر ازحالا به خاک وخون کشانیده شود ، من طرفدار ساختن باریکاد های دفاع اززندګی مردم کابل بدست توانای خود مردم کابل بودم ومیباشم ودر این راه ازروزی که میخواهند طالبان رارسمن درراس قدرت برسانند – تلاش شبانه روزی ام بیشتر شده است ونه کمتر.
تامین صلح شرافمتمندانه – صلح باعزت وبا وقار – صلح که استقلال سیاسی وبیطرفی افغانستان را تضمین نماید – یکی از بخش های کار روزانه ام در افغانستان است ـ تامین استقلال – آزادی – برابری – عدالت اجتماعی درافغانستان صلح آمیز وثبات دیموکراتیک یکی از بخشهای کار شبانه روزی ام در افغانستا ن بود و میباشد.
درظرف ۲۴ ساعت من فقط ومحض برای یک ساعت – رسانه های انترنیتی را میخوانم و باری تبصره هایی دارم – شما میتوانید تبصره مرا نقد نمایید – با نقد شما من می اموزم وخواهم آموخت .
سخن آخر را درباره اینکه نوشته اید :
«اقای سمندر من مخالف تو نیستم بخاطرکه شما قاتلین ربانی را محکوم میکنید اما ربانی را شهید خواندن بیحرمتی عظیمی است به خون هزاران شهید راه آزادی و انسانی وطن عزیز ما »
من هرګز قصد بی حرمتی به هیچ شهیدی بخون خفته ندارم ونخواهم داشت . همه شهدای افغانستان با کارنامه های خودشان در حافظه تاریخ وجامعه ما ماندګار اند وخواهند ماند.
ما شهدای ګلګون کفنی داریم که به یک ونیم ملیو ن انسان در همین سی سال اخیر تخمین زده میشوند – شما همه روزه خبر میشوید که ګورهای دسته جمعی را کشف میکنند وبرملا میسازند ـ
باور من اینست که :
دین ودین باوری در افغانستان جز فرهنګ مردم افغانستان است . هرفردی که باسیاست خودرا از نګاه شوقی یا اجباری مصروف ساخته است – میداند که با احساسات دینی مردم در افغانستان برخورد سبک سرانه کردن کار معقولی نبوده – نیست ونخواهد بود
درافغانستان یکی که ګلوله غیبی میخورد و بخاک وخون کشیده میشود – به آن انسان شهید ګفته میشود . کسی که قصدن وعمدن مورد قتل قرار میګیرد به وی شهید ګفته میشود- کسی که مورد تهاجم قرار میګیرند ودرحالت دفاع ازخود به اثر اله جارحه یا غیر جارحه کشته میګردد –بوی شهید ګفته میشود .
در تعریف نمودن شهید میتوانم برای شما زیاد بنویسم .
شهید راه استقلال – شهید راه عشق به سعادت مردم- شهید آزادی مردم وده نوع شهید با دها نوع صفات ـ
سخن در مورد برهان الدین ربانی است .برنامه قتل وی را کشیدند و عده ای که عملن به عنوان معاونین قتل بایست مورد بازخواست ومحاکمه ومجازات قرار کیرند تا خانه برهان الدین ربانی رفتند ـ وی را کشتند – اکنون قاتل ومقتول داریم ـ قاتل جنایت کار است ومرتکب جنایت شده است و شواهدی انکار ناپذیر وجود دارد – برهان الدین ربانی دروزاه خانه اش را برای صلح بازکرده بود – نه برای جنګ – خوب توجه نمایید- مردی ۷۱ ساله را بخاطری که درمورد صلح سخن کفته است و جنګ را راه حل نمیدانست – کشتند – به نظر تمام فقهای اسلامی – برهان الدین ربانی شهید ګردانیده شد و قاتل وی خودش خود را کشت و در دین اسلام قتل نفس یک نفر مساوی به قتل بشریت است و زندکی دادن به یک نفر مساوی به زندګی دادن به بشریت است ، این احکام دین است واکثرمردم افغانستان مردم مسلمان واز اینرو دراینمورد متفق القول اند.
قاتلین خواسته بودند در دستګاه قدرت نیز چند دستګی را بوجود بیاورند وفرمان جنګ از مراجع بالایی قدرت صادر ګردد اما دیده شد که این توطیه خنٍثی ګردید ،
توطیه های دیګری در کار است و من این تبصره را بپایان میرسانم وبرای آقای قاسم چند جمله ای می نویسم :
ادامه دارد
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
باقی سمندر
۳۱ سنبله /شهریور سال ۱۳۹۰ خورشیدی
۲۲ سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی
( پیوسته به ګذشته )
توطیه های دیګری در کار است و من این تبصره را بپایان میرسانم وبرای آقای قاسم چند جمله ای می نویسم :
سخنی با قاسم خان !
قاسم را قسمت کننده ګویند- باری شنیده بودم که درسالهای ګرماګرم اشغال افغانستان بسا از جوانان سخنرانی شان را چنین شروع میکردند :
بسم الله قاسم الجبارین !
من بارها میګفتم :
اعوذ بالله من اکون من الجاهلین – بسم الله قاسم الجبارین - الحمد لله رب العالمین والعاقبته للمتقین وصلات وسلام علی خاتم المرسلین ً
اما بعد :
اقای قاسم نوشته اند که :
« آقای سمندر سلام
من در مورد جشن خود به جواب برادر بی ناموست ایماق پور پرداختم که میتوانی آنرا بخوانی.
اما در مورد تسلیت به همسر استاد به کدام همسرش یه همسر قاچاقبرش ویا به کدام کوچ دیگر استاد که درست توضیح نشده است »
من مینویسم !
وعلیکم السلام قاسم خان !
برادرم ایماق پور بی ناموس نیست ونبوده است – ونخواهد بود – شما در مورد آزادی کفتار وبیان مشکل دارید –
شما میان عفت کلام و آزادی ګفتار وبیان رابطه منطقی ومعقول وخردمندانه را نمیتوانید بوجود بیاورید وبرقرارسازید –از قدیم وندیم ګفته اند :
هروقت پای منطق لنګ آمد – به فحش ودشنام شروع مینمایند ـ
بفرمایید با منطق ودلایل وبراهین سخنان برادرم ایماق پور را رد نمایید. برادران ایماقی من دوش بدوش مردم افغانستان سالها در قندوز – غور و سراسر کشور رزمیدند تا افغانستان مستعمره شوروی نباشد یا صوبه پنجم پاکستان نګرددـ برادر ایماق ام در سالنګ رفت و بخاطر پایان دادن به جنک آقای عبدالرشید دوستم را به آغوش کشید – برادرم ایماق ام بخاطر پایان دادن به جنګ تا ماهیپر رفت و اقای ګلبدین را روی تخت روان بکابل آورد تا کشتار وقتل وجنایت پیایا ن رسانیده شود و آی –اس آی – پیشنهاد کرده بود تا وزارت دفاع – وزارت داخله و وزارت امنیت افغانستان ( واد ) در اختیار اش قرار ګیرد ـ
همین روز ها در دوجلسه اشفاق کیانی – و پاشا که از سردمداران اردو وآی اس آی رژیم پاکستان میباشند - خواستار شدند که دولت مداران کابل با پاکستان معاهده امضا نمایند تا مسوولین اردووپولیس وامنیت افغانستان را تربیت نمایند ودر پشت پیشنهاد شان دستهای آم- آی – شش را من دیده ام – من از محافل پشت پرده سخن میګویم و میکوشم هموطنان عزیزم بادقت ودرایت درک نمایند که ما درکدام برهه حساس دراین شب وروز قرار داریم.
اقای قاسم نوشته اند که :
«اما در مورد تسلیت به همسر استاد به کدام همسرش به همسر قاچاقبرش ویا به کدام کوچ دیگر استاد که درست توضیح نشده است »
( تسلیت به همسر پروفیسور برهان الدین ربانی – اګر دارای همسر انی بوده باشد – برای همه همسران وبازماندګانش تسلیت میګویم که خاطر شما جمع ګردد – اګر احیانن کدام همسرش جز از اعضای خانواده ویا خویشاوندان شما نیز باشد – به وی نیز تسلیت میګویم ودرغم شان خود را شریک میدانم – امیدوار مقاسم خاطرتان را جمع ساخته باشم )
قاسم خان !
اخرین اندرز من برایت اینست که اګر ناموس خود را دوست داری – به ناموس دیګران نه با کلام – نه با اشاره وطنزو هیچ ګونه توهین نه نما . این به مفاد خودت است .
توکه برادرم را بی ناموس میخوانی – مرا نیز بی ناموس ګفته ای .
هوشدار !
این اخطار را در روی کاغذ بنویس و در ګوشه لپ تاب آت در برابرچشمانت بیا ویز تا نګویی که باقی سمندر برایت نګفته بود .
هوشدار !
عواقب این حرفها در جامعه افغانستان سخت ناکوار است.
سخنی با آقای حمید !
اقای حمید نوشته است که :
باقی سمندر: «
من هم به شما و سایر مجاهد شده ها تسلیت عرض میکنم. امید وارم روزی از کسانی که بد می برید، جون ملاعمر و گلبدین نیز مگر همراه با قانونی و عبدالله و محقق و سیاف ... بر چوبه دار ببینم. داریکه مردم افغانستان بر پا کرده باشد. به امید آنروز »
آقای حمید !
اګر مردم افغانستان – چوبه های دار را بیاویزند – وهرکه را بدار بکشند همانقدر که از قاتلین برهان الدین ربانی منزجرم – ازمردمی که در خواب خرګوشی قرون وسطایی باشند نیز متنفر خواهم بود. کوششهای خون آشامان که میخواهند در رسانه ها زمینه سازی نمایند وفضا سازی کنندکه دیګران ومخالفین رنګارنګ شان را به دار بزنند وبعدن به نام دیکتاتوری منوره ًآرامش ګورستان را در افغانستان برقرر کنند – را پیوسته افشا نموده ام ـ من سرسخت ترین دشمن اعدام وقتل و نابودی فزیکی مخالفین ودشمنان مردم بوده ام وخواهم بود .
هرانسان ازاده میتواند مقالات من را بخواند –با صراحت مینویسم که :
سرسخت ترین دشمن اعدام – قتل فزیکی به هرشکل آن امریکایی ویا طالبی با شمشیر وسیلاوه و یا با کلوله وده ها شکل آن بوده ام وخواهم بود . همچنان دشمن سرسخت هرنوع شکنجه بوده ام وخواهم بود.
اقای وحید نوشته که :
. «از نسلی هستم که نمیتوانی به سادگی مانند باقی سمندر از کنار این همه وحشت ها و استبداد چشم بسته بگذرم. شعر بر تولد برشت را در پای خوکی چون برهان الدین بریزم به خاطریکه توسط طالبان کشته شده. من با "مصداق ضرب المثل مردم که گویند همین گوشت خر و همین دندان سگ" ولی می گویم ای کاش همه آنها دبه دست توانای مرده به دار زده شوند »
من در مورد شعر بارتولد برشت در بخش دیګر نوشتم و بازهم مینویسم که برهان الدین ربانی نه درمیان جنګ – نه در مورد فرمان دادن براادامه جنګ ونه برای تایید حضور دشمنان رنګارنګ مردم افغانستان در افغانستان ودر صحنه جنګ بلکه در میز مذاکره برای صلح کشته شد .
شما که برهان الدین ربانی را به خوک تشبیه میکنید و ګفته ناصر خسرو را ګه کفته بود « لفظ در دری را به پای خوکان نمی ریزم » عملن برضد ربانی وبه طرفداری قا تلین برهان الدین ربانی بکار میبرید و به پای قاتلین ربانی می ریزید و ربانی را ګوشت خر خوانده و توطیه ګران وجنایت کاران یخن سفید را دندان سک میخوانید – با همین شکل آشکار مهر تایید به قتل های زنجیره میزنید و طرفدار به خاک وخون کشانیده شدن افغانستان میباشید وبدون آنکه بدانید و بفهمید که در خدمت سرویسهای استخباراتی منطقه وجهانی قلمفرسایی مینمایید .
روشنفکر بودن به این معنی نیست که در ذهن انسان – شمع – یا چراغ لالتین – یا چراغ هریکن – یا ګیس و یا ګروپ های سریس غیر تباشری وجود داشته باشد تا روشنفکر بداند که تاریکی چیست و روشنی چیست .
عده ای میکوشند بازهم کوچه به ګوچه کابل را میدان خون ریزی بسازند و در چراغ های کنار سرک ها کله ها را آویزان نمایند و آرامش ګورستان را برقرار سازند .
من قاتلین را محکوم کردم ومینمایم وخواهم کرد و هرکه شعور وآګاهی ملی داشته باشد- خواهد دانست که افغانستان در چه حالت وورطه خطرناک قرار داده شده است .
برای من نجات افغانستان ومردم شریف ونجیب افغانستان که از سی واند سالی به اینطرف در حمام خون غوطه ور اند ، مطرح است .
.
این اختلاف سیاسی بسیار بزرګ میان من با صدها انسانی که باور « چپ » یا راست دارند میباشد.
یکبار دیګر به قتل رسانیدن وکشتن برهان الدین ربانی را با قاطعیت محکوم مینمایم وارزو دارم تا هرچه زود تر طراحان قتل که شناسایی شده اند – از افغانستان ممنوع الخروج اعلان ګردند وپولیس سرحدی افغانستان – از فرار شان جلوګیری نماید وانها را به چنګ قانون سپرده شده ت به کیفر اعمال شان برسند –
این ګامیست درراه تامین عدالت .
انهاییکه بازهم منتظر ادامه قتل های زنجیره به هرنامی باشند – آرزو های خود را میخواهند عملی نمایند تا جنګ در افغانستان ادامه یابد و قوای ناتو و شرکا در افغانستان نخست تاسال ۲۰۱۴ و بعدن در قید اعلامیه تا سال ۲۰۲۴ میلادی وباتا کید برماده ششم اعلامیه – و بعدن تاسالهای دیګر در افغانستان باشند و رقبای عملی ایالات متحده امریکا و اروپا ونا تو در همسایګی ومنطقه و دور ونزدیک میکوشند افغانستان میدان خون ریزی هایشان برای دست یافتن بیشتر از زمینه ها باشند.
من میدانم که چه مینمایم وچه بنویسم و چه باید ننویسم ـ برای من احساس وخرد درنوشته هایم عجین شده است . قلب ګرم ومغز سرد مرا تا حالا هیچ یکی از « پالیسی میګر ها و اکتور ها »
نتوانسته اند – تحت شرایط فضا وجو سازی های که استخبارات منطقه وجهانی بوجود می اورد به قلب سرد ومغز ګرم بکشانند – من باور دارم که افغانستان از این آزمون خواهد ګذشت و درفش افغانستان مستقل – آزاد – آباد –متحد –شکوفان ومترقی باتامین برابری وعدالت اجتماعی وتحکیم وحدت ملی – خارچشم دشمنان رنګارنګ مردم افغانستان خواهد بود وعده ای ازجوانان که تازه ګام در عرصه سیاست مغلق وپیچیده افغانستان و منطقه ګذاشته اند وتمرین مینمایند – درسهایی بزرګی خواهند آموخت.
یار زنده وصحبت باقی
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
آقای باق سمندر:
به نظر من دراز نویسی ، از در و دیوار بحث کردن و خودرا به این درو آن در زدن، گاهی از ده و گاهی از درختان گفتن، حرافی است. با حرافی نمیشود رد پای گم کرد. یک جمله را بار ها بکار گرفتن تا سر کلاوه از خواننده گم شود نیزحرافی نامیده می شود که بد ترین شیوه بحث است. از شما می خواهم واضحاً بنویسید جواب ارایه کنید:
1- ایا برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود یکی از عاملین کشتار کابلیان در سک جنگی ها تنظبمی و ملیشه ای بودند و یاخیر؟ زیرا تا کنون خواسته ای ازین موضع فقط با حرافی تیرت را بیاوری. فقط روی نکاتی بحث میکنی که مربوط دوران پرچمی ها و طالبان می شود.
2- آیا ربانی و مسعود توسط آی اس آی تمویل و تجهیز میشدند و یا خیر البته در سال های قبل از سقوط دولت تجیب؟ و در دوران حکومت خود هم از آی اس آی دعوت نکردند تا اردوی را که خود شان پاشان نموده بودند، دوباره بسازد؟
3- آیا برهان الدین و احمد شاه معامله گری های با روس ها، گلبدین، مزاری، دوستم، پرچمی ها و حتی طالبان داشتند و یا خیر؟
4- لطفاً بنوبسد که به صورت مشخص در نوشته من که چنین آغاز می شود : من از نسلی هستم... کدام جمله اش افترا است؟
5- ایا باید جنایت کاران جنگی ، آدم کشان، رهزنان و وطن فروشان محاکمه گردند ویا خیر؟ اگی بلی، دران صورت جایگاه ربانی- مسعود در کجا خواهد بود؟
6- آ یا قتل استاد واسوخت در بدخشان را که استادت با افتخار ازان یاد میکرد، به خاطر داری؟.(مشت نمونه خروار). بدخشانی ها می دانند که استاد واسوخت کی بود و چه گناهی را مرتکب شده بود. اگر به منظور داد خواهی استاد واسوخت هم اگر باشد استاد قاتل ات باید اعدام میگردید.
7- آیا با گفتن " با تمام قوت میکوشم که از جنګ های قومی ومذهبی وپارچه پارچه شدن افغانستان جلو گیری کنم" و ایستادن در کنار یکی کسانیکه خود عامل همچو جنگ ها باشد کار صواب است؟ ربانی و مسعود در کنار گلبدین و مزاری و دوستم و سیاف یکی از عاملین اساس جنگ های قومی در افغانستان نیست؟ مگر قتل عام افشاری ها براه انداختن جنگ قومی نه بود؟
8- بنیاد گرایان بنا بر خصلت خود به همه جنایات، وحشت، استبداد و حتی بی ناموسی خود رنگ وروغن" دین و دین باوری" می زنند، چنانچه سیاف هم جنگ های کابل را اسلامی خواند. و شما هم با همان شیوه می خواهید کشته شدن استادت را رنگ و روغن " دین و دین باوری" بزنید وشهیدش بخوانید. آیا کشته شدن قاتل شهادت است؟ بنا بر تعریف شما امیر حبیب الله، حبیب الله مشهور به بچه سقاو، نادر خان، ترکی، امین، نجیب شهیدان بودند.
9- اکت ها ضد اعدام بودن تان هم کاملاً در خدمت جنایت کاران است. زیرا جنایت کاران همه قتلها و اعدام ها و ترور های خودرا نموده اند ولی این بار مردم افغانستان بایدجنایت کاران را محاکمه و اعدام نماید. و شما بر ضد آن قرار میگیرید و حتی اگر یکی از آنها در سگ جنگی های خو هم کشته شود شما با اشک های تان جسدش را می شویید ویا نه؟
باز هم خواهش میکنم که پرسش ها فوق را مشخص ، ماده وار و کوتاه جواب بدهید
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
آقای وحید!
ببخشید قبل از آنکه باقی سمندر به جواب های شما بپردازد من هم میخواهم پای خویش را زیر لحاف بیمار داخل کنم:
قبل ازهمه آقای باقی سمندر یک شخص حقیقی وحقوقی غیر مستعار است، مثل خودت صدها وحید درګوشه وکنار جهان وجود دارد .
بناء ازنظر اخلاقی این پرسشهای شما تا وقتیکه باقی سمندر شمارا با هویت وسابقه ای مبارزاتی تان نشناسد هیچ الزامی ندارد که دربحث باشما شرکت کند وشما را بحیث یک طرف بحث برګزیند اګر میکند بازهم بزرګواری خودش است.
اما درمورد پرسش های شما: از عبارت سګ جنګی معلوم شد که شما بکدام جریان افراطی بیخود چپ غیر مسؤول متعلق استید که غیر از انتقاد دیګر هیچ چیزی درچانته نداشته و حتی هنګام نوشتن یک پیام ، آداب واخلاق نویسنده ګی نیز فراموش تان میشود، بناء اګر آقای باقی سمندر با این اخلاق شمارا طرف بحث خویش برګزیند بازهم بزرګواری میکند والا مثل شما افراد بداخلاق وبدزبان درکابل پرس به صدها میتوان یافت واز لاطایلاتش به آسانی میتوان ګذشت.
برهان الدین ربانی چرا از آی اس آی پول وامکانات نظامی درزمان جنګ علیه شوروی سابق میګرفت؟ این پرسش را ازخودت به این شکل می پرسم خودت باید جواب بدهی : چه میکرد خودرا به دولت کارمل ونجیب وروس تسلیم میکرد تا از آنها مانند ملیشه های عصمت مسلم و داوود هراتی وغیره کار میګرفتند؟
چه ګزینه ای شما درزمان اشغال افغانستان توسط روسها داشتید که آنرا برهان الدین ربانی عملی میکرد؟
فرموده اید آیا درجنګ های کابل این ها بحیث قاتل مردم کابل شناخته شوند ویانه؟
شما کشتن افراد را بصورت عمدی وقصدی و جنایات سازمان یافته را با جنګ های حزبی وګروهی چرا ازهم تفکیک نمیکنید؟ آیا این نوع جنګها تنها در افغانستان رخ داده است؟ چرا لبنانی ها طرفهای نظامی درګیر را درجنګهای داخلی درسالهای هشتاد میلادی بعداز دخول اسراییل درآنکشور وبعد خروج قوای اسراییل از آنکشور تا مرزهای جنوب ، همه را قاتل نمیخوانند وطرفهای درګیر نظامی را سګ ویا سګ جنګی خطاب نمیکنتذ؟
مګر شما اسناد دیداری وشنیداری وصوتی دارید که برهان الدین ربانی ګفته باشد مردم عام را به توپ ببندید؟ چګونه شما بدون داشتن اسناد محکمه پسند حکم بر قاتل بودن برهان الدین ربانی کرده اید؟ مګر شما قاضی استید یا یکی ازطرفهای درګیر وآنهم مخالف؟
چګونه میشود به ادعای شما که مخالف وی استید باور کرد که شما یک قاضی با وجدان استید وتر وخشک را درقضاوت خویش نمی سوزانید؟
درخواست ازمشاوران نظامی واستخباراتی باکستان درراستای احیای ارتش ملی:
شما میتوانید بګویید که قبل از حاکمیت برهان الدین ربانی این ارتش به اصطلاح ملی شما توسط کدام کشورهای ذی نفوذ بنیاد ګذاشته شده وکدام کشور آنرا تمویل تجهیز وتربیه می نمود؟
اګر این ارتش شما ملی بود چرا قوای شوروی ده سال این کشوررا در اشغال خویش درآورد؟ بعداز اشغال افغانستان توسط شوروی این ارتش درکنار کی قرار ګرفت؟ درکنار ملت ومردم خویش یا درکنار حکومت دست نشانده ومشاوران نظامی روسی اش؟
شما ازکدام ارتش صحبت میکنید؟ ارتشی که به قوای روس متکی بود وتوسط حلقات معین کاګی بی سابق هر آن دست به کودتاها میزد یا ارتشیکه در زمان کودتای تنی نیمی ازبدنه آن تسلیم مقامات آی اس آی ګردید؟
درزمینه تقصیر برهان الدین ربانی چه میتواند باشد؟
شما چه توقع داشتید که بعداز سقوط داکترنجیب الله وفروپاشی ارتش کااغذی آن چه وضعیتی باید حاکم میشد؟
پرسیده اید که آیا رهبران مجاهدین بنیان ګذاران تضاد های قومی نیستند؟
من میګویم نه! تضاد های قومی از دوصد وپنجاه سال درافغانستان وجود داشته دارد وبعدازین هم خواهد داشت
فرموده اید که حبیب الله کلکانی شهید است؟
میخواهم بګویم بلی صد درصد شهید است.
قاتلش یعنی نادر تعهد شکن به آتش جهنم میسوزد وحبیب الله کلکانی خادم دین رسول الله ازمتن مردم خویش برخاسته بود حاکمیت اش نیز مشروعیت داشت پشتونها اګر منافع ملی و وطنی را بر منافع قبیلوی وپشتونی خویش ترحیح میدادند نباید دربرابر وی سر به بغاوت وشورش میزدند که بار دیګر افغانستان را به کام غلامهای زرخرید پشتون سپردند. اګر شما برچسپ دزدی ورهزنی را به او میزنید، میخواهم بپرسم که قبل از او کسانیکه افغانستان را بنیاد ګذاشته بودند کی ها بودند؟ مګر خود امیر دوست محمد خان یک دزد حقیقی نبود؟
وزیر فتح محمد خان یک دزد ورهزن منفعت جوی که چندین بار درتاریخ به نفع هرپادشاه موقف بدل کرده است یک دزد ویک خاین نبود وعامل خون ریزی هزاران مسلمان این سرزمین درجنګ های داخلی خانواده ګی سدوزایی ها نګردیده است؟
آقای وحید! اینها همه دزد بودند ورهزن تا بالاخره بعداز سالها انتظار یک جوان تحصیل کرده ای بی تجربه بنام امان الله از ذریه ای خود دزدها ورهزنان سر بر آورد، بازهم اولین پایه های اقتدار حاکمیتش توسط دزدان هم تباران خودش درجنوب به لرزه آمد تا اینکه افغانستان را بنام ترقی وپیشرفت بار دیګر به طرف بی ثباتی برد وبیست ملیون پشتون هم تبار خویش را در اسارت انګلیس ګذاشت.
آیا حبیب الله خان کلکانی ازین افراد یاد شده چیز کمی داشت؟ چرا باید او بدون محکمه حلق آویز شود؟ مګر با او تعهد وقران نشده بود؟ آیا رهبران پشتون مسلمان اند یا اینکه اسلام را میخواهند پشتونیزه کنند؟
با احترام
پهمن
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
به جواب آقای سمندر
• 20 سپتامبر 18:32, بوسيله ى قاسم
آقای سمندر زندگی سرت باشد
بعداز مدتی طولانی باز یکی از سگ های زنجیری استخبارات پاکستان که اخیراً قلاده ایران را به گردن انداخته بود عمر سراپا ننگ وفساد خود را به شما داد غم اخرتان باشه .
21 سپتامبر 06:04, بوسيله ى ایماق پور
برادری خودفروخته خداهدایتت کند
استاد برهان الدین ربانی شخصیت تاجک هزاره وازبک پشهی نبود
شخص مسلمان معتقد به اسلام و آزادی خواهی بود .
رهبر انقلاب افغانستان ومردم مسلمان وآزادی خواه بود
آری راست میگویید شما جشن بگیرید شراب بنوشید از محتوای کلام متان پیداست جشنی هستی
از عزت و ناموستت آمریکایها دفاع میکند خودت که ننگ وناموس نداری
عزت یک ملت در بزرگان آن می باشد در علما آن میبا شد اگر شما توهین به مجاهدین این سرزمین شهید پرور میکنید توهین به اسلام عزیز و مردمان این مرزو بوم میکنید .
چه فرق میکند ......... هر که پاکج مینهد خون دل مامیخوریم ......شیشه یاموس عالم در بغل داریم ما
آقای سمندر من در ابتدا نوشته خود، وبرادرت ایماق پوررا درج کردم که من بعداًبه جوابش نوشته بودم
وبرای شما توصیه کرده بودم که میتوانی آنرا بخوانی اما شما نوشته موصوف وجواب من را حتا یک نگاه کوتاه هم نکردید زیرا وی از جمله برادران است ومن به زعم شما از جمله جاهلین و نوشته اید که :
«وعلیکم السلام قاسم خان !
برادرم ایماق پور بی ناموس نیست ونبوده است – ونخواهد بود – شما در مورد آزادی کفتار وبیان مشکل دارید –
شما میان عفت کلام و آزادی ګفتار وبیان رابطه منطقی ومعقول وخردمندانه را نمیتوانید بوجود بیاورید وبرقرارسازید –از قدیم وندیم ګفته اند :
هروقت پای منطق لنگ آمد – به فحش ودشنام شروع مینمایند ـ»
آقای سمندر من در مورد آزادی بیان هیچ مشکلی ندارم این شما وبرادران تان هستید که هم پای منطق تان لنگ است وهم سوادتان کور است ومن نوشته بودم که میتوانی آنرا بخوانی اما چون خودت مصروف تکفین استاد بودی شاید فرصت پیدا نکردی اینک نوشته برادر رزمنده تان که در تمام افغانستان رزمیده است
«از عزت و ناموستت آمریکایها دفاع میکند خودت که ننگ وناموس نداری »
«عزت یک ملت در بزرگان آن می باشد در علما آن میبا شد اگر شما توهین به مجاهدین این سرزمین شهید پرور میکنید توهین به اسلام عزیز و مردمان این مرزو بوم میکنید . »
آقای سمندر پای منطق من لنگ است یا از برادر مجاهدت که بدون اندکترین شناخت وبدون ارائه دلیل با منطق اسلامی اش به ناموسم توهین کرد .آیا شما این قدر شرافت وشهامت دارید که از من بخاطر توهین برادرت که به گفته خودت :
«توکه برادرم را بی ناموس میخوانی – مرا نیز بی ناموس گفته ای»
بگویی که تو که دیگران را بی ناموس میخوانی ـ مرا نیز بی ناموس گفته ای . ومعذرت بخواهی چرا که «تحقیق نه کرده حق صحبت ندارد» وخودت تحقیق نا کرده به دفاع از برادر بی ناموست برخواستی
و به برادر مجاهد ات بگویی که :
قاسم بی ناموس نیست ونبوده است ـ ونخواهد بود ـوتو برادر ایماق پور در مورد دین اسلامت مشکل داری وعفت کلام چه که عفت خواهر ومادرت را هم مراعات نمیکنی آقای سمندر پای منطق کی لنگ است . میدانم که این کار از خودت ساخته نیست تا به برادر مجاهدت اخطار گونه همانطوری که به من گفتی بگوی که
«اخرین اندرز من برایت اینست که اگر ناموس خود را دوست داری – به ناموس دیگران نه با کلام – نه با اشاره وطنزو هیچ گونه توهین نه نما . این به مفاد خودت است .»
وبرایش بگویی که:
«این اخطار را در روی کاغذ بنویس و در گوشه لپ تاب آت در برابرچشمانت بیا ویز تا نگویی که باقی سمندر برایت نگفته بود .
هوشدار !»
اما میدانم که از خودت چنین کاری پوره نیست به اصطلاح عوام سر زاغ وبودنه گرفتن.
ودر مورد نکته اخر
«تسلیت به همسر پروفیسور برهان الدین ربانی – اگر دارای همسر انی بوده باشد – برای همه همسران وبازماندگانش تسلیت میگویم که خاطر شما جمع ګردد – اگر احیانن کدام همسرش جز از اعضای خانواده ویا خویشاوندان شما نیز باشد – به وی نیز تسلیت میگویم ودرغم شان خود را شریک میدانم – امیدوار مقاسم خاطرتان را جمع ساخته باش»
خوشبختانه که فامیل واقاربم این را می دانستند که نان ملایی شرک است وملاها دوران طلبگی خود را به وجه احسن ومطابق شرایط اسلامی سپری کرده اند تاحال کسی این ذلت را نپیذیرفته است .
وچون من عربی نمیدانم شما نوشته اید که :
اعوذ بالله من اکون من الجاهلین وجواب آخر من
اعوذ بالله اکون من سمندر الجاهلین والمجنون
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
باقی سمندر
دوم میزان سال ۱۳۹۰ خورشیدی
سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی
سلام به خوانندګان کابل پرس?
آقای وحید !
باسپاسګذاری از اقای پرویز بهمن که همه سوالهای شمارا جواب داده است - میخواهم بنویسم که :
آیا پروفیسور برهان الدین ربانی به قتل رسانیده شد یا خیر ؟
در فرهنګ اسلامی کسی که به قتل میرسد - وی را شهید میګویند مانند اینکه به ګفته شما وده ها انسان دیګر بیشتر از۶۵ هزار انسان در کابل شهید شدند و بیش از یک ونیم ملیون انسان توسط تجاوز ګران شوروی وایادی اش در افغانستان به شهادت رسانیده شدند .
فرهنګ اسلامی -فرهنګ بیشتر از نود درصد مردم افغانستان است - انهاییکه از خود بیګانه شده باشند - ممکن به این نکات نتوانند بیاندیشند . هرمسلمان باور به روز قیامت و یا روز جزا دارد ـ اګر انسانی برای روز جزا و قیامت باور داشته باشد و مومن به این باشد که بعد از مردن زنده شدن حق است - باید باور داشته باشد که برهان الدین ربانی در اخرت به نزد خدای خود پاسخګو خواهد بود و اګر باور به این عقیده موجود نباشد - مساله خود شان است
اما در هر صورت اګر ګفته شما قابل قبول شماست متوجه ګردید که قضیه از نګاه حقوقی چنین خواهد بود که :
افرادی میخواهند برهان الدین را مسوول همه قتل های ۶۵ هزار نفر جلوه دهند وچون میدانند که جنازه برهان الدین ربانی بخاک سپرده شده است - عاملین اصلی وطراحان همه قتل ها و جنایات را که کماکان به مثابه نیروهای فعال تاحالا در امور افغانستان متشبث اند - به این طریق از نګاه حقوقی معاف اعلان نمایند و قاتلین وطراحان قتل های زنجیره ای را مورد حمایت قرار بدهند .
اینجا یک مشکل بد آموزی وجود دارد .
افرادی کتاب خوانده اند اما فراموش نموده اند که تحلیل مشخص از اوضاع مشخص جوهر تفکر انقلابی است .
بد اموزان امپریالیسم را میبینند و میدانند اما هر حرګت ضد امپریالیسم جهانی را مترقی وانقلابی و قابل دفاع اعلان مینمایند .
در آغاز قرن بیستم -یکی از طراحان انترناسیونال دوونیم بنام برن شتین براین باور بود که جنبش همه چیز است .
هدف نهایی برای وی وپیروانش تاریک بود - از اینرو بپاسخ طرح برنشین ولادیمیر ایلیچ اولیانوف لنین رهبر انترناسیونال سوم میګفت که به نظر برنشتین .
جنبش همه چیز وهدف نهایی هیچ است .
همچنان انسانهایی که تصور مینمایند - هدف برایشان مقدس است و از هر وسیله استفاده مینمایند - این ګروهها ماکیاولیستها اند که برایشان هدف - وسیله راتوجیه مینماید .
انسانهایی که میخواهند انتقام ۶۵ هزار شهیدرا توسط کشتارګران طالب وقتل های زنجیره بګیرند - این ګروه ها نتنها طالبان را جنبش مقاومت ملی میدانند بلکه بدینوسیله میخواهند خود را سروسامان بدهند - غافل از اینکه همین ګروه ها در کنار قاتلین قرار میګیرند و عطش روانشیسم یا انتقام جویی را به نمایش میګذارند ،روانشیسم
انتقام جویی فرهنګی - قومی - مذهبی -منطقوی باهم ګره خورده است .
من باردیګر به قتل رسانیدن پروفیسور برهان الدین ربانی را با تمام شدت محکوم مینمایم وآرزو دارم تا قاتلین اصلی محکمه ګردیده و به کیفر اعمالشان برسند.
من طرفدار حاکمیت قانون میباشم نه طرفدار فیصله ومحکمه فردی.
اګر برهان الدین قتل رسیده است ودپروز بخاک سپرده شده است وقاتل هم از طرف طالبان وګروه کویته فرستاده شده بود- پس دلیل اینکه خودت وهمفکرانت از قاتل وقاتلین و نثشه کشان قتل دفاع مینمایی در کجا نهفته است؟
این پرسش هارا برای خود جواب بده .
جالب نیست که طالبان با فرستادن نامه هایی از ترور برهان الدین ربانی طفره میروند وخودت وهمفکرانت نتنها ترورنمودن برهان الدین ربانی را توجیه تیوریک مینمایید بلکه به دفاع آز آن برخاسته اید ؟
یار زنده وصحبت باقی
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
باقی سمندر
دوم میزان سال ۱۳۹۰ خورشیدی
سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی
سلام به خوانندګان ګابل پرس
سلام به اقای قاسم خان
نخست بایست بنویسم :
فردی که میتواند بنویسد که ( تحقیق ناکرده حق صحبت ندارد ) حتمن بایست بداندکه از ماوتسه دون نقل قول کرده است . ما وتسه دون نتنها می ګفت که تحقیق ناکرده حق صحبت ندارد بلکه بارها میګفت که :
الګو سازی پای پیچ متعفن زن تنبل است ـ
پس بکوشید که الګو سازی را بدور بریزید و افغانستان را باهیچ کشور دیګر مشابه فکر ننمایید وراه حل دقیق وعلمی ودیالکتیکی برای افغانستان ومردمش بیابید وخود را نیز از این مخمصه تیوریک وعملی نجات بدهید .
اینکه برادرم - شما را ( بی ناموس ګفته است ) من از طرف خودم از شما معذرت میخواهم ـ
در قاموس زندګی هر انسان انقلابی - انتقاد از خود وانتقاد از دیګران یک اصل پذیرفته شده است - نه اینکه انتقاد ګویا تعرض به حریم شخصی فردی تلقی ګردد.
اګر من کوتاه یا بلند مینویسم منظورم فقط تحلیل وتشریح است نه کدام ګپ دیګر.
اینکه شما عربی نمیدانید- ندانستن هیچ عیب نیست - اما اینکه در يایان تبصره تان بمن توهین مینمایید این برمیګردد به بار های اجتماعی- سیاسی تان .
انچه عربی است باز مینویسم وبرایتان ترجمه مینمایم :
اعوذ بالله من اکون من الجاهلین
به خدا پناه میخواهم که از جمله جاهلان محسوب نګردم
بسم الله قاسم الجبارین
بنام خدای قسمت کننده زورګویان - مستبدین
الحمد لله رب العالمین والعاقبت للمتقین
ثنا وصفت مر خدای راست و آینده از پرهیزګاران میباشد
و ادامه...
اینکه عربی نمیدانید ومرا به زعم تان مجنون میدانید - برایتان بایست بنویسم که
قاسم بودن ات کم بود که حالا دګتر عقلی وعصبی هم شدی ؟
خداوند داکتر علی احمد خان را بیامرزد واګرنه هردوی ما در لب دریای کابل در رسته کلادوزان به نزدش در معاینه خانه اش میرفتیم ومیدیدیم که کدام مارا در شفاخانه علی آباد میفرستاد ؟
اقای قاسم خان !
زمانی فرارسیده است که همه ما یاد بګیریم که با پای خود راه برویم و با مغز خود بیاندیشیم و افکاری دیګران را به عاریت نګیریم وبه کفته چینایی ها آش خود را با قاشق دیګران نخوریم .
یار زنده و صحبت باقی
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
سلام به همه دوستداران کابل پرس? من هم میخواهم که درین باره نظری داشته باشم آن این که یک سگ و کسی که به دال پاکستان زندگی کرده بود به جهنم رفت و به امید روزی که سک های دیگر هم از این عاقبت برخوردار شوند.
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
آقای امید!
اګر خون خودت هم معاینه شود بدون شک نود فیصد کالوری خون ورګهای تو از دال پاکستانی تغذیه شده است، حتی در رسوبات بول وغایط تو هنوز آثار باقی مانده از دال باکستان وجود دارد.
بناء اګر قرار باشد که مردم بجرم خوردن دال باکستان محکوم شوند پس بیشتر از نیم نفوس مردم افغانستان که محتاج دال پاکستان اند همه را به جهنم بفرستیم. این کار نه عاقلانه است ونه هم انسانی. اګر امروز استاد ربانی به شهادت رسید فردا نوبت مردار شدن خودت نیز فرا میرسد. امروز اطلاع که بدست آوردم سه صد تن طلبه های کرام در شهرکویته ازیک مدرسه دستار فراغت را به سرګذاشتند که صد نفر آن اشتیاق وصلت به پیامبر ګرامی را دارند که غم زنده ګی را برخویش آسان کنند، تو فقط منتظر باش
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
به آنهاییکه بزدلانه و متعصبانه به استاد حمله مینمایند و دیده های کورشان برداشت یک شخصیت قامت بلند و دیوار مستحکم ضد استعماری را نداشته و دیوانه وار از نفوذ آن شخصیت در بین مردم به جوش آمده و اذیا ن میگویند.
استاد در طی مبارزاتش نشان داد که یک شخصیت آزاده -مصلح و با دانش بود. او در راه صلح و در راه اندیشه دادن به کوردلان بی ذهن قبیله که سالهای متمادی در خدمت اجانب قرار دارند میخواست روشنگرایی نماید-اما کوردلان مزدور وبیفرهنگ قبیله هرگز از راه که همانا خیانت -بزدلی- ناموس فروشی و قدرت طلبی از طریق اجانب است هرگز از زنجیر غلامی رهایی نخواهند یافت.
من به آنهاییکه مانند ملخ به شعار ضدملی و ضد انسانی قبیله بنام وحدت ملی چسپیده و هرگز بیدارنمیشوند گوشزد مینمایم که اگر مانند استاد ربانی در راه این شعار مسخرف گام بردارید و قبایل بیفرهنگ را هم خون و هموطن خویش خطاب نمایید -سرنوشت تان چنین خواهد بود-
رزیلان قبایل اول به فرمان باداران انتحار مینمایند و بعد با ترور شخصیتی در رسانه ها می پردازند - پس تجزیه و جدایی ازین غولان بیفرهنگ بهتر است از بودن با آنها.
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
به اقای سمندر،
نظر به تعریف شما از فرهنگ (مرده دوستی) باید منتظر آن باشیم که روزی برای ملاعمر، حقانی و گلبدین نیز مرثیه ها سردهید و بهشت برین آرزو کنید. من تعجب میکنم که چرا تا حال برای خانواده بن لادن ، هتلر و ستالین تسلیت نامه نفرستده اید و بهشت برین برایشان آرزو نکرده اید.
در ضمن فردی درین سایت از شما سوال کرده بود، که چرا در زمان اشغال شوروی از آلمان به کابل آمدید و (داوطلبانه) لباس عسکری به تن کردید و در صفوف قوای نظامی خلق و پرچم شامل شدید؟ جواب این سوال را هنوز قرضدار مانده اید.
عکس هایی قدیمی از برهان الدین ربانی و وضعیت منطقه وزیر اکبر خان کابل در وقت کشته شدن وی
آقای عببدالله!
میخواهم ازشما بپرسم که آیا فرق میان هتلر واستالین واستاد ربانی وبن لادن نزد جنابعالی تاکنون موجود بوده ویانه؟ چګونه میتوانید اشخاص فوق الذکر را دریک قطار قرار دهید؟
بازهم درقسمت باقی سمندر باید عرض کنم که این مرد بزرګ ،هویت حقوقی وحقیقی دارد وهیچ ضرورتی به این ندارد که تمام مستعار نویسان جبون و مخالف خویش را مجاب سازد وبه تګ تګ پرسشهایشان جواب ارایه کند. من درین قسمت همیشه با جناب باقی سمندر اختلاف نظر دارم که حداقل سویه پیام دهنده را دیده بعد به جواب شان بپردازد. تو ومحک باستانی وقاضی هستی وامثال شما تا کنون درپیامهایتان جز توهین وتحقیر دیګر چه پیام آموزنده ای علیه باقی سمندر ودیګر خواننده ګان داده اید؟
با احترام
بهمن