راست: سید منصور نادری و چپ احمد شاه مسعود
سید منصور نادری و احمد شاه مسعود دو شخصیت مربوط اتحاد شمال افغانستان بودند که هردو باهم مشابهت های دارند، ولی تفاوت زیاد میان شخصیت، عملکرد و رفتار هر دو آنقدر زیاد است که مقایسه آنها بهترین موضوع عصر جنگ افغانستان را روشن می سازد.
برای توصیح بهتر این نبشته مقایسه یی را در چند بخش (چطور بود، چطور شد، چرا و چه خواهد شد) تقسیم می کنم.
1. چطور بود؟
1. سید منصور نادری در اکثر ولایات افغانستان حتی محلات پشتون نشین مانند جلال آباد نفود داشت.
فعالیت های احمدشاه مسعود در آغاز تنها در دره تنگ و تاریک پنجشیر محدود بود.
2. نفوذ سید منصور نادری بالای اقوام هزاره، تاجک و حتی پشتون ها موجود بود.
احمد شاه مسعود بر ساحات قومی تاثیرات نداشت و تنها پنجشیر نمی توانست جای قوم را بگیرد.
3. سید منصور نادری در آغاز مردم را با زور تفنگ و تهدید تابع نکرده بود، مردم داوطلبانه از وی حمایت و اطاعت می کردند.
احمد شاه مسعود مردم را با تهدید و تفنگ تابع خود ساخت و گروه شورای نظار را اول بالای مردم تحمیل کرد و بعد فعالیت های آنرا با منافع قومش آشنا کرد.
4. سید منصور نادری با استفاده از این سادات بودن و موقف مذهبی و اجتماعی اسباب احترام مردم را نسبت به احمد شاه مسعود جلب میکرد.
احمد شاه مسعود تاجک بود که هیج نوع تقدس و القاب روحانی نداشت و پذیرش وی از طرف مردم برای مسعود دشوار تر از سیدمنصور نادری بود.
5. سید منصور نادری امکانات بزرگ مالی، جایداد و منابع مطمین و دایمی پولی را در اختیار داشت و احمد شاه مسعود از صفر آغاز کرد تا کمک های سرسام آور خارجی را بدست آورد.
6. سید منصور نادری در زمان حکومت های ببرک کارمل و داکتر نجیب الله بیش از ده سال در ولایت بغلان و صفحات شمال افغانستان حکومت کرد که همه امکانات دولتی ، فرقه هشتاد ارتش و پست ولایت را در اختیار داشت که از طرف دولت تمویل میگردید.
احمد شاه مسعود نه تنها این امکانات را نداشت، بلکه زیربمباران طیارات دولتی در مغاره ها و مخفیگاه ها زندگی میکرد.
7. سید منصور نادری دارای مرکز فرهنگی مانند (کانون فرهنگی ناصر خسرو بلخی) و همچنان شانس استفاده از دانشمندان، نویسنده ها ، پژوهشگران، نظامیان و روحانیون را داشت.
احمد شاه مسعود تنها نهادی نظامی، سیاسی و استخباراتی شورای نظار را در اختیار داشت که همه فعالیت های فرهنگی و نظامی اش را در آن گنجانیده شده بود.
این بود خصوصیات، امکانات، توانمندی و ناتوانی دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان ، اکنون در بخش (چطور شد) تفاوت و توانمندی این دو شخصیت را در استفاده از امکات گفته شده برمی شماریم.
چطور شد؟
اکنون موقعیت کنونی و قابلیت زیست سیستم های ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود و سید منصور کیانی را با یکدیگر شان مقایسه می کنیم . در بخش اول نام سید منصور را اول و نام احمدشاه مسعود را دوم می نوشتم، در این بخش از نام احمد شاه مسعود شروع می کنم. زیرا در این بخش طرف مسعود بر منصور سنگینی می کند.
واضح است که احمد شاه مسعود کشته شد و سید منصور نادری زنده است، فکر نمی کنم زنده بودن سید منصور امتیازی بر کشته شدن احمد شاه مسعود باشد. سخن در باره موثریت کار آنهاست.
1. سیستم احمد شاه مسعود ده سال حکومت کرزی و حضور جامعه جهانی را از یک دست به دست دیگر می انداخت و کلیدی ترین مقامات دولت را در دست داشت که کرزی و جامعه جهانی قادر نیستند به آسانی آنها را از قدرت دولتی حذف کنند. این سیستم در مقابل نیرومند ترین دستگاه های غربی و شرقی در مقابله است و با دادن قربانی هنوز تاثیرات شان را اعمال می کند.
سید منصور نادری چند چوکی پارلمان را با تقلب، بی آبرویی، و جنجال برای خود اعضای خانواده اش (فرخنده زهرا نادری دخترش، سید داود برادرزاده اش) بدست آورد که هرگز نمی تواند مانند قدرت عمل کند و در حال دفاعی و ترس ، گریز و فرار زندگی می کند.
2. طرفداران احمد شاه مسعود می توانند جنبش ها، ائتلافات و احزاب را رهبری کنند یا در آنها سهیم باشند و مانند عامل و محرک در جامعه کار کنند.
طرفداران سید منصور نادری حزب نام نهادی پیوند ملی را که نمی تواند عامل قدرت باشد، ثبت کرده و تفکر سیاسی در این حزب موجود نیست.
3. ساحه نفوذ و تاثیرات مسعود از دره تنگ و تاریک پنجشیر به سراسر افغانستان پخش شد.
قدرت سید منصور نادری به چند طایفه شیبر، بهسود و نیکپی محدود گردید که روز به روز رو به اضمحلال است.
4. احمدشاه مسعود گویا قهرمان ملی می شود و سید منصور نادری قهرمان طایفه. قهرمانی سید منصور پایین تر از سطح قبیله است.
5. طرفداران احمد شاه مسعود برخاسته از یک دره، افغانستان را بدست گرفتند.
سید منصور نادری قدرت بغلان و صفحات شمال افغانستان را از دست داد و حتی در زادگاه اش دره کیان جای امن برای زندگی دایمی ندارد.
6. احمد شاه مسعود بعد از مرگش مقدس شمرده می شود. مخالفین و دشمنان مسعود از جمله حامد کرزی به مقبره مسعود رفته ادای احترام کردند.
سید منصور نادری در حال حیات احترام خود را در میان مردم و حتی مریدانش از دست میدهد.
7. احمد شاه مسعود بعد از مرگش حکومت می کند و سید منصور نادری در زندگی رو به زوال شده است.
در بخش اول (چطور بود) و بخش دوم (چطور شد) موقف ، موقعیت و فعالیت دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان در گذشته و حال تشریح شد که گذشته و حال هر دو کاملا معکوس میباشد. هر خواننده ایکه در این نقطه مقاله برسد، سوال خواهد کرد که چرا چنین بوده است. در بخش بعدی (چرا؟) به سوال خواننده پاسخ ارائه می شود.
چرا؟
علت های که اضمحلال سید منصور نادری و پیشرفت طرفداران احمد شاه مسعود را می سازد، قرار ذیل است:
1. احمد شاه مسعود بر گروه ، همرزمان و قومش می اندیشید و سید منصور نادری بر خود خانوداه اش.
2. احمد شاه مسعود همرزمان و قومش را با قدرت و امتیازات مادی شریک می ساخت و سید منصور نادری همه امتیازات را به خانواده اش منحصر می کرد.
3. احمد شاه مسعود در سیستم کاری اش تقسیم کار و مسوولیت را ایجاد کرده بود که کار به اهل کار سپرده می شد.
سید منصور نادری در تقسیم مادیات و مسوولیت ها کاملا غیر عادلانه غیر علمی و ناعاقبت اندیشانه عمل میکرد و همه طرفدارانش را در محرومیت مطلق از امتیازات مادی و معنوی نگهداری میکرد. این کار عقده های حل ناشدنی را در میان افرادش بوجود می آورد.
4. احمد شاه مسعود از افرادش دفاع میکرد و در رشد و ترقی به آنها یاری می رساند که فضای اعتماد ، همدردی و صمیمیت را بوجود آورده بود.
سید منصور نادری از رشد و ترقی افرادش هراس داشت و نمیگذاشت که آنها شخصیت و شهرت شان را در میان مردم تکمیل کنند. هر کس داشت محبوبیت لازم را حاصل میکرد، با شیوه های مرموزی از میان برداشته می شد که مثال های زیاد در این باره موجود است.
5. هم احمد شاه مسعود و هم سید منصور نادری از خطرناکترین سیستم استخباراتی، زندان های شخصی و گروه های تروریستی را در اختیار داشتند که احمد شاه مسعود از آن بر ضد دشمنان خود استفاده می کرد ولی سیدمنصور نادری در نابودی طرفداران و دوستان خود.
6. احمد شاه مسعود در پیشبرد امور مهم، تشکلاتی داشت که از افراد با اعتماد خودش استفاده میکرد، سید منصور نادری مشاوران خارج از مردم، قوم و طرفداران را با خود داشت که آنها دلچسپی های سیاسی خود را داشتند. این مشاوران سیاسی به ارزش های محلی و مردی اهمیت قایل نبودند، از سید منصور نادری بخاطر بقای حیات سیاسی خود شان کار میگرفتند.
در بخش های فرهنگ همه کار های سید منصور نادری بدست افراد بیگانه از مردم و منطقه قرار داشت و به فرهنگیان محلی موقع رشد داده نمی شد. این کار سید منصور، محرومیت های را بوجود آورد که به تدریچ به عقده و کینه تبدیل شد و همه افراد قلم بدست با دل پرعقده از سید منصور دور شدند که اکنون سید منصور زیان های زیاد را از این ناحیه می بیند.
7. سیستم و یاران احمد شاه مسعود با وجود که دچار تجزیه و تفرقه شده اند، می توانند، در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری با کرزی که در حقیقت دشمن سرسخت هردو(احمد شاه مسعود و سید منصور نادری) است، دست و پنجه نرم می کنند، ولی سید منصور نادری بخاطر تهدید مردمش حامد کرزی را به کیان دعوت می کند که مخالفینش را بترساند. یعنی سید منصور نادری پالیسی درازمدت و دوراندیشانه ندارد، دست به تکتیک های موقت، کم دوام و گذرا می زند. زیرا مشاوران سیاسی و فرهنگی بیگانه، نبودن مغز های متفکر دلسوز و قحط الرجال، سید منصور را به وضع آشفته و سراسیکه گی مرگبار قرار داده است.
8. پایه های مردمی سید منصور نادری و احمد شاه مسعود در خارج از افغانستان هم مقایسه دلچسپی خواهد بود.
سید منصور نادری در داخل از افغانستان در برابر افراد تابع و در خارج از کشور افراد آزاد، یک سیاست دارد. او نتوانست از اصل کهنه (امر پیر- قضای مرید) خارج شود و به رهبر سیاسی هوادارانش تبدیل شود. در سیاست سازش، انعطاف، آشتی، گذشت و تحمل و پذیرش مخالفین ضروری است که سید منصور نادری در خارج از افغانستان به همان شیوه های کهنه که خصومت و دشمنی را بار می آورد، عمل می کند.
نماینده های سید منصور نادری افراد بی سواد، مغرض، پولپرست، بی ظرفیت هستند که بجای آشتی و اتفاق همیشه در پی تفرقه، تکفیر کردن دیگران، توهین و دشنام و چغلی هستند. این افراد جبهه جنگ را علیه سید منصور داغ نگهداشته و او را در خور حملات مخالفین قرار میدهند. دفاع افراد نادان به ضرر سید منصور نادری تمام می شود. آنها به جای دفاع از سید منصور نادری به سید منصور دشمنان جدید را بوجود می آورند.
با این کار سید منصور نادری نه تنها محبوبیت خود را در میان مهاجران در خارج از افغانستان از دست داده است، بلکه نسل بعدی در مخالفت با سید منصور پرورش داده می شود.
پایه های مردمی احمد شاه مسعود در خارج از کشور هنوز قوی بوده، هواداران مسعود سالگرد شهادت وی تجلیل می کنند. زیرا روند پیشبرد داعیه احمد شاه مسعود در خارج از کشور از جانب روشنفکران و اهل فرهنگ و سیاست پیش برده می شود. ولی کار سیدمنصور بدست افراد بی سواد، کم تحصیل، فاسد، چاپلوس و منافق قرار دارد که فعالیت آنها اگر صادقانه هم باشد به ضرر سید منصور نادری تمام می شود.
9. طرفداران احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در مقابل رقبای نیرومند خارجی قرار گرفته اند. برای طرفداران مسعود رقیب نیرومند سیاسی و برای سیدمنصور نادری رقیب نیرومند مذهبی از خارج. طرفدراران مسعود از امکانات استفاده کرده اند که اگر بر رقیب غالب نیایند، حد اقل عمر سیاسی شان را طولانی تر کرده می توانند. اما سید منصور نادری بجای کار خلاق سیاسی که بتواند مشکلات داخلی را رفع و در مقابله با رقیب خارجی آماده شود، "زیرکانه" پایش را در دو حلقه دام بند کرده است. زیرا او مقاومت فرهنگی، سیاسی و مردمی را از دست داده و به شکل گروهی و آنهم اشتباه آمیز عمل می کند که به انزوای خودش منتج میگردد.
رقیب خارجی طرفداران احمد شاه مسعود، پاکستان، استخبارات غربی است که به کمک کرزی می خواهند به تدریج تاثیرات آنها را از سیاست افغانستان کم سازند که قتل جنرال داود، نورجهان، سیدخیلی و غیره از نموه های بروز هدف آنها می باشد.
در حال حاضر ما سیستم ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود را در حال مقاومت و سیستم سید منصور نادری را در حال اضمحلال می بینیم. مقاومت سیستم احمد شاه مسعود در آن است که به سیستم کاری، مستحکم تبدیل شده که مانند یک ساختار زنده و فعال عمل می کند و بدست افراد نسبتا مسلکی، با دانش و سیاستمدار پیش برده می شود.
سیستم سید منصور نادری بر اصل (امر پیر- قضای مرید) پیش برده می شود، علم، سیاست و تخصص در آن جای ندارد و گرداننده های آن افراد بی سواد، کوتاه بین و سودجو هستند که قابلیت درک و تفکیک منافع شخصی و جمعی را ندارند.
شیوه کار سید منصور نادری میان مردم بسیار کهنه است. زیرا از جانب افراد کم سواد، مطابق اخلاق و روش های طایفه و قبیله عملی میگردد. مثلا مجازات افراد که در وقت قدرت سید منصور نابودی حتمی فزیکی مخالفین بود، این کار برای سید منصور نادری هزاران دشمن انتقام گیر را بوجود آور که یک نسل پر از عقده و انتقام را در مقابل خاندان نادری پرورش داده است. در حال حاضر مجازات مخالفان سید منصور از طریق به انزوا قرار دادن مخالفین می باشد. مثلا ریشفیدان طرفدار سید منصور در جلسات طایفه یی یا قبیله یی شان فیصله می کنند که احمد شخص مخالف باید در انزوار قرار داده شود. ریش سفید یا نماینده سید منصور نادری در هر طایفه به اعضای خانواده های طایفه اش می گویند که رابطه شان را با احمد قطع کنند. به غم و شادی احمد اشتراک نکنند و احمد را در محافل و مجالس خانوادگی و قومی شان دعوت نکنند. اگر بخواهند مجازات احمد را تشدید کنند، آنرا با تکفیر یکجا می سازند. تکفیرکردن در میان اسماعیله های افغانستان اصطلاحات بسیار کهنه مانند (پیرگشته)، (بی پیر)، بی دین و غیره کار گرفته می شود.
مجازات افراد چیز فهم مطابق رواج طایفه و قبیله و تطبیق وحشیانه آن از جانب افراد جاهل و بی رحم، افراد مجازات شده را تحریک می کند که در فروریزی این دیوار های کهنه دست بکار شوند. جنگ شدید میان کهنه و نو شعله ور می شود. ارباب و ارثقال و کسانیکه خود را مدافع سید منصور نشان میدهند، از این جنگ سود می برند. زیرا مورد عنایت سید منصور قرار میگیرند، با سو استفاده از این موقف خود را میان مردم محترم وانمود می کنند و از کمک های لازم هم بهره می برند. کسیکه در این جنگ زیان می بیند سید منصور نادری است. زیرا همین افراد دلسوز و مخلص برای بادار شان دشمن می آفرینند، به دشمانش انگیزه می دهند که سید منصور نادری را هدف قرار بدهند و با چاپلوسی سید منصور نادری را به اشتباهات جدید ترغیب می نمایند. به این طور به تجارت شان ادامه میدهند.
در بخش (چرا؟) علت های تفاوت و پیامد های کار احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در ترازوی عملکرد آنها وزن گردید، اکنون در بخش آخر (چه خواهد شد؟) نتیجه گیری می کنیم سیر داعیه مسعود و منصور به کجا می رود؟
چه خواهد شد؟
اول: اگر سید منصور نادری دست به اصلاحات بزند در سسیتم کارش تغییرات وارد کند، معجزه خواهد بود که من به این معجزه باور ندارم.
دوم : اجرای اصلاحات آنقدر ناوقت شده که به یک انقلاب ضرورت دارد.
سوم: سیدمنصور و افرادش استعداد اجرای این انقلاب را ندارند. آنها در اجرای این کار مستعد نیستند. ورنه سیدمنصور نادری اضمحلال سیستم خود را تا آخرین لحظه های حیات تماشا خواهد کرد و با رفتنش از دنیا بعد از هرج و مرج کوتاه مدت میان اعضا خانواده اش که از سیاست بی بهره هستند، به سیستم و داعیه سید منصور نادری نقطه پایان گذاشته خواند شد.
طرفداران احمد شاه مسعود به احزاب سیاسی زیاد تقسیم می شوند که هرکدام تا دیر زمانی در وفاداری با آرمان های احمد شاه مسعود فعالیت خواهند کرد.
حالا که افغانستان در کشاکش تغییر نظام سیاسی و بقای نظام ریاستی قرار دارد، فقط آن جنبش یا نیروی سیاسی می تواند در آن نقش داشته باشد که با پختگی سیاسی مجهز باشند. تفنگ و تکفیر کردن جایش را به کار سیاسی میدهد. در سیاست نه تنها مردم مهم است، به مغز های متفکر سیاسی سوق دهندة مردم نیاز بیشتر میگردد.
نظرات
180 دیدگاهمقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
ای کسانی که خودرا اسمعیلیه میدانید و ای احسان فراموشان شما اگر از سید منصور نادری بحیث یک رهبری مذهبی پیروی نمیکنید خیر است اما باید بخاطر خدمات چند دهه که ایشان بخاطر شما مردم انجام داده و یا بخاطر خدمات اجداد شان از محمد (ص)گرفته تا سید نادر خان که دارای 93 جلد کتاب چاپ شده و غیر چاپ شده دارد بنگرید و از شما صمیمانه تفاضا میشود که خودهارا بد نام نسازید (یعنی اسمعیلیان افعانستانرا) این خوجه ها بدعت گران قانون گذاران تا ابد نیست و تجارب تلخ افغانستانرا نچشیده اند.
بیاید از تجارب نادری استفاده کنید و بحیث یک رهبر سیاسی ملی و با اعتماد خویش حمایت کنید. آری این محقق و یا خلیلی هزارجات نیست این پیرزاده شماست. آری این آن احمد شاه نیست این نسل شاه اولیاست. آری این پاد شاه صاحب دوستم نیست این پرچم دار اسمعیلیان افغانستان است آری این پروفیسور مجددی نیست و یا ربانی این سیدالجبل پیر خرابات است. درست است این مکی مذهبی (خرانه دار امام)ما نیست که پشت میز نشسته دست بعیت بدهد این وزیر حاضر امام است و به صاحب اعتقادان (خان آغای) پیر است نه مکی. و به مردم غیر اسمعیلیه حاتم است سادات است بزرگ است مو سفید است خدمتگار وطن است. ای تعاصبان ای محصلان کمی بتاریخ و عقاید خویش بنگرید تا از دین و دنیا با خبر شوید. خداوند شمارا براه راست هدایت فرماید.....باز هم زنده باد اسمعیلیان افغانستان و بدخشان اتفاق و اتحاد شب زنده داران عابدان مومنان مسلمانان واقعی دانشوران. و زنده باد الحاج سید منصور نادری ریس کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی و رهبر سیاسی و ملی اسمعیلیه افغانستان.
سيد منصور" نادري" نه تنها آگاهي از زندگي يک شخص و يا يک چهره يي ملي؛ بلکه رهنما و راهگشائيست که چطور در هنگام حوادث نو ظهور و ارزشهاي آن، ارزشهاي فرهنگي و والاي انساني خود را با در نظر داشت آن فرهنگ نو ظهور و حاکم بر امور حفظ کرد تا در مرز هاي مشخص بجاي تصادم تفاهم و به جاي تضاد الفت دادن فرهنگي را ايجاد کرد. اين شيوه يي ابتکار و فرهنگ ساز در حل قضايا، يکي از مبرمترين و عاجلترين ضرورت هاي اساسي زمان و کليد حل مسايل و پرابلم ها در بين افراد يک ملت و ملت ها در جهان امروزي است. اگر کسي بخواهد که کارنامه يي مردي بنام سيد منصور را که الفبا و انشاء و تار وپود آن از بر خورد ها و آفرينش و تغيير دادن حوادث سرکش با سرنوشت ده ها هزار ازعوام الناس و شماري از افراد آگاه در ان گره خورده اند بفهمد؛ تنها و تنها توضيح آن غير از اين مثال شعري علامه اقبال به هيچ زبان ديگر ممکن و ميسر نخواهد بود.
سيـنه اي داري اگـردرخورد تير درجــــهان شاهين بـزي شاهـين بمير
زندگي راچيست؟ رسم ودين وکيش يک دم شيري به از صـــد سال ميش
زنده اي، مشتاق شو،خـــلاق شو همچو ماه گــيرنده اي آفـــاق شو
درشکن آنراکه نايد ســـازگار از ضميرخود ديــگر عالــــم بيار
مرد حق بـرنده چـــون شمشير باش خـود جـهان خـويش راتـقدير باش
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
نجیب جان!
جای تاسف است که شما همه مریدان دوآتشه منصورخان بیسوادتشریف دارید ,این چرند نامه ای که خودت سیاه کرده ای ,راست بگوخودت هم میدانی که چه گفته ای ومنظورت چی بوده ؟ویاان مبارزنام قلابی چه عاری از سواد صفحه سایت راسیاه میکند بدون داشتن سواد وتوان نوشتن, ویابه کاغذسیاه نمودن امرالدین نام تان ازبه اصطلاح کشورسویس نظربیندازیدکه چه جملات بی سروته وبی معنی راکنارهم ردیف نموده ,خلاصه همه شما اول سوادبیاموزید وبروید سراغ تحصیل وبعد مانند دیگران بپردازید به مطالعه همیشگی ودوامدار وشباروزی تاکه آماده شدید ,بعد بیاید بادانشمندان وتحصیل یافته گان وفرهنگیان ایکه بت های شیطان کیان رامیشکنند به منطق آزمایی بپردازید ورنه بااین یاوه سرایی ها وچرند بافی ها خود وپیر های قلابی تان رایکجا به مسخره گرفته اید.وهم دروغ های شاخداررابس کند,درکامنت های قبلی کتاب ها وآثار!!!نادرخان کیان را به 54جلد رسانیده بودید ,خودتان نه کسانی دیگری ,وحالامینویسید 93جلد.شرم وحیا چیزی خوبیست ولوکه پیروومرید خاندان کیان هم باشید.وباید گفت که ان مردک مکار(نادرکیان)باداشتن یک حرم کامل ازسادات وغیرسادات کی فرصت نوشتن داشت .
غیراز,,تاریخ غریب ,,که بیشتر آن بطورعجیب وغریب دروغبافی شده ویا,,پیام شمال,, اوکه بیشترآن دزدی های است ازپیام مشرق وسایردیوان ها ی اقبال لاهوری وشاعران دیگر.مگر این 93جلد کتاب راکی دیده ودرکدام کتابخانه میتوانید پیداکنید؟؟؟
بس کنید آن مردک جادوگر کیان را بمرتبه خدایی رسانیدن!!!اوکه زنده اش باری کمرشکن بود بدوش مردم اسمعیلیه مرده اش هم جیب خالی مردم ماراخالی ترنموخوب به یادارم که درکابل مرد پسرماجراجووغاگرش به تمام قراوقصبات کسانش رافرستاد وهمه راوادارساخت تاجمع شوند وپول جمع کنند وتاکسی هاراازبغلان وپلخمری وکابل دربست کرایه کنندتا جنازه اورا ازکابل به کیان نقل دهند.سید منصوروسید ناصر وسایرپسران به دوستان ودشمنان شان نشان دادندکه چه ابهت وعظمتی دارد پیرکیان ولی مردم بدبخت اسماعیلیه بازافتید زیرباردیگری ,بارپرداخت پول تاکسی دربستی که اکثریت آه دربساط نداشتند چه رسد به پول گزاف تاکسی تاکابل وازکابل تابه کیان!!!
خوب بیادارم بسیاری ها گاووگوساله وقالین وگلیم ویاهم اشیای که فروختنی بودرافروختندتاپول تاکسی دربست همرایی جنازه آن مردک مکاررافراهم کنند,مردم مانه تنها بارزنده های کیانی هارا(این حاتمان طایی ایکه بیگانان راخیره ساخته اند)بدوش کشیده اند بلکه ازگزند مرده های آنها هم بی نصیب نمانده اند.
خداهدایت تان دهد
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
کلوخ شکن = مجهول الهویه!
این قصه های سر چوک به درد مردم نمیخورد! نه خود را رسوا بساز و نه وقت دیگران را بیگر!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
رهبر ملی کسی است که از متن جامعه بر خاسته باشد ومشترکات اجتماعی و انسانی باآحاد مردم خود داشته باشد تا بتواند الویت منافع مردم خودرا نسبت به منافع خانوادگی،خویشاوندی، رفیقی و مصلحتی برتر ومرجح بشمارد. طبقات بالای جامعه وقشر حکمران هیچگاهی رهبر ملی شده نمی تواند. ولی سید منصور را" رهبر سیاسی" خواندن توهین به سیاست است. برای اینکه بار ها گفته شد که سید منصور سیاست مدار نه بلکه "سیاست باز" است، ودر اصطلاح سیاسی به چنین اشخاصی عنوان " فاحشه ی سیاسی " بکار رفته است. زیرا او از کوچه ی سیاست هم گذر نکرده و با الفبای سیاسی بکلی بیگانه است. اگر امروز سید منصورفاقد دانش وبی تحصیل خود را مطرح قلمداد میکند، بازهم یکتعداد از اسماعیلی ها هستند که روی برخی ملحوظات از او حمایت می کنند. البته با آگاهی وخود شناسی همین گروه مطرح بودن سید منصور نیز خود بخود به صفر تقرب خواهد کرد.با احترام
repondre message
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
بجواب بینام!
دوست عزیز کسیکه بی هویت است حتی از خود بیگانه است! دیگر ضرورت به بحث نیست.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای مبارز پیام کوتاه فوق بخش ازنوشته ی من است که در ذیل پیام آقای مختار گذاشته بودم و لی کسی آنرا ازانجا پِست و در پایان پیامها کاپی کرده است. فکر می کنم پیامهای که کار نامه های سیاه آغای تانرا در دست افشا میگیرد با خواندن یکی دو سطر اول یا با دیدن نام شناخته شده نسبت جنون شخصیت پرستی از خواندن کامل پیام ابا می ورزید. واقعیت اینست که حب وبغض افراط گونه چشم انسانرا ازدرک واقعیت کورو ذهن وشعور انسانراازدانستن حقیقت مکدر می سازد.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای گل لهد!
چراغ را که ایزد بر فروزد— هر آنکس پف کند ریش اش بسوزد!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
مبارزجان!!!
مگر ایزدتعالی راشبیه منصور نادری ویا هم یزد اموی خیال نموده ای که علاقه اش به شکنجه وسوختن وسوختاند ن باشد؟ آین شعرراکه یافته اید مانند شعر قبلی ات بازهم کهنه وزمان زده است.
ایزدمتعال را کینه وانتقام وحسدی نیست .وآن شعرراباید اینطور تعدیل اش نمود که بهتر میشود:
چراغیرا که ایزدبرافروزد--------------درخشان میکند کون ومکانرا
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
بجواب احسان، مجید، گل لهد وغیره...!
معلوم میگردد که شما مخلوقات بد جنس شاید از پشت آدم نه بل توسط کدام جانور وحشی نطفه گذاری شده باشید. زیرا کسیکه در یک خانواده انسان پرورش یافته باشد به این اندازه پست شده نمیتواند که نفس شان نجس تر از سگ باشد. من با انکه بحث با افراد ناقص الخلقه چون شما را گناه کبیره می پندارم اما یک چیز را فراموش نکیند که در باره کسیکه شما با کمال بسیار وقاحت و بیشرمی حرف میزنید، تاریخ قضاوت خواهد کرد!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای مبارز!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
به نظرمیرسدکه وظیفه پاسبانی ات راخوب انجام میدهی ,اما بیادداشته باش که درذهن صاحبت چیزی دیگر دورمیزند وقتیکه به تووامثال تومی بینند:
بدبد است هرچه نیکدان باشد ----- ----------- سگ سگ است هرچه پاسبان باشد
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
جهانگیر ازتورنتو ویامبارز فعلی !
این سایت سیاه گر ی تواز شعر ایکه خلاف واقع است شروع شده است ,علوم امروز ثابت نموده است که فلک درکل ثابت نیست ؛سیاره گان درحرکت اند ,ستاره گان که ثوابت به شمار میروند در حرکت درونی وکهنه ونوشدن اند ،نظام شمسی وملیاردها نظام دیگری درتغیر وحرکت اند ؛کهکشان راه شیری وملیاردکهکشان ها درتغیر ودگرشدن ومردن وزادن اند وجهان پیوسته درتغیر وحرکت است وزمین ایکه تو ومن درآن هردومی زییم علاوه از تغیرات جیوفزیکی و..... درگردش وضعی وانتقالی دایم وهمیشگی است که لحظه ای قرارش نیست.
آن شعر کهنه شده است وچسپیدن شما نشان از بیخبری تان دارد.
خداوند بالاتر وبزرگتر وزیباتر ازتصویر آن شاعر که انسان خوب وبانیت درست ولی درک نادقیق بوده وتوکه شعر اورا شعارخودساخته ای میباشد.خالق کون ومکان راجایی درانحصارگوشه ذهن های کوچک نیست .
بعد ازاین یاسخن سنجیده گو یاباش خموش ای.....
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
جیب جان!
جای تاسف است که شما همه مریدان دوآتشه منصورخان بیسوادتشریف دارید ,این چرند نامه ای که خودت سیاه کرده ای ,راست بگوخودت هم میدانی که چه گفته ای ومنظورت چی بوده ؟ویاان مبارزنام قلابی چه عاری از سواد صفحه سایت راسیاه میکند بدون داشتن سواد وتوان نوشتن, ویابه کاغذسیاه نمودن امرالدین نام تان ازبه اصطلاح کشورسویس نظربیندازیدکه چه جملات بی سروته وبی معنی راکنارهم ردیف نموده ,خلاصه همه شما اول سوادبیاموزید وبروید سراغ تحصیل وبعد مانند دیگران بپردازید به مطالعه همیشگی ودوامدار وشباروزی تاکه آماده شدید ,بعد بیاید بادانشمندان وتحصیل یافته گان وفرهنگیان ایکه بت های شیطان کیان رامیشکنند به منطق آزمایی بپردازید ورنه بااین یاوه سرایی ها وچرند بافی ها خود وپیر های قلابی تان رایکجا به مسخره گرفته اید.وهم دروغ های شاخداررابس کند,درکامنت های قبلی کتاب ها وآثار!!!نادرخان کیان را به 54جلد رسانیده بودید ,خودتان نه کسانی دیگری ,وحالامینویسید 93جلد.شرم وحیا چیزی خوبیست ولوکه پیروومرید خاندان کیان هم باشید.وباید گفت که ان مردک مکار(نادرکیان)باداشتن یک حرم کامل ازسادات وغیرسادات کی فرصت نوشتن داشت .
غیراز,,تاریخ غریب ,,که بیشتر آن بطورعجیب وغریب دروغبافی شده ویا,,پیام شمال,, اوکه بیشترآن دزدی های است ازپیام مشرق وسایردیوان ها ی اقبال لاهوری وشاعران دیگر.مگر این 93جلد کتاب راکی دیده ودرکدام کتابخانه میتوانید پیداکنید؟؟؟
بس کنید آن مردک جادوگر کیان را بمرتبه خدایی رسانیدن!!!اوکه زنده اش باری کمرشکن بود بدوش مردم اسمعیلیه مرده اش هم جیب خالی مردم ماراخالی ترنموخوب به یادارم که درکابل مرد پسرماجراجووغاگرش به تمام قراوقصبات کسانش رافرستاد وهمه راوادارساخت تاجمع شوند وپول جمع کنند وتاکسی هاراازبغلان وپلخمری وکابل دربست کرایه کنندتا جنازه اورا ازکابل به کیان نقل دهند.سید منصوروسید ناصر وسایرپسران به دوستان ودشمنان شان نشان دادندکه چه ابهت وعظمتی دارد پیرکیان ولی مردم بدبخت اسماعیلیه بازافتید زیرباردیگری ,بارپرداخت پول تاکسی دربستی که اکثریت آه دربساط نداشتند چه رسد به پول گزاف تاکسی تاکابل وازکابل تابه کیان!!!
خوب بیادارم بسیاری ها گاووگوساله وقالین وگلیم ویاهم اشیای که فروختنی بودرافروختندتاپول تاکسی دربست همرایی جنازه آن مردک مکاررافراهم کنند,مردم مانه تنها بارزنده های کیانی هارا(این حاتمان طایی ایکه بیگانان راخیره ساخته اند)بدوش کشیده اند بلکه ازگزند مرده های آنها هم بی نصیب نمانده اند.
خداهدایت تان دهد
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
شما بیشک دانشمند و با سواد استید اما افسوس به اینکه شما بخل و حرص داریید و از علم خویش در راه غلط و شیطانی استفاده مینمایید چنانچه امروز بسیاری از عالمان و ساینسدانان جهان حتی از وجود خداوند انکار مینمایند.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
مشرکان دین و مذهب پیغمبر و علی را هم جادوگر میگفتند پس با جادو گر گفتن سید نادر خان خو کدام مشکلی را این خلقیان حفیظ الله امین به خود نمیبینند.
(بااحترام عارف)
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
هیولایی درقالب انسان
بگویم شمه ازکارهای منصورکیان ........---- هیولایی بودامروزمگردرقالب انسان .....
شوی آگاه اگرازفعل شوم نادرست او.......--- یقین دارم که میگویی برابرهست بامروان
اگرچه خلق میداندازان اعمال زشت او.....---- ترورُقتلُ کشتارش بودمشهوردربغلان....
شده مشهوربه خان آغاهمین دجال امروزی---- دوچشما نش شده اعمازامرحضرت سبحان
به ناحق سرپرست گویدکجااست امرُفرمانش---- الف تا یا نمیداند برای مردم است اعیان
نه تهمت است نه بهتانی جماعت جمله میداند---- نداردعلمُ عرفانی بود او بیسواد ناخوان
قلم دردست میگیرد نمیداند چه بنویسد ......---- نشیند برسر کرسی مثال بُت بامیان......
به کرسی پارلمان بینی فقط دستهای اوبالا ---- نمیفهمد سخن گوید به پیش جمله حاضران
زمان فرقه هشتاد بکرد اوکُشتُ کشتاری .----- تباه بنمود جماعت را بنام (سید کیان)....
به صد ها فامیلی بینی که ازغم زارمینالد ----- زدست ظلم این شداد بی غیرت بی وجدان
بکشت آن نامداران جماعت رااین احمق .----- برای مردمش آشکار نه بیتوان کردوراپنهان
جماعت خوب میداندازان قتلُ تُرورهایش ----- بدورش جمع گردیده ست چندتن جمله نادان
هنوزهم خواب می بیندزمان فرقه هشتاد .----- نه آن غندُ نه آن لوا نه آن قلابی جنرالان
ازین خواب ضلالت بارنخواهدشداو بیدار ----- احاطه کرده هست اوراکثیری جمله اوباشان
برادرها خطاب میکرد خودرا رهنما رهبر----- عجاییب رهنمای کرد به لندن بوداوپنهان..
درین اوقات بیابنگردیگر چالُ فریب او .. ----- کند عوام فریبی او به قرآن عظیم الشان .
هزارُچارصدسال است که حاکم است درعالم---- نباشد ابتکارنوهویدا هست به دانایان .....
دیگرنیرنگُ چال اونباشد کارگر امروز ... ----- درین ایام ساینسُ کمپیوتر دسترسی برآن
کنیددست دُعا بالا به پیشگاه امام وقت ..... ----- بسوزدخانمان اوشودباخاکُ گل یکسان..
ازان بیدادیُ ظلمش نگفتم ذرّۀ اینجا .......----- توخواهی گفت شرف داردیزیدُشمرُبوسفیان
ندارد چشم بینا را شناسد امرُ فرمان را...------ منافق گشته همکارش مثال (مولوی افغان).
بود دجال صفت دورش مثال بازکُ عوض---- نماید قلدوری پیشش بیگیرد پول از اوآسان
زرنگُ صورتش پیداست بودویسکی برگهایش--- تکبُرُ غرورهمراه نداردفرق از حیوان ..
خطابش میکند رهبربرابر هست با رهزن .------- نه بینی رهبری براوبود اورهبر دزدان.
نباشد خصلت انسان نه درمنصورنه درجعفر----- شرافت راوداع گفته رضالت سرزندازآن
درین اوقات می بینم اضافه گشته دو احمق.. ---- کندیاوه سرایی اویکی عمران دیگرطغیان
کندتوصیف آن ملعون وراگوید(پور حیدر) ..----- بودلعنت به این مرتدنهاده اسم خودعمران
چه گویم ای برادرهابه دورش این چنین احمق---- نماید رهبری برآن برای همچو دلالان ...
ضلالت پیشه اش گشته نداردعزتُ آبرو .....----- ملامت گرشودصدبارنداردفرق برایشان.
بوددرخون آغشته همیش دست های ناپاکش----- اللهی سرنگون گردان خودش باجمله خانمان
نداردفرق به گوش کرصدای (بلبُلُ قمری) ----- ز بینایی شده محروم که بیند خورشید تابان
دو دست او شده کوتاه زفرمان امام وقت ..----- نماید هرطرف حمله شده بیچارهُ حیران ...
شدی ای منصورکیان مثال جمله دجالان ..----- به دست خود برفتی تو به سوی آتش سوزان
7 جولای 2012
آنلاین : http://www.kabulpress.com
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
گل خوجه،وخوجه گل های دیگر!!!
ما پرهیزگاری،تلاش فراوان برای آرامی اسماعیلیان افغانستان وپاکدامنی و راستی جناب محترم الحاج سید منصورنادری را هیچگاهی فراموش نخواهم کرد.
ایشان در اجرای عدالت هیچ زمانی از خود چون پرچمدار علی علیه السلام و امام برحق نور مولانا شاه کریم الحسینی حاضر امام کوتاهی نکرده اند.
انشآالله علاج بیماریهای اساسی این اختلاقات جامعه اسماعیلیه ما از طریق مبارزات این ابر مرد نستوه تاریخ معاصر اسماعیلیه افغانستان که از طریق خوجه ها سرایت نموده بزودی ریشه کن خواهد گردید و تلاش های مذبوحانه آنها که عبارت از بقای خود شان توسط اعمال نابکار آنها میباشد ناکام خواهم شد.
پیروان این مبارز راه حق اگر از لذتهای دنیا محروم هم باشند از زهد و پرهیزگاری ایشان کاسته نخواهد شد و خطاب ما به آن فرومایگان پولپرست و دنیا پرست و مسوولین دنیا پرست ادارات امامتی که مسوولیت شان نهایت سنگین است چنین است:
موضوع اجرای اتحاد و اتفاق بین همه اسماعیلیان افغانستان مسوولیتی است که در پیش روی همه قرار دارد وبه لحاظ خدا و امام بیشتر از این به نا اتفاقی ها دامن نزنید و منشآ را همه میدانند که در کجا و از کجا رهبری میگردد چنانچه میگویند که کور هم میداند که دلده شور است.
نام سید منصورویادسید منصور و درسهای سید منصورنادری هیچگاهی فراموش تاریخ و مردم ما نخواهد گردید.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای مرید آزاد!
این هرج و مرج را برپا کردن مسولین منفعتجوی ادارات امامتی جزکارهای مهم و وظیفه سپرده شده خود میداند اگر اینکار ها را نکنند باز چطوروظیفه خود را ادامه بدهند و پول دریافت نمایند خود تان میفهمید که شیربازحکیمی وسرسفیدوکریم داد مهری چی دانش دارند جوی دو خر را نمیتوانند که تقسیم کنند همی خوش خدمتی هایشان به خوجه ها است که در رآس ادارات هستند در غیر آن این بی دانشان را کسی مزدور به نان چاشت شان هم نمیگیرد