رفتن به محتوای اصلی
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

مقایسه دو شخصیتی که در نشیب ها و فراز های دوره های جنگ در افغانستان نقش مثبت و منفی داشته اند، موضوع دلچسپ، اجتماعی، سیاسی و جامعه شناسی است که شخصیت ها چطور از امکانات دست داشته شان استفاده میکنند و یا بزرگترین امکانات دسته شان را از دست میدهند. مثلا سید منصور نادری را که تاثیرات منطقوی، قومی و مذهبی بیشتر از احمد شاه مسعود را داشت، نتوانست از آن استفاده بجا و درست نماید.

راست: سید منصور نادری و چپ احمد شاه مسعود

سید منصور نادری و احمد شاه مسعود دو شخصیت مربوط اتحاد شمال افغانستان بودند که هردو باهم مشابهت های دارند، ولی تفاوت زیاد میان شخصیت، عملکرد و رفتار هر دو آنقدر زیاد است که مقایسه آنها بهترین موضوع عصر جنگ افغانستان را روشن می سازد.

برای توصیح بهتر این نبشته مقایسه یی را در چند بخش (چطور بود، چطور شد، چرا و چه خواهد شد) تقسیم می کنم.

1. چطور بود؟

1. سید منصور نادری در اکثر ولایات افغانستان حتی محلات پشتون نشین مانند جلال آباد نفود داشت.
فعالیت های احمدشاه مسعود در آغاز تنها در دره تنگ و تاریک پنجشیر محدود بود.

2. نفوذ سید منصور نادری بالای اقوام هزاره، تاجک و حتی پشتون ها موجود بود.
احمد شاه مسعود بر ساحات قومی تاثیرات نداشت و تنها پنجشیر نمی توانست جای قوم را بگیرد.

3. سید منصور نادری در آغاز مردم را با زور تفنگ و تهدید تابع نکرده بود، مردم داوطلبانه از وی حمایت و اطاعت می کردند.
احمد شاه مسعود مردم را با تهدید و تفنگ تابع خود ساخت و گروه شورای نظار را اول بالای مردم تحمیل کرد و بعد فعالیت های آنرا با منافع قومش آشنا کرد.

4. سید منصور نادری با استفاده از این سادات بودن و موقف مذهبی و اجتماعی اسباب احترام مردم را نسبت به احمد شاه مسعود جلب میکرد.
احمد شاه مسعود تاجک بود که هیج نوع تقدس و القاب روحانی نداشت و پذیرش وی از طرف مردم برای مسعود دشوار تر از سیدمنصور نادری بود.

5. سید منصور نادری امکانات بزرگ مالی، جایداد و منابع مطمین و دایمی پولی را در اختیار داشت و احمد شاه مسعود از صفر آغاز کرد تا کمک های سرسام آور خارجی را بدست آورد.

6. سید منصور نادری در زمان حکومت های ببرک کارمل و داکتر نجیب الله بیش از ده سال در ولایت بغلان و صفحات شمال افغانستان حکومت کرد که همه امکانات دولتی ، فرقه هشتاد ارتش و پست ولایت را در اختیار داشت که از طرف دولت تمویل میگردید.
احمد شاه مسعود نه تنها این امکانات را نداشت، بلکه زیربمباران طیارات دولتی در مغاره ها و مخفیگاه ها زندگی میکرد.

7. سید منصور نادری دارای مرکز فرهنگی مانند (کانون فرهنگی ناصر خسرو بلخی) و همچنان شانس استفاده از دانشمندان، نویسنده ها ، پژوهشگران، نظامیان و روحانیون را داشت.
احمد شاه مسعود تنها نهادی نظامی، سیاسی و استخباراتی شورای نظار را در اختیار داشت که همه فعالیت های فرهنگی و نظامی اش را در آن گنجانیده شده بود.
این بود خصوصیات، امکانات، توانمندی و ناتوانی دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان ، اکنون در بخش (چطور شد) تفاوت و توانمندی این دو شخصیت را در استفاده از امکات گفته شده برمی شماریم.

چطور شد؟

اکنون موقعیت کنونی و قابلیت زیست سیستم های ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود و سید منصور کیانی را با یکدیگر شان مقایسه می کنیم . در بخش اول نام سید منصور را اول و نام احمدشاه مسعود را دوم می نوشتم، در این بخش از نام احمد شاه مسعود شروع می کنم. زیرا در این بخش طرف مسعود بر منصور سنگینی می کند.
واضح است که احمد شاه مسعود کشته شد و سید منصور نادری زنده است، فکر نمی کنم زنده بودن سید منصور امتیازی بر کشته شدن احمد شاه مسعود باشد. سخن در باره موثریت کار آنهاست.

1. سیستم احمد شاه مسعود ده سال حکومت کرزی و حضور جامعه جهانی را از یک دست به دست دیگر می انداخت و کلیدی ترین مقامات دولت را در دست داشت که کرزی و جامعه جهانی قادر نیستند به آسانی آنها را از قدرت دولتی حذف کنند. این سیستم در مقابل نیرومند ترین دستگاه های غربی و شرقی در مقابله است و با دادن قربانی هنوز تاثیرات شان را اعمال می کند.
سید منصور نادری چند چوکی پارلمان را با تقلب، بی آبرویی، و جنجال برای خود اعضای خانواده اش (فرخنده زهرا نادری دخترش، سید داود برادرزاده اش) بدست آورد که هرگز نمی تواند مانند قدرت عمل کند و در حال دفاعی و ترس ، گریز و فرار زندگی می کند.

2. طرفداران احمد شاه مسعود می توانند جنبش ها، ائتلافات و احزاب را رهبری کنند یا در آنها سهیم باشند و مانند عامل و محرک در جامعه کار کنند.
طرفداران سید منصور نادری حزب نام نهادی پیوند ملی را که نمی تواند عامل قدرت باشد، ثبت کرده و تفکر سیاسی در این حزب موجود نیست.

3. ساحه نفوذ و تاثیرات مسعود از دره تنگ و تاریک پنجشیر به سراسر افغانستان پخش شد.
قدرت سید منصور نادری به چند طایفه شیبر، بهسود و نیکپی محدود گردید که روز به روز رو به اضمحلال است.

4. احمدشاه مسعود گویا قهرمان ملی می شود و سید منصور نادری قهرمان طایفه. قهرمانی سید منصور پایین تر از سطح قبیله است.

5. طرفداران احمد شاه مسعود برخاسته از یک دره، افغانستان را بدست گرفتند.
سید منصور نادری قدرت بغلان و صفحات شمال افغانستان را از دست داد و حتی در زادگاه اش دره کیان جای امن برای زندگی دایمی ندارد.

6. احمد شاه مسعود بعد از مرگش مقدس شمرده می شود. مخالفین و دشمنان مسعود از جمله حامد کرزی به مقبره مسعود رفته ادای احترام کردند.
سید منصور نادری در حال حیات احترام خود را در میان مردم و حتی مریدانش از دست میدهد.

7. احمد شاه مسعود بعد از مرگش حکومت می کند و سید منصور نادری در زندگی رو به زوال شده است.

در بخش اول (چطور بود) و بخش دوم (چطور شد) موقف ، موقعیت و فعالیت دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان در گذشته و حال تشریح شد که گذشته و حال هر دو کاملا معکوس میباشد. هر خواننده ایکه در این نقطه مقاله برسد، سوال خواهد کرد که چرا چنین بوده است. در بخش بعدی (چرا؟) به سوال خواننده پاسخ ارائه می شود.

چرا؟

علت های که اضمحلال سید منصور نادری و پیشرفت طرفداران احمد شاه مسعود را می سازد، قرار ذیل است:

1. احمد شاه مسعود بر گروه ، همرزمان و قومش می اندیشید و سید منصور نادری بر خود خانوداه اش.

2. احمد شاه مسعود همرزمان و قومش را با قدرت و امتیازات مادی شریک می ساخت و سید منصور نادری همه امتیازات را به خانواده اش منحصر می کرد.

3. احمد شاه مسعود در سیستم کاری اش تقسیم کار و مسوولیت را ایجاد کرده بود که کار به اهل کار سپرده می شد.
سید منصور نادری در تقسیم مادیات و مسوولیت ها کاملا غیر عادلانه غیر علمی و ناعاقبت اندیشانه عمل میکرد و همه طرفدارانش را در محرومیت مطلق از امتیازات مادی و معنوی نگهداری میکرد. این کار عقده های حل ناشدنی را در میان افرادش بوجود می آورد.

4. احمد شاه مسعود از افرادش دفاع میکرد و در رشد و ترقی به آنها یاری می رساند که فضای اعتماد ، همدردی و صمیمیت را بوجود آورده بود.
سید منصور نادری از رشد و ترقی افرادش هراس داشت و نمیگذاشت که آنها شخصیت و شهرت شان را در میان مردم تکمیل کنند. هر کس داشت محبوبیت لازم را حاصل میکرد، با شیوه های مرموزی از میان برداشته می شد که مثال های زیاد در این باره موجود است.

5. هم احمد شاه مسعود و هم سید منصور نادری از خطرناکترین سیستم استخباراتی، زندان های شخصی و گروه های تروریستی را در اختیار داشتند که احمد شاه مسعود از آن بر ضد دشمنان خود استفاده می کرد ولی سیدمنصور نادری در نابودی طرفداران و دوستان خود.

6. احمد شاه مسعود در پیشبرد امور مهم، تشکلاتی داشت که از افراد با اعتماد خودش استفاده میکرد، سید منصور نادری مشاوران خارج از مردم، قوم و طرفداران را با خود داشت که آنها دلچسپی های سیاسی خود را داشتند. این مشاوران سیاسی به ارزش های محلی و مردی اهمیت قایل نبودند، از سید منصور نادری بخاطر بقای حیات سیاسی خود شان کار میگرفتند.
در بخش های فرهنگ همه کار های سید منصور نادری بدست افراد بیگانه از مردم و منطقه قرار داشت و به فرهنگیان محلی موقع رشد داده نمی شد. این کار سید منصور، محرومیت های را بوجود آورد که به تدریچ به عقده و کینه تبدیل شد و همه افراد قلم بدست با دل پرعقده از سید منصور دور شدند که اکنون سید منصور زیان های زیاد را از این ناحیه می بیند.

7. سیستم و یاران احمد شاه مسعود با وجود که دچار تجزیه و تفرقه شده اند، می توانند، در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری با کرزی که در حقیقت دشمن سرسخت هردو(احمد شاه مسعود و سید منصور نادری) است، دست و پنجه نرم می کنند، ولی سید منصور نادری بخاطر تهدید مردمش حامد کرزی را به کیان دعوت می کند که مخالفینش را بترساند. یعنی سید منصور نادری پالیسی درازمدت و دوراندیشانه ندارد، دست به تکتیک های موقت، کم دوام و گذرا می زند. زیرا مشاوران سیاسی و فرهنگی بیگانه، نبودن مغز های متفکر دلسوز و قحط الرجال، سید منصور را به وضع آشفته و سراسیکه گی مرگبار قرار داده است.

8. پایه های مردمی سید منصور نادری و احمد شاه مسعود در خارج از افغانستان هم مقایسه دلچسپی خواهد بود.
سید منصور نادری در داخل از افغانستان در برابر افراد تابع و در خارج از کشور افراد آزاد، یک سیاست دارد. او نتوانست از اصل کهنه (امر پیر- قضای مرید) خارج شود و به رهبر سیاسی هوادارانش تبدیل شود. در سیاست سازش، انعطاف، آشتی، گذشت و تحمل و پذیرش مخالفین ضروری است که سید منصور نادری در خارج از افغانستان به همان شیوه های کهنه که خصومت و دشمنی را بار می آورد، عمل می کند.
نماینده های سید منصور نادری افراد بی سواد، مغرض، پولپرست، بی ظرفیت هستند که بجای آشتی و اتفاق همیشه در پی تفرقه، تکفیر کردن دیگران، توهین و دشنام و چغلی هستند. این افراد جبهه جنگ را علیه سید منصور داغ نگهداشته و او را در خور حملات مخالفین قرار میدهند. دفاع افراد نادان به ضرر سید منصور نادری تمام می شود. آنها به جای دفاع از سید منصور نادری به سید منصور دشمنان جدید را بوجود می آورند.
با این کار سید منصور نادری نه تنها محبوبیت خود را در میان مهاجران در خارج از افغانستان از دست داده است، بلکه نسل بعدی در مخالفت با سید منصور پرورش داده می شود.
پایه های مردمی احمد شاه مسعود در خارج از کشور هنوز قوی بوده، هواداران مسعود سالگرد شهادت وی تجلیل می کنند. زیرا روند پیشبرد داعیه احمد شاه مسعود در خارج از کشور از جانب روشنفکران و اهل فرهنگ و سیاست پیش برده می شود. ولی کار سیدمنصور بدست افراد بی سواد، کم تحصیل، فاسد، چاپلوس و منافق قرار دارد که فعالیت آنها اگر صادقانه هم باشد به ضرر سید منصور نادری تمام می شود.

9. طرفداران احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در مقابل رقبای نیرومند خارجی قرار گرفته اند. برای طرفداران مسعود رقیب نیرومند سیاسی و برای سیدمنصور نادری رقیب نیرومند مذهبی از خارج. طرفدراران مسعود از امکانات استفاده کرده اند که اگر بر رقیب غالب نیایند، حد اقل عمر سیاسی شان را طولانی تر کرده می توانند. اما سید منصور نادری بجای کار خلاق سیاسی که بتواند مشکلات داخلی را رفع و در مقابله با رقیب خارجی آماده شود، "زیرکانه" پایش را در دو حلقه دام بند کرده است. زیرا او مقاومت فرهنگی، سیاسی و مردمی را از دست داده و به شکل گروهی و آنهم اشتباه آمیز عمل می کند که به انزوای خودش منتج میگردد.
رقیب خارجی طرفداران احمد شاه مسعود، پاکستان، استخبارات غربی است که به کمک کرزی می خواهند به تدریج تاثیرات آنها را از سیاست افغانستان کم سازند که قتل جنرال داود، نورجهان، سیدخیلی و غیره از نموه های بروز هدف آنها می باشد.

در حال حاضر ما سیستم ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود را در حال مقاومت و سیستم سید منصور نادری را در حال اضمحلال می بینیم. مقاومت سیستم احمد شاه مسعود در آن است که به سیستم کاری، مستحکم تبدیل شده که مانند یک ساختار زنده و فعال عمل می کند و بدست افراد نسبتا مسلکی، با دانش و سیاستمدار پیش برده می شود.
سیستم سید منصور نادری بر اصل (امر پیر- قضای مرید) پیش برده می شود، علم، سیاست و تخصص در آن جای ندارد و گرداننده های آن افراد بی سواد، کوتاه بین و سودجو هستند که قابلیت درک و تفکیک منافع شخصی و جمعی را ندارند.

شیوه کار سید منصور نادری میان مردم بسیار کهنه است. زیرا از جانب افراد کم سواد، مطابق اخلاق و روش های طایفه و قبیله عملی میگردد. مثلا مجازات افراد که در وقت قدرت سید منصور نابودی حتمی فزیکی مخالفین بود، این کار برای سید منصور نادری هزاران دشمن انتقام گیر را بوجود آور که یک نسل پر از عقده و انتقام را در مقابل خاندان نادری پرورش داده است. در حال حاضر مجازات مخالفان سید منصور از طریق به انزوا قرار دادن مخالفین می باشد. مثلا ریشفیدان طرفدار سید منصور در جلسات طایفه یی یا قبیله یی شان فیصله می کنند که احمد شخص مخالف باید در انزوار قرار داده شود. ریش سفید یا نماینده سید منصور نادری در هر طایفه به اعضای خانواده های طایفه اش می گویند که رابطه شان را با احمد قطع کنند. به غم و شادی احمد اشتراک نکنند و احمد را در محافل و مجالس خانوادگی و قومی شان دعوت نکنند. اگر بخواهند مجازات احمد را تشدید کنند، آنرا با تکفیر یکجا می سازند. تکفیرکردن در میان اسماعیله های افغانستان اصطلاحات بسیار کهنه مانند (پیرگشته)، (بی پیر)، بی دین و غیره کار گرفته می شود.

مجازات افراد چیز فهم مطابق رواج طایفه و قبیله و تطبیق وحشیانه آن از جانب افراد جاهل و بی رحم، افراد مجازات شده را تحریک می کند که در فروریزی این دیوار های کهنه دست بکار شوند. جنگ شدید میان کهنه و نو شعله ور می شود. ارباب و ارثقال و کسانیکه خود را مدافع سید منصور نشان میدهند، از این جنگ سود می برند. زیرا مورد عنایت سید منصور قرار میگیرند، با سو استفاده از این موقف خود را میان مردم محترم وانمود می کنند و از کمک های لازم هم بهره می برند. کسیکه در این جنگ زیان می بیند سید منصور نادری است. زیرا همین افراد دلسوز و مخلص برای بادار شان دشمن می آفرینند، به دشمانش انگیزه می دهند که سید منصور نادری را هدف قرار بدهند و با چاپلوسی سید منصور نادری را به اشتباهات جدید ترغیب می نمایند. به این طور به تجارت شان ادامه میدهند.
در بخش (چرا؟) علت های تفاوت و پیامد های کار احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در ترازوی عملکرد آنها وزن گردید، اکنون در بخش آخر (چه خواهد شد؟) نتیجه گیری می کنیم سیر داعیه مسعود و منصور به کجا می رود؟

چه خواهد شد؟

اول: اگر سید منصور نادری دست به اصلاحات بزند در سسیتم کارش تغییرات وارد کند، معجزه خواهد بود که من به این معجزه باور ندارم.

دوم : اجرای اصلاحات آنقدر ناوقت شده که به یک انقلاب ضرورت دارد.

سوم: سیدمنصور و افرادش استعداد اجرای این انقلاب را ندارند. آنها در اجرای این کار مستعد نیستند. ورنه سیدمنصور نادری اضمحلال سیستم خود را تا آخرین لحظه های حیات تماشا خواهد کرد و با رفتنش از دنیا بعد از هرج و مرج کوتاه مدت میان اعضا خانواده اش که از سیاست بی بهره هستند، به سیستم و داعیه سید منصور نادری نقطه پایان گذاشته خواند شد.

طرفداران احمد شاه مسعود به احزاب سیاسی زیاد تقسیم می شوند که هرکدام تا دیر زمانی در وفاداری با آرمان های احمد شاه مسعود فعالیت خواهند کرد.

حالا که افغانستان در کشاکش تغییر نظام سیاسی و بقای نظام ریاستی قرار دارد، فقط آن جنبش یا نیروی سیاسی می تواند در آن نقش داشته باشد که با پختگی سیاسی مجهز باشند. تفنگ و تکفیر کردن جایش را به کار سیاسی میدهد. در سیاست نه تنها مردم مهم است، به مغز های متفکر سیاسی سوق دهندة مردم نیاز بیشتر میگردد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

180 دیدگاه
ناشناس

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

این نوشته راسخصی بنام بامیانی درشروع بحث ها نوشته بود که برای بازخوانی کاپی شد!
خوانندگان عزیز!
من بعنوان یک فرد به اصطلاح تحصیلکردۀ هزاره و اسماعیلی با برداشت که نظر به تحلیل و معلومات خویش در مورد احمد شاه مسعود و سید منصور نادری دارم، احمد شاه مسعود را بعنوان یک رهبر بارز جهاد و مقاومت و بالاخره قهرمان واقعی ملی و سید منصور را بعنوان یک فرد شهوت پرست، پولدوست و خائین واقعی ملی ارزیابی میکنم. آنگونه که بعضی از دوستان هم در بالا متذکر شدند، مقایسه احمد شاه مسعود شهید با سید منصور اصلاً منطقی نیست. سید منصور سزاوار مقایسه شدن با پایین رتبه ترین قوماندانهای مسعود را هم ندارد.
خدا کند که کسی ازین تحلیل بنده آزرده نشود.

Gulahmad

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

آقای فهیم بارز!
شما موضوع مورد اختلاف مردم اسماعیلیه را با خانواده ی نادری و بخصوص سید منصور به ظلم وظالم ونوعیت ظلم منحصر ساخته و بخاطرداد خواهی از سید منصور فرمان تازه ی رئیس جمهور را برخ دیگران کشیده اید. فکر میکنم از وقایع افغانستان یا بی خبر هستید و یا اینکه عمداً خودرا به بیخبری زده اید. یکبار روز نامه ها وسایت های خبری که این فرمان را به نقدو بررسی گرفته بخوان وآنگاه دیگران را به آن ار جاع فرما. این فرمان نیست در حقیقت یک توصیه ی اخلاقی، تقاضا ودر خواست ونصیحت و نیز اعتراف نامه است که شخص رئیس جمهور اعتراف میکند که در 11 سال مصلحت گریها، قانون شکنی ها خویش خوری ها صورت گرفته است. آیا در چنین فضای فاسد ومملو از قانون شکنی، رشوت دهی ورشوت خوری امکان دادگاه عادلانه پیشنهادی شما وجود دارد؟ آیا در طی این 11 سال یک جنگ سالار، یک ناقض حقوق بشر یک باندیست به پای میز محکمه کشانده شده است؟
ملت افغانستان شاهد بودند که هنگام انتخابات اسناد تقلب ورشوت دهی سید منصور بالفعل بدست نیروهای امنیتی افتاد و در میدیا و مطبوعات اعلام شد وحتا افراد و گماشتگان خاصش نیز دستگیر گردید، آیا قانون سید منصوررا توانست مورد باز پرس قرار دهد؟
سید جعفر که خودرا از بدخشان کاندید کرد ومردم به اورای نداد وبالاثر دو تن از بدخشانیهای بیچاره را بیرحمانه کشت آیا قانون وقانون مداران توانست دوسیه ی اورا محول محکمه کند؟
جاوید آغا بادی گارد جوان خود را که از مردم کالو بود شبانگاه با نوشاندن ویسکی از خود بیخود ساخت وحشیانه به او تجاوز جنسی کرد وفردای آن جوان بیچاره پطلون بدست به حوزه امنیتی رفت وداد و بیداد و فغان کرد، حوزه که قانوناً ووظیفتاً باید اورا به طب عدلی ارجاع میکرد تا قضیه روشن می شد آیااز فرستادن او به طب عدلی خودداری نورزید؟
دختر علاءالدین شاه را تروریست های سید منصور در پلخمری ترور کردند و تروریست ها دستگیر واعتراف نمودند که ترور به دستور سید منصور صورت گرفته است، آیا مقامات امنیتی ولایت بغلان توانست سید منصور را به باز جوئی بکشاند؟
آقای بارز! تاوقتی این نظام فاسد بر قرار است جنگ سالاران، ناقضین حقوق بشر وباندیست های مانند سید منصور مصؤن از هر نوع باز خواست بوده وخواهد بود. وانگهی، موارد اختلاف ما با خانواده ی نادری وبخصوص سید منصور موضوع حقوقی، حق تلفی وغیره نیست که با او به محکمه مصاف دهیم،موضوع مورد اختلاف ما مذهبی وعقیدتی است. زیرابه سید منصور از سوی امامت اسماعیلی هیچ مقام ومنصبی داده نشده بلکه او به اتکاء نیروی فرقه ی ملیشه ی وتفنگ بدوشان مزدور وبیرحمش خودرا رهبر مذهبی مردم اسماعیلیه ی افغانستان جازد وهرکه کوچکترین انتقاد ویا سوالی کرد اورا بیرحمانه ازبین برد. وتا امروز همان خواب رهبری خود ساخته را میبیند وبرای تحقق آن دیوانه وار به سبوتاژ، تخریب، تهدید، ارعاب ورشوت ورشوت دهی به این و آن مبادرت می ورزد تا مگر باز هم قدرت ازدست رفته را باز یابد. هدف ازین بحث ومباحثات و گفتگوها آگاهی هرچه بیشتر مردم ماست تا به مبادی وارزشهای مذهبی طریقه ما بیش از بیش آگاهی پیدا کند، و دست یافتن به آگاهی های مذهبی حربه ایست که در جهت خنثا ساختن نفوذ شیطانی، شارلاتانی و عوام فریبی این رهبر مذهبی جاهل وبی دانش. با احترام گل احمد

ناشناس
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

أقاى كل احمد خان !
با برخى نظرياتت موافقم ولى يك مسله اى مورد ادعايت را نمى يذيرم كه بعد از تطبيق فرامين حضرت امام هركى دعواى رهبرى اسمعيليه در افغانستان را مى كند يك دعوى است كه فاعل ان خودرا رسوا مى كند زيرا رهبر فرقه اسمعيليه تنها ذات مقدس امام است وبس وانانيكه مال واجبات جماعت رامى كيرد از عدم فهم جماعت دريك مقطع كوتاه خواهد بود وأنان ازينكه رئس حزب اند اكر از اعضاى شان حق العضويت وأعانه جمع اورى كنند مربوط به ياليسى حزب است كه هر حزب سياسى را بنيه مالى أش همان مساعدت هاى اعضاى حزب است . ومال واجبات را جماعت به امام مى دهد ودر صورت مكى وكامريا جماعت كسانيكه به مخالفان امام مال مى دهند در حقيقت به امام واسمعيليه تعلق ندارد زيرا انقطابها وانشعابها در طول تاريخ مذهب وجود داشته است ونظر امام را من نميدانم زيرا او كامل است وما ناكامل ورنه ايجاب مى كرد كه ته يك فرمان امر صادر مى شد كه هركه مخالفت با امام واوامرش را مى كند از تشكيلات مذهب بيرون است ونام مذهب را به خود كذاشته نمى تواند وجماعتى كه مال نذورات خودرا مخالف امام به مخالفين مى دهد أنان نيز اسمعيليه نيست كه با اين أقدام حسابات نا تصفيه تصفيه مى شد وجماعت كه تا بحال با استفاده از سوكند دروغين به امام ونصب وفوتو ى امام در خانه ها أغوا كرديده است صف خودرا جداً مى كرد وجماعت يك يارجه وجود ميداشت كه اين شكست وريخت نيزاز بى كفائتى كاركذاران جماعت است كه از خود ابتكارعمل ندارد وبا حركات قوم يرستى ومحل يرستى جماعت را به دست خود متماثل به مخالفين مى سازد اكر اينطور نيست جرا دريك اداره تماماً اهل بهسود ومربوط به يك قوم است وامتيازات مالى والقابهاى مذهبى را يك قوم تصاحب مى شود ايا اين عدالت است ؟ ويا راسسيزم جديد ؟لهذا هم أسياب كند است وهم كندم نمدار است ورنه كيست كه عليه دساتير وهدايات امام روز كارش مى ايستد كه يك خرابى كار هم تبليغات عده اى از شما نويسنده ها است كه عليه همه شان قرار كرفته سيد امر يذير و متضرر را با سيد بغاوت كر دريك بستر بد بينى جاداده ايد وهمه را عليه شان قلم فرسائى نموده ايد وبه جهل نسب شان إغراق كرده ايد و از غضب مال سيد ومحرومى شان از وظايف دولتى به بهانه و كدورة در راه خدمت به امام وتجريد قرار كرفتن از بستكان شان ونظر نيك نداشتن مسؤلين دستكاه امامت نيز كه انها در حقيقت حراس از وجود فزيكى شان دارندكه با حضور فعال انها ديكر تاجران بازار دادوستد شان از رونق مى افتد وبه كساد مى كرائد واز جانبى اين تعداد سادات ضرر ديده بى ياداش مانند سنك زيرين أسياب از هردو طرف به مشكل مواجه اند كه عدم عدالت سبب بروز خشونت است واين عاملين ومسببيبين شكستن عدالت نيز همه را بنام سيد از عر صه دور نمودن به منظور منافع شخصى خودشان وضع را به نفع يا غيان مساعد كرده اند وشما نيز جوانب قضايارا درست به بر رسى نمى كيريد وأزانست كه نوشته هاى شماهاجانب دار و خواننده كمتردارد.واكر با بغاوت كر با شخص خودش مخالفت صورت كيرد نه با نثراد واتنيكش بنام كداى كر وكشت كر ومفت خوار فكر مى كنم كه عامل اين كارها بجاى نرسد. زيرا در مرحله اول كه خيلى او ضاع خطر ناك وبحرانى بود كى به هدايت امام از همه وابستكى خود بريد وبه تطبيق فرامين همت كماشت كه همه ما شاهد زنده ان قضايا وشرائط دشوار بوديم وهستيم وجرا همه جيز را يك عده بنام خود كاذبانه هك نمودند واز خود جهره قهرمان كاذب را ارايئه دادند وتعداد از بلند بإيكان ادارات كه نسبت مسلط نبودن از حقايق كذشته حرفهاى غلو ودروغ وتفتين انهارا قبول كردند ولى ما افغانان نميتوانيم كه در برابر وأقطعت ها ى مسلم جامعه خود سكوت كنيم ونمى توان واقعت ها را دريك مقطعه زمانى نيز تحت ريا وفريب ينهان كرد واقعت هاى تاريخى را هيج كس بفراموشى سيرده نمى تواند واكر همه ريالستيك باشيم ومطابق نظر امام در حركات خود ودرنيات خود تغيرات مثبت واردوكنيم فكر مى كنم بر مشكلات فائق خواهيم امد ورنه رآهى كه به همين تعصب وكتمان حقايق تعقيب شودبه ناكجا آباد خواهيم بود همان طور نيست ؟با احترام (على يور ) 

نوید
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

ازدیووددملولم وانسانم آرزوست.....
برادرگرانقدرگل احمد وسایرنویسندگان وقلم بدستان جماعت!
خیلی مسرت دارم که روشنفکران ودانشمندان بارسالت وبامسوولیت همچوشماها راداریم ,درکارزاراندیشه
,تفکروتعقل بعضایک فردکاری راقادربه انجامش است که ازعهده یک جمع وحتی جمع بزرگ ساخته نیست .شما بادیگر نویسنده های آگاه وروشن بین این سایت مانند آقای تاله چی,آقای حقگو,آقای نوروزوبرادران شاعرما خدمات قابل قدری رابرای جماعت ومذهب درراه رضای خداوند وامام حاضر انجام میدهید که اجر وثوابش نصیب شما وهمه اهل جماعت باد,برای همه شما توفیق مزید استدعادارم.
شادوسلامت باشید.

ناشناس

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

فهیم جان خیلی خیلی بارز!
درنوشته گک خودت علاوه ازچندجمله بی ربط دیگری دوموردایرا که خیلی باغرورونخوت تذکارداده اید نمیشود بدون توضیح ازآن بگذرم:
ِِ,,............ازشکوه وشکایت زنانه صرف نظرنموده مردانه وار....,,
,,...........اربیوه نالی های معمول که خواص وسیرت افرادمریض است.......,,
شما باچنین توهینی به زن ادامه دهنده یک فرهنگ نه تنها مریض بلکه سراپا ناقص ,معیوب ونفرت انگیزید,انسان های روشن ,اگاه ومتمدن مدتهاست که با فرهنگ زن ستیز وغیرانسانی وداع کرده اند.ازنگاه انسان امروزی دیگر مردود است که به زن همچوموجودضیعف ,ناتوان ,ناقص ودرجه چندم نگاه کردکه دریک جامعه وتفکرمردسالار معمول ومروج میباشد.شما به جوامع مترقی وباتمدن دقت نماید که زن بهتر وبیشتر ازمردان درکاروسازندگی وپیشبردتمدن نقش بازی میکند,این نه زنست که ناتوان ,ناقص وضعیف است بلکه فرهنگ نفرت بارمردسالاری است که آزادی ,توان ,امکانات وشخصیت زن راددمنشانه پامال میسازد.شما هیچگاهی اندیشیده اید که زن مادراست ,زن همسر است ,زن خواهراست ,زن پرورش دهنده واموزگار ورهنمای مرد است ؟نه اندیشیده اید چون اندیشیدن مشخصه انسان متمدن است که بامظاهر وترشحات فرهنگ زن ستیز مدتهاست به دیده حقارت مینگرند.به توفهیم جان خیلی خیلی بارزباید عرض شودکه:
زن اگرنمیبود من وتونمیبودیم ,انسان نمیبود ,انسانیت نمیبود ,زندگی نمیبود ,عشق نمیبود دنیای خالی ای بیرنگ وبی معنی ای میبود این کاینات بی سروته وبی نهایت .
خداکندکه روزی شماراازورطه جهل ومریدیت سید منصورآزاد وفارغ ببینم.
یاعلی مدد

ناشناس
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

تأله جى جان خودت كه ازجنس لطيف صحبت كرديد خوشم امد وفردوسى طوسى در شاهنامه حماسى خود كفته بود ( زنان را نشايد بجز يك هنر .......نشينند وزايندشيران نر ) ازينرو با نظرت موافقم كه زن سازنده اجتماع است وبا يك دست كهواره را وبا دست ديكر جهانرا مى جنباند وبدون زن بقاى جامعه إنسانى ناممكن است در اجتماعى كه زن نيست در ان اجتماع روشنائى نيست خانه بدون زن بدون جراغ است حوا مادر تمام بشريت است مريم مادر عيسى نبى است سارا زن نيكوكارنمرودويرورش دهنده موسى كليم است خديجه دختر خويلد خانم بزركوار محمد ص است فاطمه اظهر همسر على مرتضى ومادر سرداران بهشتى حس وحسن همه زنان است همه متقيان وياكبازان در اغوش ير مهر مادر رشد كرده اند مادر است كه مدت نه ماه دربطن مصفا ونحيفش بشريت را جاداده وهنكام زايمان با بسى رنج نوزادش را بدنيا اورده وشبها در يرورش وتغذيه طفل بزركترين رياضت را مى كشد بناء زن قابل احترام است واز مقام شامخى برخور داراست( على يور ) 

تاله چی
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

اقای علی پورتشکر ازنظرنیک شما!

رهگذر(بیخدا)
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

البته دیدگاه شما در برابر زن قابل قدر است ولی نگر اسلام در برابر زن کاملاً چیزی دیگر است، زن از دید اسلام ناقص‌العقل است و برده جنسی مرد.
حوا و موا ی هم وجود نداشته، این‌ها دروغ‌های شاخ دار آیین یهود است.
سردار زنان ماری کوری فرزانه است، نه فاطمه به گفته شما اظهر! فاطمه چه خدمت به بشریت کرده که سردار زنان جهان شده است!
اینکه فردوسی در چکامه بالا زنان را تنها ماشین زایمان دانسته هم بیخود است و توهین به شخصیت انسانی زن.

ناشناس

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

آقای پریور!
سارا زن ابراهیم پیامبر ومادر و پرورش دهنده ی اسماعیل است نه موسی کلیم ا لله.اگر در معلومات و آگاهی های پیامبران وشخصیت های نامدار تاریخ کهن قدری عطف توجه نمائید به ارزش نوشتاری شما افزوده خواهد شد. موفق باشید

رهگذر(بیخدا)
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

بیجاست، هیچ‌کدام افراد نامبرده شده شخصیت‌های تاریخی نیست، تاکنون هیچ تاریخ نگاری نتوانسته به اثبات برساند که واقعا ابراهیم و یا نوح با زندگی بیش از 900 سال عمر، روزگاری به راستی می‌زیسته‌اند. این‌ها میتولوژی قوم یهود است و صحت تاریخی ندارد.

ناشناس

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

لطفآ برای بعضی معلومات های خوب و جامع به سایت http://www.afghanismailis.blogfa.com
نیز برای دریافت حقایق مراجعه نمایید.

ناشناس

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

این سایت را نیز Visit نمایید www.afghanismailia.com

ناشناس

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

سایت ذیل را ببینید http://khurasan.net

وطندار

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

اینکه رازق مامون کیست ,حالا همه میشناسندش: یک ادم دروغ ساز ,کم معلومات ,جعل گرعاری ازاخلاق وشرف.اوکه خودزن وفرزند داردباخانم شخصی بیچاره ای بنام رفیع رابط ریخت که ان فامیل رابدبخت ساخت وآقای رفیع برای انتقا م ازاین عمل کثیف رازق مامون به صورت وی تیزاب پاشید.ولی همین ادم دروغگو,مزور وبی اخلاق رسوایی اش رارنگ سیاسی داد که گویا ازسوی مخالفان سیاسی اش وبه خصوص ایرانی ها چنین کاری درحق وی صورت گرفته.ومدیای احساساتی وابکی هم بدون اینکه دلیلی داشته باشند به دروغ های رازق صحه گذاشتند تاکه طشت رسوایی وبداخلاقی این آقا ازبام افتاد وبه همگان معلوم گشت این ادم خیلی بداخلاق وبی وجدان بوده که عمل ,عصمت وشرف رامرتکب وبعد خودراقهرمان سیاست ونمیدانم چه وچه معرفی نمود.
واقعا وقتیکه همه نوشته های این اقای شیاد قلمی رابخوانید,هیچ یکی دارای حقیقت نبوده ومستند ومستدل نمیباشد,همه ساخته وپرداخته خودش وزاده توهم وخیال این جناب است ,مانند این نوشته رذیلانه وسراپادروغ وجعلی وی که سایت به اصطلاح ,,اسمعیلیان افغانستان,,خیلی احمقانه به نشر دوباره این کذب مطلق دست یازیده .البته من دراین تبلغات نهایت رذیلاه وسراپادروغ ردپای سیدمنصور نادری ومزدوران وی رابه خوبی میشناسم.وازگردانندگان سایت ها تقاضامیشودکه وسیله نشوند برای مغرضین ودروغ سازان وطمع ورزان !
ممنون

ناشناس
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

اين جفن كوئى ها همه توسط تطميع ودربدل ان ديكته از جانب سعادت يسر سيد منصور دحرى است كه مى خواهد عليه امامت دست به تبليغات خصمانه زده خشونت تاجكستان وبدخشان را رنك سياسى مبنى بر دسايس انكليس در جداً سازى زده اند در حاليكه تاجكستان وخاروق دهليز قاجاق مواد مخدر است كه همين سعادت و با قاجاقبران مافيائى به صدور مواد در داخل تاجكستان مصروف است وتحت اين تبليغات توسط يدرام بى هويت وفوزيه كوفى أذهان يار لمان كشور را مخدوش ومناسبات ادارات را بأ دول تاجك وافغان خدشه دار مى سازد( فهيم )

وطندار

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

باپوزش!
درجمله اخیر پارگراف اول یک اشتباه تایپی رخداده که تصیح ان است: بدورازعصمت وشرف.
ممنون

ناشناس

مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

این چتیات همه از طرف خوجه ها و نوکران افغانی آنها که در افغانستان در تجارت با هم شریک و منفعت زیادی در شراکت با هم دیگردارند برضد مردمان آزاده ووطنپرستان واقعی سازمان داده میشود.

ناشناس
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود

أقاى بى نام !
اين لطيف يدرام وخانم كوفى هم نشين خواجه ها در يارلمان است ويا از أقاى شما ? كه هردو كلو باز كردند كه انكليس در فكر ايجاد كشور مقتدير در مناطق يامير هاى شمال است كه شامل كلكيت ياكستان وبدخشانات افغان وتاجك مى كردد كه از جنك ترياك درين منطقه جطور يك استفاده تبليغاتى را تو سط اين سه مهره نابكار يعنى مامون ويدرام وخانم كوفى براه انداخت كه روى همه شان نزديك كه سياه كردد كه مجرى همين تبصره هاى زهر اكين همين رزاق مأمون شد كه او نيز دوست هم ييك أقاى شما است كه نيز به فرمايش أقاى شما برنامه ريزى دارد كه مى خواهد مناسبات سه كشور همسايه را همزمان با جانب مقابل خود خدشه دار سازد كه ازان به نفع اين كرك يير شما بهره بردارى كنند ولى از انجائكه جاه كن در جاه است أقاى شما در فساد دولتى عمر زاخيلوال كه باغ يغما نش رادربدل قرارداد معدن طلا قره رغن دره نيك يى به اوتحفه داده ا است همدست مى باشد وبا اين زد وبند هائش با زاخيلوال كه برادر اورا شريك تجارت خود كرده است كه او نيز بيك ملياردر تبديل شده است .انشأ الله با تير بى صداى امام غرق خواهند شد وبتو وامثالت اين نؤيد را مى دهم كه با ستون زمين مخالفت كردن جنون است كه خودرا غرق خواهند كرد كه عواقب ان را عنقريب خواهم ديد( خاركش ) 

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 180 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس