راست: سید منصور نادری و چپ احمد شاه مسعود
سید منصور نادری و احمد شاه مسعود دو شخصیت مربوط اتحاد شمال افغانستان بودند که هردو باهم مشابهت های دارند، ولی تفاوت زیاد میان شخصیت، عملکرد و رفتار هر دو آنقدر زیاد است که مقایسه آنها بهترین موضوع عصر جنگ افغانستان را روشن می سازد.
برای توصیح بهتر این نبشته مقایسه یی را در چند بخش (چطور بود، چطور شد، چرا و چه خواهد شد) تقسیم می کنم.
1. چطور بود؟
1. سید منصور نادری در اکثر ولایات افغانستان حتی محلات پشتون نشین مانند جلال آباد نفود داشت.
فعالیت های احمدشاه مسعود در آغاز تنها در دره تنگ و تاریک پنجشیر محدود بود.
2. نفوذ سید منصور نادری بالای اقوام هزاره، تاجک و حتی پشتون ها موجود بود.
احمد شاه مسعود بر ساحات قومی تاثیرات نداشت و تنها پنجشیر نمی توانست جای قوم را بگیرد.
3. سید منصور نادری در آغاز مردم را با زور تفنگ و تهدید تابع نکرده بود، مردم داوطلبانه از وی حمایت و اطاعت می کردند.
احمد شاه مسعود مردم را با تهدید و تفنگ تابع خود ساخت و گروه شورای نظار را اول بالای مردم تحمیل کرد و بعد فعالیت های آنرا با منافع قومش آشنا کرد.
4. سید منصور نادری با استفاده از این سادات بودن و موقف مذهبی و اجتماعی اسباب احترام مردم را نسبت به احمد شاه مسعود جلب میکرد.
احمد شاه مسعود تاجک بود که هیج نوع تقدس و القاب روحانی نداشت و پذیرش وی از طرف مردم برای مسعود دشوار تر از سیدمنصور نادری بود.
5. سید منصور نادری امکانات بزرگ مالی، جایداد و منابع مطمین و دایمی پولی را در اختیار داشت و احمد شاه مسعود از صفر آغاز کرد تا کمک های سرسام آور خارجی را بدست آورد.
6. سید منصور نادری در زمان حکومت های ببرک کارمل و داکتر نجیب الله بیش از ده سال در ولایت بغلان و صفحات شمال افغانستان حکومت کرد که همه امکانات دولتی ، فرقه هشتاد ارتش و پست ولایت را در اختیار داشت که از طرف دولت تمویل میگردید.
احمد شاه مسعود نه تنها این امکانات را نداشت، بلکه زیربمباران طیارات دولتی در مغاره ها و مخفیگاه ها زندگی میکرد.
7. سید منصور نادری دارای مرکز فرهنگی مانند (کانون فرهنگی ناصر خسرو بلخی) و همچنان شانس استفاده از دانشمندان، نویسنده ها ، پژوهشگران، نظامیان و روحانیون را داشت.
احمد شاه مسعود تنها نهادی نظامی، سیاسی و استخباراتی شورای نظار را در اختیار داشت که همه فعالیت های فرهنگی و نظامی اش را در آن گنجانیده شده بود.
این بود خصوصیات، امکانات، توانمندی و ناتوانی دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان ، اکنون در بخش (چطور شد) تفاوت و توانمندی این دو شخصیت را در استفاده از امکات گفته شده برمی شماریم.
چطور شد؟
اکنون موقعیت کنونی و قابلیت زیست سیستم های ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود و سید منصور کیانی را با یکدیگر شان مقایسه می کنیم . در بخش اول نام سید منصور را اول و نام احمدشاه مسعود را دوم می نوشتم، در این بخش از نام احمد شاه مسعود شروع می کنم. زیرا در این بخش طرف مسعود بر منصور سنگینی می کند.
واضح است که احمد شاه مسعود کشته شد و سید منصور نادری زنده است، فکر نمی کنم زنده بودن سید منصور امتیازی بر کشته شدن احمد شاه مسعود باشد. سخن در باره موثریت کار آنهاست.
1. سیستم احمد شاه مسعود ده سال حکومت کرزی و حضور جامعه جهانی را از یک دست به دست دیگر می انداخت و کلیدی ترین مقامات دولت را در دست داشت که کرزی و جامعه جهانی قادر نیستند به آسانی آنها را از قدرت دولتی حذف کنند. این سیستم در مقابل نیرومند ترین دستگاه های غربی و شرقی در مقابله است و با دادن قربانی هنوز تاثیرات شان را اعمال می کند.
سید منصور نادری چند چوکی پارلمان را با تقلب، بی آبرویی، و جنجال برای خود اعضای خانواده اش (فرخنده زهرا نادری دخترش، سید داود برادرزاده اش) بدست آورد که هرگز نمی تواند مانند قدرت عمل کند و در حال دفاعی و ترس ، گریز و فرار زندگی می کند.
2. طرفداران احمد شاه مسعود می توانند جنبش ها، ائتلافات و احزاب را رهبری کنند یا در آنها سهیم باشند و مانند عامل و محرک در جامعه کار کنند.
طرفداران سید منصور نادری حزب نام نهادی پیوند ملی را که نمی تواند عامل قدرت باشد، ثبت کرده و تفکر سیاسی در این حزب موجود نیست.
3. ساحه نفوذ و تاثیرات مسعود از دره تنگ و تاریک پنجشیر به سراسر افغانستان پخش شد.
قدرت سید منصور نادری به چند طایفه شیبر، بهسود و نیکپی محدود گردید که روز به روز رو به اضمحلال است.
4. احمدشاه مسعود گویا قهرمان ملی می شود و سید منصور نادری قهرمان طایفه. قهرمانی سید منصور پایین تر از سطح قبیله است.
5. طرفداران احمد شاه مسعود برخاسته از یک دره، افغانستان را بدست گرفتند.
سید منصور نادری قدرت بغلان و صفحات شمال افغانستان را از دست داد و حتی در زادگاه اش دره کیان جای امن برای زندگی دایمی ندارد.
6. احمد شاه مسعود بعد از مرگش مقدس شمرده می شود. مخالفین و دشمنان مسعود از جمله حامد کرزی به مقبره مسعود رفته ادای احترام کردند.
سید منصور نادری در حال حیات احترام خود را در میان مردم و حتی مریدانش از دست میدهد.
7. احمد شاه مسعود بعد از مرگش حکومت می کند و سید منصور نادری در زندگی رو به زوال شده است.
در بخش اول (چطور بود) و بخش دوم (چطور شد) موقف ، موقعیت و فعالیت دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان در گذشته و حال تشریح شد که گذشته و حال هر دو کاملا معکوس میباشد. هر خواننده ایکه در این نقطه مقاله برسد، سوال خواهد کرد که چرا چنین بوده است. در بخش بعدی (چرا؟) به سوال خواننده پاسخ ارائه می شود.
چرا؟
علت های که اضمحلال سید منصور نادری و پیشرفت طرفداران احمد شاه مسعود را می سازد، قرار ذیل است:
1. احمد شاه مسعود بر گروه ، همرزمان و قومش می اندیشید و سید منصور نادری بر خود خانوداه اش.
2. احمد شاه مسعود همرزمان و قومش را با قدرت و امتیازات مادی شریک می ساخت و سید منصور نادری همه امتیازات را به خانواده اش منحصر می کرد.
3. احمد شاه مسعود در سیستم کاری اش تقسیم کار و مسوولیت را ایجاد کرده بود که کار به اهل کار سپرده می شد.
سید منصور نادری در تقسیم مادیات و مسوولیت ها کاملا غیر عادلانه غیر علمی و ناعاقبت اندیشانه عمل میکرد و همه طرفدارانش را در محرومیت مطلق از امتیازات مادی و معنوی نگهداری میکرد. این کار عقده های حل ناشدنی را در میان افرادش بوجود می آورد.
4. احمد شاه مسعود از افرادش دفاع میکرد و در رشد و ترقی به آنها یاری می رساند که فضای اعتماد ، همدردی و صمیمیت را بوجود آورده بود.
سید منصور نادری از رشد و ترقی افرادش هراس داشت و نمیگذاشت که آنها شخصیت و شهرت شان را در میان مردم تکمیل کنند. هر کس داشت محبوبیت لازم را حاصل میکرد، با شیوه های مرموزی از میان برداشته می شد که مثال های زیاد در این باره موجود است.
5. هم احمد شاه مسعود و هم سید منصور نادری از خطرناکترین سیستم استخباراتی، زندان های شخصی و گروه های تروریستی را در اختیار داشتند که احمد شاه مسعود از آن بر ضد دشمنان خود استفاده می کرد ولی سیدمنصور نادری در نابودی طرفداران و دوستان خود.
6. احمد شاه مسعود در پیشبرد امور مهم، تشکلاتی داشت که از افراد با اعتماد خودش استفاده میکرد، سید منصور نادری مشاوران خارج از مردم، قوم و طرفداران را با خود داشت که آنها دلچسپی های سیاسی خود را داشتند. این مشاوران سیاسی به ارزش های محلی و مردی اهمیت قایل نبودند، از سید منصور نادری بخاطر بقای حیات سیاسی خود شان کار میگرفتند.
در بخش های فرهنگ همه کار های سید منصور نادری بدست افراد بیگانه از مردم و منطقه قرار داشت و به فرهنگیان محلی موقع رشد داده نمی شد. این کار سید منصور، محرومیت های را بوجود آورد که به تدریچ به عقده و کینه تبدیل شد و همه افراد قلم بدست با دل پرعقده از سید منصور دور شدند که اکنون سید منصور زیان های زیاد را از این ناحیه می بیند.
7. سیستم و یاران احمد شاه مسعود با وجود که دچار تجزیه و تفرقه شده اند، می توانند، در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری با کرزی که در حقیقت دشمن سرسخت هردو(احمد شاه مسعود و سید منصور نادری) است، دست و پنجه نرم می کنند، ولی سید منصور نادری بخاطر تهدید مردمش حامد کرزی را به کیان دعوت می کند که مخالفینش را بترساند. یعنی سید منصور نادری پالیسی درازمدت و دوراندیشانه ندارد، دست به تکتیک های موقت، کم دوام و گذرا می زند. زیرا مشاوران سیاسی و فرهنگی بیگانه، نبودن مغز های متفکر دلسوز و قحط الرجال، سید منصور را به وضع آشفته و سراسیکه گی مرگبار قرار داده است.
8. پایه های مردمی سید منصور نادری و احمد شاه مسعود در خارج از افغانستان هم مقایسه دلچسپی خواهد بود.
سید منصور نادری در داخل از افغانستان در برابر افراد تابع و در خارج از کشور افراد آزاد، یک سیاست دارد. او نتوانست از اصل کهنه (امر پیر- قضای مرید) خارج شود و به رهبر سیاسی هوادارانش تبدیل شود. در سیاست سازش، انعطاف، آشتی، گذشت و تحمل و پذیرش مخالفین ضروری است که سید منصور نادری در خارج از افغانستان به همان شیوه های کهنه که خصومت و دشمنی را بار می آورد، عمل می کند.
نماینده های سید منصور نادری افراد بی سواد، مغرض، پولپرست، بی ظرفیت هستند که بجای آشتی و اتفاق همیشه در پی تفرقه، تکفیر کردن دیگران، توهین و دشنام و چغلی هستند. این افراد جبهه جنگ را علیه سید منصور داغ نگهداشته و او را در خور حملات مخالفین قرار میدهند. دفاع افراد نادان به ضرر سید منصور نادری تمام می شود. آنها به جای دفاع از سید منصور نادری به سید منصور دشمنان جدید را بوجود می آورند.
با این کار سید منصور نادری نه تنها محبوبیت خود را در میان مهاجران در خارج از افغانستان از دست داده است، بلکه نسل بعدی در مخالفت با سید منصور پرورش داده می شود.
پایه های مردمی احمد شاه مسعود در خارج از کشور هنوز قوی بوده، هواداران مسعود سالگرد شهادت وی تجلیل می کنند. زیرا روند پیشبرد داعیه احمد شاه مسعود در خارج از کشور از جانب روشنفکران و اهل فرهنگ و سیاست پیش برده می شود. ولی کار سیدمنصور بدست افراد بی سواد، کم تحصیل، فاسد، چاپلوس و منافق قرار دارد که فعالیت آنها اگر صادقانه هم باشد به ضرر سید منصور نادری تمام می شود.
9. طرفداران احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در مقابل رقبای نیرومند خارجی قرار گرفته اند. برای طرفداران مسعود رقیب نیرومند سیاسی و برای سیدمنصور نادری رقیب نیرومند مذهبی از خارج. طرفدراران مسعود از امکانات استفاده کرده اند که اگر بر رقیب غالب نیایند، حد اقل عمر سیاسی شان را طولانی تر کرده می توانند. اما سید منصور نادری بجای کار خلاق سیاسی که بتواند مشکلات داخلی را رفع و در مقابله با رقیب خارجی آماده شود، "زیرکانه" پایش را در دو حلقه دام بند کرده است. زیرا او مقاومت فرهنگی، سیاسی و مردمی را از دست داده و به شکل گروهی و آنهم اشتباه آمیز عمل می کند که به انزوای خودش منتج میگردد.
رقیب خارجی طرفداران احمد شاه مسعود، پاکستان، استخبارات غربی است که به کمک کرزی می خواهند به تدریج تاثیرات آنها را از سیاست افغانستان کم سازند که قتل جنرال داود، نورجهان، سیدخیلی و غیره از نموه های بروز هدف آنها می باشد.
در حال حاضر ما سیستم ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود را در حال مقاومت و سیستم سید منصور نادری را در حال اضمحلال می بینیم. مقاومت سیستم احمد شاه مسعود در آن است که به سیستم کاری، مستحکم تبدیل شده که مانند یک ساختار زنده و فعال عمل می کند و بدست افراد نسبتا مسلکی، با دانش و سیاستمدار پیش برده می شود.
سیستم سید منصور نادری بر اصل (امر پیر- قضای مرید) پیش برده می شود، علم، سیاست و تخصص در آن جای ندارد و گرداننده های آن افراد بی سواد، کوتاه بین و سودجو هستند که قابلیت درک و تفکیک منافع شخصی و جمعی را ندارند.
شیوه کار سید منصور نادری میان مردم بسیار کهنه است. زیرا از جانب افراد کم سواد، مطابق اخلاق و روش های طایفه و قبیله عملی میگردد. مثلا مجازات افراد که در وقت قدرت سید منصور نابودی حتمی فزیکی مخالفین بود، این کار برای سید منصور نادری هزاران دشمن انتقام گیر را بوجود آور که یک نسل پر از عقده و انتقام را در مقابل خاندان نادری پرورش داده است. در حال حاضر مجازات مخالفان سید منصور از طریق به انزوا قرار دادن مخالفین می باشد. مثلا ریشفیدان طرفدار سید منصور در جلسات طایفه یی یا قبیله یی شان فیصله می کنند که احمد شخص مخالف باید در انزوار قرار داده شود. ریش سفید یا نماینده سید منصور نادری در هر طایفه به اعضای خانواده های طایفه اش می گویند که رابطه شان را با احمد قطع کنند. به غم و شادی احمد اشتراک نکنند و احمد را در محافل و مجالس خانوادگی و قومی شان دعوت نکنند. اگر بخواهند مجازات احمد را تشدید کنند، آنرا با تکفیر یکجا می سازند. تکفیرکردن در میان اسماعیله های افغانستان اصطلاحات بسیار کهنه مانند (پیرگشته)، (بی پیر)، بی دین و غیره کار گرفته می شود.
مجازات افراد چیز فهم مطابق رواج طایفه و قبیله و تطبیق وحشیانه آن از جانب افراد جاهل و بی رحم، افراد مجازات شده را تحریک می کند که در فروریزی این دیوار های کهنه دست بکار شوند. جنگ شدید میان کهنه و نو شعله ور می شود. ارباب و ارثقال و کسانیکه خود را مدافع سید منصور نشان میدهند، از این جنگ سود می برند. زیرا مورد عنایت سید منصور قرار میگیرند، با سو استفاده از این موقف خود را میان مردم محترم وانمود می کنند و از کمک های لازم هم بهره می برند. کسیکه در این جنگ زیان می بیند سید منصور نادری است. زیرا همین افراد دلسوز و مخلص برای بادار شان دشمن می آفرینند، به دشمانش انگیزه می دهند که سید منصور نادری را هدف قرار بدهند و با چاپلوسی سید منصور نادری را به اشتباهات جدید ترغیب می نمایند. به این طور به تجارت شان ادامه میدهند.
در بخش (چرا؟) علت های تفاوت و پیامد های کار احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در ترازوی عملکرد آنها وزن گردید، اکنون در بخش آخر (چه خواهد شد؟) نتیجه گیری می کنیم سیر داعیه مسعود و منصور به کجا می رود؟
چه خواهد شد؟
اول: اگر سید منصور نادری دست به اصلاحات بزند در سسیتم کارش تغییرات وارد کند، معجزه خواهد بود که من به این معجزه باور ندارم.
دوم : اجرای اصلاحات آنقدر ناوقت شده که به یک انقلاب ضرورت دارد.
سوم: سیدمنصور و افرادش استعداد اجرای این انقلاب را ندارند. آنها در اجرای این کار مستعد نیستند. ورنه سیدمنصور نادری اضمحلال سیستم خود را تا آخرین لحظه های حیات تماشا خواهد کرد و با رفتنش از دنیا بعد از هرج و مرج کوتاه مدت میان اعضا خانواده اش که از سیاست بی بهره هستند، به سیستم و داعیه سید منصور نادری نقطه پایان گذاشته خواند شد.
طرفداران احمد شاه مسعود به احزاب سیاسی زیاد تقسیم می شوند که هرکدام تا دیر زمانی در وفاداری با آرمان های احمد شاه مسعود فعالیت خواهند کرد.
حالا که افغانستان در کشاکش تغییر نظام سیاسی و بقای نظام ریاستی قرار دارد، فقط آن جنبش یا نیروی سیاسی می تواند در آن نقش داشته باشد که با پختگی سیاسی مجهز باشند. تفنگ و تکفیر کردن جایش را به کار سیاسی میدهد. در سیاست نه تنها مردم مهم است، به مغز های متفکر سیاسی سوق دهندة مردم نیاز بیشتر میگردد.
نظرات
180 دیدگاهمقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
بازمعلوم میشه که کی کی ره خاد کشت
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
یک گام دیگری درشناخت فامیل کیان !
این خانواده پول پرست به هزاران چال ونیرنگ وبااستفاده ازدین وآیین مردم سالها مصروف اندوختن بودند که درنتجه دزدی های مال جماعت به یکی ازمتمول ترین فامیل درکنارمجید رابلی تبدیل شدند,به آن غارت گریهای مادی هم بسنده نکردند,پدرفامیل که واقعا اساس گذاریک سیستم مکمل اغوا وفریب بود دست به سرقت های ادبی زیادی زد که بعد ها همه دزدی ها یش راازدیوان شعرا وعارفان قدیم وجدید به نام سیاه خود به چاپ رسانیده ویکجاباعکس های خود وپسران قریه به قریه به مردم بیچاره ومظلوم وبیخبر به قیمت گزاف می فروختند که قصه این سرقت های ادبی وچگونگی ترویج عکس های این فاسدان دوران رابعدآبه تفصیل خواهم نوشت.
باحرمت
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
تمام دار وندارماراغارت نمودند وحالا نوبت رسیده به معادن ومنابع زیرزمینی مناطق ما وگرفتن قراردادهای ملیون دالری که سعادت جان فرزند تازه به دوران رسیده سیدمنصور این شخص روحانی !!!!!!!!!!!!!! تحت رهبری مستقیم این رادمرد!!!!!!!!!!!! امور غارت ثروت های زیرزمین رابدوش دارد.مرحبا,مرحبا به این خانواده روحانی!!!!!!!!!!!!
چه خوب گفته اند:
تاابله درجهان باشد مفلس(شیاد)درنمی ماند!!!!!!!!!!!!!!!!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
کدام دارو ندار؟ ما و تو چی داشتیم و چی داریم از چندین سال میشود تو را به کسی که به او باور داری قسم میدهم حالا که خود مختار هم استی تو چقدر پول و دارایی داری؟باز کدام دارو ندار تو را از من را و یا از کسی دیگری را کسی بزور غضب نموده است یک کمی وجدانت را خودت محاکمه نما آقای عوض باز از روی حسادت که موضوع منابع زیر زمینی را یاد نموده ای آیا این از نهایت حماقتت نیست؟ هرکسی همین حالا در افغانستان تجارت مینماید و پول بدست میآورد، آیا قرار داد معادن با دولت افغانستان کاری خلاف قانون است و از این خاطر تو کی را زود تر محاکمه مینمایی؟ آیا این اندیشه شما از نهایت فضولی و از روی بخل و حسادت خودت و امثالت نمیباشد؟ افسوس به افرادی نادانی مثل خودت که ما در جامعه خود داریم تا زمانیکه افرادی بی عقلی مثل شما در جامعه ما است چرا شیربازحکیمی ،کریم بخش عاشوری ،کریم داد مهری و خوجه های بی وجدان شما را مانند خران شان سوار نشوند شما واقعآ نان نه بلکه کاه خورده اید یا به اصطلاح عامیانه عقل را خورده سر دوز گو کرده اید باز ببینید آیا چندین شبکه تیلیفونی،بانکها وغیره در افغانستان فعالیت ندارند و الحمدالله عایدی بسیار سر شاری از این خدمات شان بدست نمی آورند؟ افسوس صد افسوس به تو واری انسانهای بی عقل و حسود،حسادت هم از خود اندازه ای دارد تا مثل خودت انسانهای بی عقل و بی فرهنگ و بی وجدان موجود باشد راستی که مفلس های مانند خوجه های افغانی و خارجی در نخواهند ماند.
خدا به راهی نیک هدایتت کند
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
بجواب نعيم جان !
از انجائكه يكى از اصول زرين مذهب تشيع را امامت وعدالت تشكيل مى دهد كه بدون عدالت وامامت اصلا تشيع اى مفهوم دينى ومذهبى خودرا از دست مى دهد كه سيد منصور به اين دو اصل باورمند نيست وعليه هردو دست به قيام زده است . اول درسالهاى ١٣٤٥ به بعد جوروجياول منزل سيد شجاع خان معروف به شير أغا برادر زاده سيد نادرشاه كيانى توسط سيد منصور كانكستر با اعمال شرم اور كه تجاوز بالاى ناموس شان صورت كرفت كه قابل كتمان كارى نيست ٢. محروم كردن تمام خانواده واقارب ازملكيت هاى يدرى شان در لختوغى ورباط به اين معنى جطور مى شود كه اين سادات كيان همه از شاه عبدالهادى كه يدر كل اين سادات است كه أكنون سيد منصور داراى أراضى وسيع باشد وساير سادات تنها در كيان وكوه ها داراى زمين قولابه وللمى هستند ٣. غصب بى شرمانه منزل سيد حسام الدين دامادش دريلخمرى وفروش ان به مبلغ ٤٨٠٠٠٠هزار دالر امريكائى به رامين خوستى ٤. غصب ملكيت سيد ظاهر خواهر زاده ودامادبرادرش سيد ناصر درعقب شاروالى يلخمرى كه ماهانه ده هزار دالر امريكايئ به كرايه داده شده ومبلغ ينج هزار دالر حق وى را سيد منصور قوت لايموت مى كند وينج هزار ديكر را وزير احمد ميراحمد ديوانه تأله وبرفك يكى از حوريون سيد منصور بدست مى اورد وفرزندان اين سيد مصيبت ديده نسبت نداشتن يول از تحصيل ماسترى شان باز مانده است . ٥ سيد منصور از أقاى كرزى خواهش كرده است كه اكر اين سيد حسام الدين وسيد ظاهر دريكى از يست هاى دولتى قرار كرفت من أزشما روكردان خواهم شد مراجعه شود به استاد كريم خليلى معاون رياست جمهورى ومارشال فهيم قسيم معاون اول وتمام وزراى كابينه كرزى كه دربسى محافل اين مسله مورد بحث قرار كرفته وهمه ازين عمل كرد دولت متاثر اند وحتى روابط فأميلى زلمى رسول با خاندان يير كيلانى كه از سيد ظاهر حمايت مى كردند برهم خورده است مراجعه شود به حامد كيلانى يسر يير كيلانى وسائرين .زيرا جى دليل است كه يك انسان تحصيل يافته ومشهور مدت هفت سال است كه بى سرنوشت بسر مى برد . مطلب خيلى خطرناك كه مخالفت سريع او با امامت إسماعيلى يرنس إقاخان كه درينصورت اين سيد منصور مخالف هردو اصل مذهب تشيع است لهذا او اصلا إسماعيليه وشيعه نيز نيست ويك انسان بغى كه مخالف امام را بغى كويندويك فرد قسى القلب ستمكر به خانواده وقومش است كه در هردو بعد او فاقد ان است وسيد خطاب كردن او ويير خطاب كردن ان يك كناه عظيم ونا بخشودنى است وحواريون ان يا از ماهيت اين افعال قبيع او مطلع نيست واكر است بازهم اورا به اين تايتل ميشناسند أنان نيز اسماعليه وشيعه نيست بنابران سيدمنصور وطرفدارانش در برزخ قرار دارند زيرا از دائره دين خارج ميشوند وازينكه نام مسلمان بالاى شان است اكر توبه كنند از برزخ به مرحله إيمان داخل مى شوند ودر غير ان در اسفلسافلين قراردارند مراجعه شود به عالمان تشيع با احترام( فرقانى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
لعین همرای این همه یاوه سرایی های دروغ ات تو عالم نه بلکه جاهلی حضرت رسول اکرم فرموده اند هر کسی مسلمان دیگری را کافر گوید خودش کافر است.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
به جواب ذبيح !
اول لعين خودت وقوم خويشت ،دوم كدام حرفم در كامنت بالا يا وه است ايا همين جريان حقيقت ندارد ؟ويس كسى كه حق را كتمان واز ظالم دفاع مى كند لعين است وأحمق وايا كسى كه بر ضد عدالت باشد وبرضدامام در مذهب تشيع بغى ومرتد نيست ؟ ويس شما نيز اسمعيليه وشيعه نيستيد ووييروى يك دهرى خدا نا ترس ظالم كه صله ارحام ندارد ميباشد وبتواين مسلك جديد دهرى يرستى مبارك (فرقانى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
کلوخ شکن و سایر مجهول الهویه!
جفیدین مانند سگ های ولگرد در پشت میز کمپیوتر آسان است، اگر یگ مثقال مردی داری بیا ده میدان باز خواهی دید که کی را خواهد کشت! بنأ توصیه دارم تابیشتر حیا، عفت و شرافت و وجدان تان را دو دسته تسلیم خوجه های پاکستان نکنید که آنها فقط مانند ..... از شما ناقص الخلقه ها استفاده ابزاری نموده اهداف سیاسی خود را به پیش میبرند!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای مبارز!
اینها مجهول الهویه نیستند اینها کسانی استند که در ابتدا زمانیکه از ترس و خوف مردم ما در دفاترامامتی کار نمیتوانستند با تکتیک و شگرد خاص از رییس محرم علی وضابط جمعه خان بحیث رییس و معاون کونسل استفاده نمودند و زمانیکه شرایط را مناسب دیدند آنها را کنار گذاشتند سید سعادت نادری با کمال صداقت به امر الحاج سید منصور نادری با این منافقین تا به اندازه اخیر بخاطر اتحاد و اتفاق در بین جماعت کمک و همکاری نمود و بعدآ ایشان را با یکی دیگر از پیروان و دوستداران الحاج سید منصور نادری مواجه ساختند و صد ها چال و نیرنگ دیگر را اینها باشاره بادارهایشان بازی نموده اند بلی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اینها حکیمی،عاشوری و مهری هستند.
اگر نشناختی حالا خوب بشناس
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
زن يدر شما دزدان را كايم ديروز كجا بوديد كه در سنكر معلوم تان نبود همه ازجمله معزيزين بوديد وترخيص به جيب زديد وحال همه را دشنام مى دهيد لامذهب هاى ديوانه نادان
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای احمد روشنکر!
نظریات جناب عالی را در کا منتهای چندی تا حدی منصفانه در یافتم ولی درین کامنت طویل تان که بر خی رخداده هارا تذکرداده اید لکن علل اصلی آن را مورد تحقیق قرار نداده وبروشنی نکشانیده اید.
1. از ظلم گل محمد مومند نسبت به اهالی بومی سمت شمال تذکرداده اید که البته با نقشه وپلان ازپیش طرح شده نالقین ماورای سرحدات را در مناطق حاصلخیز شمال جابجاکرد وبر ملکیت مردم فقیر مسلط ساخت. ولی چند سال بعد دیده میشود، که سید ناصر نادری رهبر روحانی مردم اقلیت، فوق العاده ناآگاه وفوق العاده بیسواد اسماعیلیه علیر غم داشتن حرم سرا ومالک بودن بر خیل زنان دیگربا خانواده لوی خان سر پرست وکلان ناقلین طرح خویشاوندی می افگند،البته آنهم با پیشکش هدایای گوناگون وانواع مکرو حیل، واسطه وواسطه بازی. آیا این وصلت مصلحتی و سیاسی را به چه چیز میتوان تعبیر کرد، تنوع جنس لطیف، بدست آوردن یک حامی پر قدرت ازقوم خروت، یا تر ساندن ناراضیان ومخالفین کیش شخصی از داشتن نفوذ وسیع لوی خان در مقامات دولتی ؟ آیا وظیفه و ماموریت یک سر پرست مردم معتقد وبااخلاص به این نوع تر فند بازی، جور آمدن های کثیف مصلحتی – سیاسی با روحیه ی مذهب پاک اسماعیلیه انطباق پیدا میکند؟ اگر سید نادر خان و پسرانش بجای دادن تحایف گوناگون یا بقول ملا عبد الرسول نیکپی بجای دادن قالین، گلم، تان برگ، چپن، لنگی، اسپ و غیره که مال بیت المال و عشر مردم جماعت بود، به خوانین، متنفذین،حکام و مامورین دولتی وعسکری،بخاطر سر کوب وخفه ساختن ناراضیان کیش شخصی اش روح دساتیر مذهبی را در نظر می گرفت وجامعه ی اسماعیلیه را در پرتو ارشاد امامام عصر رهنمونی میکرد، از ترویج عمدی فساد اخلاقی در بین جامعه ی ناآگاه اسماعیلیه جلوگیری میکرد،از تعیین وتقرر خلیفگان فاسد، بیسواد، طماع وتملق گوی بالای جماعت کوتاه می آمد، بجای خیانت خدمت را شعار خود میساخت، در عوض از تعمیم تعلیم وتعلم قاطعانه حمایت مینمود ودر نتیجه یک جامعه ی مهذب، مترقی و آراسته با علم ودانش را دربین جوامع افغانستان متبارز می ساخت، آیا باز هم ضرورت به ایجاد جو رعب وهراس آنهم با نشاندادن زور مارشال شاه ولی خان، در بار شاهی،فلان حاکم ووالی دیده می شد؟ آیا بازهم مارک منفی زعامت نالایق را کسی به او الصاق میکرد، یا به رهبری سالم او آفرین می گرفت؟ آیا اُلگو وسر مشق دیگران واقع نمی شد؟ اما متاسفانه برداشت این خانواده ی روحانی نمای متقلب از جامعه ی محکوم، بینوا ومفلوک اسماعیلیه برداشتی بود همچون برداشت دذ دان و خائنین که از سایه ی خود میترسند،بدین قرار زعم وپندار این خانواده بر این مبنا قرارداشت که اگر جامعه با سوادشود، جامعه منور الفکر گردد، جامعه از اصول اخلاقی مذهب آگاه شود، آنگاه جامعه به زعامت ما گردن نمی نهد، واقتدار واوتوریته ی ما به صفر تقرب میکند. این برداشتی بودغلط که تا امروز این خانواده ازان پیروی میکند وازان دست بر نداشته است و در نتیجه مارک زعامت منفی، بد، نالایق وفاسد بانام شان گره خورده است. وتاریخ نیز همین قضاوت را کرده وخواهد کرد وکسی از قضاوت تاریخ در امان نخواهد ماند.
2. از دسیسه سازی سعدالله صافی تذکردادید ولی از علل وعوامل اصلی که کی وبه چه دلیل پای سعد الله صافی را در ولسوالی دوشی کشاند یادی نکردید؟ همانطوریکه به همگان معلوم است عده ی از مردم نا آگاه اسماعیلیه به شیر آغا ی تریاکی عقیده ی جاهلانه داشت و علیرغم منع دید وبازدید او از سوی خانواده نادری، بازهم عده ی از راه های مخفی به دیدن او میرفت و نذرو نیاز یا احمق پولی خودرا به اوتسلیم میکرد.اما خانواده نادری که نمیخواست درزعامت معنوی قلابی اش خدشه وارد شود یا با چلنج روبرو گردد، لذا دستور غارت مایملک ودارائی وخانه ی عموزاده هارا صادر کرد ودر نتیجه شیر آغا به دولت پناه آورد لکن به دادو فریادش ترتیب اثر داده نشد. درین میان شیر آغا در اثر تصادم بایسکل مجروح گردیدوچندی بعد فوت کرد ومنوچهر از تعقیب دعوا صرف نظرنمود وبا عمو زادگان ازدر صلح وآشتی پیش آمد وبه کیان برگشت وبزندگی عادی خود پرداخت
ادامه دارد.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آیا سیدمنصورکیان شخصیت روحانی است؟
عده ای یاازسرنادانی وبیخبری وخوشباوری ویاهم ازروی قصد وغرض اوراشخص روحانی میدانند وخیلی هم دراشتهار وی به عنوان یک شخصیت روحانی پامیفشارند,که لازم می افتد تا هم با علاقمندان وی وهم باکسانی که اوراردمیکنند سوال روحانی بودن اوواسلاف واخلاف موصوف رادرمیان بگذاریم تاباشد به یک درک معقول ومنطقی نزدیک ترشویم.
ازآنجاییکه درهمه فرق اسلامی ازاین مقوله تقریبا برداشت یکسانی وجودداردکه به قرار زیرمیباشد.
روحانی شخص بادانش ومعرفت وسیع وعمیق ازاصول ومبانی دینی میباشد که اوراباسایرعامه مردم اش متفاوت ساخته است .واین دانش ومعرفت وعلم راازراه تحصیل ,اموزش ,زانوزدن نزداستادان روزگارش کسب نموده که یک عمر شب زنده داری ها وسعی وکوشش غیرعادی تاسرحدریاضت رابه جان خریده است,درغیرآن به آن کمال ومدارج رسیدن کاری نیست سهل الوصول.
شخص روحانی بارسیدن به آن مرحله ازکمال وآگاهی دیگر اهریمن نفس اماره را تسخیر وتسلیم خودش میکند ومبرامیگردد ازهوا وهوس نفسانی درهمه اشکال وانواع آن.
روحانی این همه علم ومعرفت ودانش عمیق اش راازدین دراختیار مردم اش قرارمیدهد ,نه دراختیارمردمش بلکه همه سعی وجدوجهدش درانست که آنچه خود داند به مردمش انتقال دهد ورنه گیریم که اوبرترین عالم وبلندترین فاضل روزگارش باشد چه ثمری خواهد داشت,اگرنتواند مردم رادگرگون سازد ومردمش راتکمیل وتصیح نماید.
آدم روحانی به قریه وقصبه وکوی وبرزن مردمش همیشه حاضراست, درخوب وبدمردمش سهم شایسته دارد وبرعلاوه ازطریق وعظ وتبلیغ وسخنرانی وقصه وگفت وشنود معرفت اش را,دانش اش راوعلم دینی اش رابه مردم اش انتقال میدهد.شخص روحانی درعبادتگاه (جماعت خانه )ازهمه زودترمیرود وازهمه دیرتر بدرمیشود.
خانه ومنزل شخص روحانی بروی مردم اش بازاست وهرکه مشکلی ویاسوالی ویامشوره ای داشته باشد بدون مانع ومشکلی میتواندبه آن جابرود وباآن شخص ایکه معتمد وصادق ودلسوز است به شورومشوره حل مشکل اش بپردازد.هیج فردی سرسپرده تر ووفادارتر وامین تر از شخص روحانی درامرعمل نمودن امروفرمان واصول دینی نیست.
پس شما خود باید سنجید آقای سیدمنصورایکه ازعلم ودانش نه تنها بهره ای نداردخیر,بلکه درتمام عمردشمن سوگند خورده علم ودانش ومعرفت بوده ,اوکه درتمام حیات پرماجرایش برای دودقیقه هم سخنرانی نداشته وازروزیکه چشم به این جهان گشوده غرق نازونعمت بادآورده بوده ونه تنها موقف وشیوه زندگی اش بامردم اسماعیلیه آن ولا شبیه نیست بلکه رنگ رخسار وظرافت اندام وجلوه ظاهر اواندک رنگ وبویی ازمردم ومحل ندارد,اوکه یک روزی هم به عبادتگاه جماعت (جماعت خانه )سری نزده وبه دعا گوش نداده و بامکی های جماعت خانه روبرونشده است و....................
چگونه یک شخص روحانی میتواندباشد؟
تعبیر وتفسیرخودتان راازروحانی بودن این آقاارایه نماید تاماشنویم برهان شما!
ممنون
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سید منصورنادری در پهلوی داشتن همه خوبی های خویش یک رهبر آزادیخواه و عدالت پسند است
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
پیوسته به گذشته
3. دو جوان دلداده که پدر دختر به ازدواج آندو راضی نبود، وآنها ناگزیر خانه ی پیر را ملجاء قرار داده و بدان جا متوسل شدند. اما شبانگاه پیر آن دو نامراد را به قتل رسانده وجنازه آنانرا در عقب منزل منوچهر انداختند واولیای مقتولین را وادار کردند که منوچهر را بحیث قاتل به مقامات جنائی معرفی بدارند. منوچهر که درین قضیه کلاً بیگناه وبی خبر بود، به مقامات عدیده ی دولتی به داد خواهی متوسل شد ودادو بیداد ووالیلا سرداد. در نهایت به خانه ی ملت یعنی شورای ملی مراجعه کرد ودرانهنگام سید ناصر معین دوم شورا بود. موصوف از یکتعداد وکلا تقاضا کرد تا قضیه ی منوچهر وبرادرانش را حل و فصل سازد. منوچهر که مطلقاً مظلوم واقع شده بود لذا به افشای اعمال ضد اخلاقی وضد اسلامی عمو وپسرانش پرداخت وپرده از روی جنایات عدیده ی ایشان برداشت و اسرار خانه را نزد بیگانگان فاش ساخت. شرم آور ترین قضیه موضوع " بی بی حریره " زن بسیار مقبول وزیبا ی شیر آغا دختر برادر سید نادر خان بود که سید نادر خان اورا بزور به حرم خود آورد ودر خیل زنان خود افزود. وکلای پشتون که نسبت وصلت سید ناصر با دختر لوی خان کینه وتعصب شدیدی داشتند، وقت را مغتنم دانسته عریضه ی منوچهر را به مقامات عالی دولتی پیش و آنقدر پافشاری کردند تا صدارت عظمی یک هیت عالی رتبه را به نام " هیت بررسی قضایای سید کیان " تحت ریاست تورنجنرال سعد الله صافی رئیس دیوان محاکمات اردو تعیین کرد. هیت به مدت شش ماه در ولسوالی دوشی از پسران سید کیان، اربابان، خوانین، متنفذین وشیخ های سید کیان تحقیق کرد. چون عده ی از شیخ ها یا فدائیان سید نادر خان بر علاوه ی مرتبت پیری مقام پیغمبری وحتا خدائی نیز به او قایل وبه زبان می آوردند، لذا تحقیق از روال اصلی به معتقدات مذهبی کشانده شد. چون تحت قاندن اساسی معتقدات مذهبی اتباع از تعرض مصؤون بود ورنه اگر کدام رژیم بنیاد گرا در قدرت می بود همه ی آنان محکوم به سنگسار می شدند. هیت چهار تن از پسران سید نادر خان را بعنوان مجرمین اصلی و 14 تن از اربابان ومتنفذین و شیخ هارا بحیث معاونین جرم زندانی ساخت وایشان مدت دوسال و چهار ماه در زندان ماندند. سر انجام در اثر وساطت مارشال شاه ولی خان و مقامات بلند مرتبت دولتی که ایشان همواره مشمول تحابف عدیده ی این خانواده گردیده بودند، ایشان تحت ضمانت آزاد ودوسیه ی نسبتی آنان تا هنگام رژیم جمهوری داود خان محول محکمه نگردید.
4. راجع به شهادت سید اکبر شاه وفامیلش ونیز 375 تن دیگر در دره کیان وهمچنین سران اسماعیلیه در کوتل رباطک. همانطوریکه در کامنت های قبلی نیز تذکردادم سید منصور مسؤل اصلی این شهدا، تاراج وغارت مال و دارای مردم اسماعیلیه سمت شمال بخصوص ولایت بغلان است. برای اینکه سید منصور مانند بقیه تنظیم ها دارای تشکیلات ملیشه ی نظامی بود، طالبان در نظر داشتند که گلم اسلحه سالاران و بقایای " شرو فساد " رااز کشور بر چینند، از جانبی سید منصور علناً با طالبان در گیر جنگ بود و شرایط جنگی ایجاب میدارد هرکه به جانب مقابل دست یافت خواه نا خواه قانون جنگی خود را به اجرا می گذارد. ازانجا که در مناطق قول خویش، دره ترکمن، کالو، سیاسنگ، حصه ی اول ودوم بهسود که همه هزاره و شیعه مذهب هستند چون در مناطق شان تشکیلات نظامی و تنظیمی وجودنداشت، لذا بجز از تحویل دهی سلاح دست داشته ی شان به طالبان دیگر تلفات انسانی ومالی را ندیدند. بر عکس در بامیان ویکاو لنگ که تنظیم ها فعال بود و تشکیلات نظامی وجودداشت مردم بی پناه با کشتار دسته جمعی رو برو گردیدند.
5. روی این ملحوظ است که امام حاضر اسماعیلیه به پیروان خود دستور فرموده است که ابداً به پارتی وپارتی بازی، حزب وحزب سازی وزدو بند های نظامی متوسل نشوند، زیرا هیج چیزی بطور دایم پایدار وبر قرار نمی ماند، امکان داردامروز حزبی که بر سر قدرت است ، فردا در اثر تحولات و تعاملات خواسته یا خواسته از قدرت بیفتد و افراد حزب شکست خورده مورد پیگرد حزب بر سر اقتدار قرار گیرد. این گونه واقعات غالباً در جوامع دنیای سوم به وفرت دیده شده است. با احترام گل احمد
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
أقاى كل احمد !
من نيز با برخى نظرياتت موافقم ولى بعضى ادعاى كاذب واحساساتى سيد منوجهر را در مورد أغاى بزرك كه مرد متصوف وخدا جو بو د قبول ندارم زيرا سيد منوجهر دران ايام مدعى بود وادعاى مدعى عليه مدعى عليه قابل سمع نيست وشما از روس نوشته جاتت ثابت است كه اهل قلم هستيد واكر شدت عمل را كه نوعى از عقده وبدبينى در ان مضمر است صرف نظر كنيد بهتر است زيرا من شخصا همان بى بى معظم عفيفه را كه جماعت را مانند فرزندانش دوست داشت ويكى از عوامل وفات ان نيز كفيدن فشار ان بود كه در اثر استريسى كه سه نفر از راه كوه به ملاقات سيد شجاع شوهر او مى رفت وسيد منوجهر در أنوقت نهايت شخص مقرب كاكايش بود كه علت جزادادن همان سه نفر سيد منوجهر بود كه روابط نيك با رضوان نام خانم دوم شجاع خان را نداشت وبى بى حريرة مغفوره ومرحومه از يسران كاكا خواهش كرد كه شجاع خان يكشخص قلندر است وسيد منوجهر مخالفت با أيشان دارد بحرف ودسيه منوجهر نرويد از جزاى افراد علاقه مند شجاع خان صرف نظر شود كه به خواهش ان بزكوار ترتيب اثر داده نشد واو قربانى اين بلند يروازى سيد منوجهر ويسران كاكا شد كه بعد از فوت خانم سيد منوجهر كه دختر سيد نادرشاه بود وموصوف يكى از خواهر زادكان سيد شاه ناصر راخواستكارى كرد كه جواب رد شنيد از اين بهانه را يراهن يرخون حضرت عثمان سأخت وهر جفن را به ادرس همكان حواله كرد كه در أنوقت سيد @نادرشاه خان در جريان حوادث نسبت كبر سن قرار نداشت نهايت براشفته شده كفت كه منوجهر جان جرا از من خواستكارى نكرد نواسه ام از دخترم افزود نيست كه در أنوقت مرحوم رونق مخالفت كرد واين دوشيزه را به عقد ازدواج انجينر بسم الله خسر بره أش در اورد كه سيد منوجهر عقده مند شده دهان را به جفن باز كرد كه كاملا يك دروغ بود وجناب سيد نادرشاه كيانى شخص اثتثنائى زمان خود بود با هوس وتجملات وداع كفته بود وشب وروز به أوراد خوانى ومناجات مشغول بود وان شخص با فرزندانش قابل مقايسه نيست ازينرو از بسى مسايل شما در جريان قرارنداريد ازينرو استناد به حرف هاى سيد منوجهر وعده ديكر از منافقين نموديد زيرا تاحدودى شما مقصر نيستيد ممكن ازصحنه انروزكار بدور باشئد طور مثال يك هذيان را در نزد سعدالله خان جنرال شخصى بنام غلام على ذولفقار ادعا كرد كه خاندان سيد كيان مذهب نو اورده ومى كويد سجده وجهى معنى اينست كه اكر نقد ندارى وج نيز قبول است كه جنرال سعدالله خان كه شخص عالم بود بالايش قهر شده كه اين سجده وجهى كلام خداوند است ومعنى انرا تو تفسير مى كنى؟اورا تهديب وبه زندان موقت انداخت كه ازين به بعد سعدالله خان صافى به نظريات خود تجديد نظر كرد كه تاج محمدخان وردك كه درين اواخر سمت وزارت داخله را داشت بمن شخصا تعريف كرد كه أكنون موصوف حيات دارد ولى دوست عزيزه بعدا سيد منوجهر سوكند ياد كرد كه تمام جهليات را براى بد نام كردن يسران كاكايم بهر وسيله دست زدم واكر جنين نمى بود سيد منوجهر ويسرانش جرا موردتفقد قرار مى كرفت ؟ كه همين أكنون سيد قباد وسيد نوشيروان از موقف خوب خانوادكى برخوردار اند درينصورت عوامل شهادت فرزندان سيد اكبر شاه أغا معروف به ناظر صاحب را ميدانم ولى در كشور جنك ديده اكر يك اقليت طرف يك قوت را نكيرد جسان خودرا وقومش را حفظ مى كند؟ خوب بياد دارم از به بوكسيل بسته شدن يهلوان جمال تأله توسط كور ميرو وكشتن اسفناك أرباب رجب دائميرك توسط دولت نام يسر صبرى كه از عمال حزب اسلام كلب الدين بود واين عوامل بود كه دريك جنكل اكر اتش افروخته شود خشك وتر مى سوزد ًولى دوست كرامى .من منحيث يك مورخ نى بلكه كسى كه روى كاغذ را سياه مى كند اهدافم جز بيان حقيقت جيزى ديكرى نيست وطرفدار بعضى حركات غير عادلانه نيز نيستم كه حقوق اقارب غصب شود وياملكيت شان براى ديكران بخشش شود ويا درين سايت خواندم كه متو سل به ريس جمهور شدند كه افراد وأشخاص مقرر نشود در جامعه بيدفاع وأقليت اين غصب ملكيت هر دو بستكان مايه شرمسارى است ولى بايد از مظلوم دفاع صورت كيرد كه در حال حاضر بزكترين خساره جانى ومالى سيدظاهر متقبل كرديده است كه كشتار بى رحمانه نه نفر اعضاى خانواده أش توسط طالبان كه شما خود ذكر كرديد و اينكه عاملش كى است انرا تشخيص داده مى توانم . ولى ضرر رسيده را اكر حمايت نكنيم مثل انكه خود ما مرتكب همان ظلم شديم وبد تر انكه ادم سر شناس سياسى را از دولت به مخالفت شخصى اخراج كردن لعنت براين دولت واين ريس جمهور به كفت مشهور. من از بيكانكان هر كزننالم ًكه بأمن هرجى كرد ان اشنا كرد ً،.كرجى من از سيد حسام الدين خود متضرر شده ام ولى طرفدار غصب ملكيت وفروش انرا ظالمانه ميدانم نميدانم به جى ييمانه نظر مشترك را در ائنده متفرب مى كرديم كه يك جهل نسب ودشنام به سيد نادرشاه را بصورت مطلق رد مى كنم وطرفدارى از ظالم را نيز بدور از عدالت ميدانم ودر بسى مسايل نظريات انقدر دور هم نيست با احترام( احمد روشنكر )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سید منصور نادری یک سید است ویا خود را سید میداند . سید یعنی کسی نرینهء که از محمد پیغمبر برای مسلمان ها میراث مانده باشد . ولی از جایی که همه خبر دارند محمد اولاد نرینه نداشت و حالا معلوم نیست که سید منصور نادری باقی مانده کدام مردی است که زن محمد خوابیده است و این سادات من در اوردی را میراث به جا گذاشته اند . ولی در مورد احمد شاه مسعود باید گفت که اگر هزار تا حرامی بمیرد .. شاید یک احمد شاه مسعود پنجشیری دزد سر گردنه قداره بدست جای نشین خبیب الله کله کانی پیدا شود . اصلاء پنجشیری ها تا دیروز هر چه خانه کابل بود به روز روشن میدزدیدند و به پنجشیر میبردند . . میدانید چی است . در افغانستان یگانه قوم ((( دزد )) فقط پنجشیری و کلکانی و شمالی وار موجود است . . بسس .. بدین لحاظ بر پدر هر دو لعنت ..
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
تو خو ملا عمر نيستى زيرا او يك عالم است وأما تو نالايق مرتد نسل ييامبر را از بطن زهراى اظهر ع رد مى كنى وآلبته سيد منصور نيز ازبطن زهراى اظهر ع است ولى اعمال قلدورى وقياندن خويش واقارب وزور كوئى أش مورد تايئد مانيسا كه ضد عدالت است كه مواصفات يزيد است ازينرو او سبب بد نامى سادات عظام كرديده است زيرا سيد روف وعادل است نه لجوج وكينه ورز ويول يرست ومعامله كر سياسى جرا واقعت نمى نويسى سك نابكار كه مردم قبول كند وينجشيرى هارا حق دارى كه دشنام بدهى زيرا أنان مردان ازاده وتاريخ ساز هستند كه قبيله مردارت را به زانو دراورد وتو قوم لوطت متوسل به شوهران مادرتان دال خوران ياكستان ووهابى عرب تروريست شديد وبراى احمد شاه مسعود قهرمان شهادت كه آخرين معراج يك مومين است هديه كرديد و در جنت امير صاحب بيك مركب ريش دراز ودم دراز مانند تو وامثالت ضرورت داردزيرا دردناك فى سبيل الله با شما قاتلان مردم خسته است ويواجه نبايد درجهت فردوس قدم زند كه از بركت او تو كوشدار نيز در جنت قار كرفتى نابكار ملعون ودشنام أخيرا نثار تمام قوم لوطت باد بجز از سيد منصور ساير سادات كيان جوانمرد وبا وفا هستند كه ما خاطرات نيك را از دو سردار شان داريم كه خود شان ميداند كه همين دوستى ما سبب مخالفت منصور با اين شخصيت ها كرديده است وان روز رسيدنى است كه خداوند حق مظلوم را از ظالم بستاند زيرا حق وعدالت ييروزاست ( خنجى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
برادر خنجی من هم از شتل استم ولا اگر حقیقت ره بگویم از سید منصور آغا کده د همی کل جهانت مرد تر پیدا نمیشه مه باز هم به خاطر وطنداری نظره ته احترام میکنم اما خواهش دارم که او طرفتراز مسله رفاقت ات راستی ره هم مد نظرداشته باش آغا صاحب همیشه بسیاربا ما مردم کمک رسانده ما باید مثل یک مرد هیچ وقت فراموش نکنیم
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
زن تو دهرى را كايم سيد جطور من در أوردى مى شود فرزند زهراى اظهر ازنسل زين العابدين بيمار سيد است وسردار وأغا يعنى جى منظور دارى خر بى فرهنك اولاد شمر ويزيد نالائق . ومن به فعل واعمال سيد منصور كارندارم وبلكه از نثرادش كه وظيفه همه اهل اسلام است واللهم صلى علي محمدوال محمدص است بقول اهل سنت وجماعت تمام سادات شامل اين است كه بطور قطع سيد منصور هم شامل است ولى ظلم وستمش بالاى اقوام واقاربش مورد باز خواست خداوند است كه درين شك وشبه نيست كه هر كه از اعمال مثقال وذره خود نزد خداوند قدوس وعالم وعادل جوابكو است وطرفدارى ظالم نيز از سنت رسول كرامى بعيد است مخصوصا غصب داراى مردم ومحروم كردن از ميراث ويا هم غصب خانه وزمين حتى مثقال ان قابل حصول است زيرا باعدالت استمرار بقاى انسان إمكان يذير است نه با ظلم زيرا ظلم ظلم است ولو از جانب هركى باشد كه سيد منصور از ان برئت كرفته نمى تواند ولو كه روزانه هزار مسكين را نان دهد وحق نواسه وخواهرزاده وبستكان خودرا تصرف كند وبد ترين ظلم نداشتن صله ارحام است كه به خويش واقارب ارتباط دارد وأما حرف تو يشتون كثيف بدور از دائره اسلام است وشايد درمذهب يهود كه دعواى جنيتيك با شما غولدوران دمداران وشاخدار را دارد جائز باشد لعنت به تو وقبيله بى فرهنكت با اين دشنام بيك سيد ورهبر جهاد ومقاومت حضرت احمد شاه مسعود كبير رحمته اله عليه ( مستأن )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
برادر يرويز من با حرفت موافق هستم كه أغا ى سيد منصور جوانمرد است وبا مردم ما كمك كرده است كاملا قبول دارم ومن نيز نظر مخالف با أيشان ندارم ولى ظلم واستبدادش را نيز كه يك روز به ما كمك كرده عفو كرده نمى توانم وهمين غصب منزل سيد حسام الدين دروغ است ؟وهمين ظلم بالاى سيد ظاهر دروغ است كه ملكيت اورا بيك مريدش بخشش كند واكر مى بخشد از كيسه خليفه نبخشد وجى حق دارد كه نزد كر زى بى ناموس رفته اين دو نفر را از كاردولتى محروم سازد وبيسوادان خودرا واسطه شود وكر زى دوس نيز انرا خر كوسانه وملا نصرالدين مابانه قبول كند اكر ما عوض اين احمق ديوانه ريس جمهور مى بودم وبرايش مى كفتم يول وجوكى واحترام از من مى خواهى حق دارى ولى حق انرا ندارى كه يك تحصيل يافته را از وظيفه دور بسازى كه اين كار به نفع سيد منصور است ؟ائنده اورا جى ييش بينى مى كنيد واكر ما دوست اين خانواده هستيم وبايد حق كه نام خدا است درنظر كرفته اين فأميل را متحد نكهداريم اينست اهداف من دوست كرامى( خنجى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
جهاد فى سبيل الله تصحيح شود
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
خوب د کله یکی دیگری خود مانند هندو و سیک بزنی اگر توفیق بدست شد یکیتانه نخاد بانیم
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
انتظار داشته باش كه فرصت براى كم شدن نسل بليد يشتون بوجود اكر امد رسول يهلوانى از ديار خراسان زمين تخمه كاشته شده اى محمدكل مومند وشيرخان خروتى را درصفحات شمال نى بلكه از سراسر افغانستان نابود ونام كثيف افغانستان را از خراسان كبير براى هميش مهو وزنان يشتون را به ينجشير بجه هاى مجرد وهزاره وتاجك وأزبك صيغه مى كنيم زيرا أوغان دخترش لياقت نكاح را ندارد دانستى أوغان بجيم( سفيد جهرى )